سناتورهاي اقليت جمهوريخواه از حضور در جلسه رأيگيري سنا براي تصدي هاگل به وزارت دفاع خودداري كردند و به اين ترتيب، جلسه رأيگيري حداقل به بعد از تعطيلي ۱۰ روزه سنا موكول شد، مشروط بر اينكه جمهوريخواهان سنا باز حرف و حديثي نداشته باشند. خودداري اين سناتورها از شركت در جلسه رأيگيري، خشم كاخ سفيد را برانگيخته و واكنش تند جي كارني، سخنگوي كاخ سفيد را در پي داشته است. او ضمن محكوم كردن اقدام جمهوريخواهان سنا گفت كه سناتورهاي جمهوريخواه ژست سياسيشان را به امنيت ملي امريكا ترجيح دادهاند. كاخ سفيد با اين واكنش بر مسئله حساس امنيت ملي و خلأ رهبري ارتش امريكا انگشت گذاشت تا آنكه بر جمهوريخواهان براي رأي دادن به هاگل فشار آورد اما به نظر ميرسد كه اين سياست كاخ سفيد چندان تاثيري در تعلل جمهوريخواهان سنا ندارد.
ليندسي گراهام، سناتور جمهوريخواه از كاروليناي جنوبي، قضيه بنغازي و كشته شدن جان کریستوفر استیونز، سفير امريكا در ليبي، را در آن ماجرا پيش كشيده و گفته كه «بحث بر سر رأی اعتماد به آقای هاگل تمام نشده، حرفها جدی نبوده است. ما اطلاعات لازم را نداریم و من با اینکه قبل از دریافت جوابهای لازم درباره عملکرد رییس جمهوری درباره بنغازی، فردی را به زور تایید کنیم، مخالفت میکنم». گراهام به اين صورت سياست متقابل جمهوريخواهان در برابر كاخ سفيد را اعلام كرده كه اگر كاخ سفيد بر امنيت ملي تأكيد كند، آنها نيز پرونده بنغازي را باز كرده و همان بازي امنيت ملي را در مقابل كاخ سفيد انجام ميدهند. واقعه بنغازي و كشته شدن سفير امريكا در آن براي حاكميت امريكايي بسيار سنگين و حقارتبار بود و فرصت مناسبي به رقباي اوباما در كنگره داد تا از آن مستمسكي براي حملات خود بسازند و هيلاري كلينتون را دو بار به جلسات سنا و نمايندگان بكشانند تا او با خشم و يأس از خود و كاخ سفيد دفاع كند. با وجود آن جلسات كلينتون اما باز جمهوريخواهان اين تصور را دارند كه قضيه بنغازي هنوز مصرف سياسي دارد و اين بار نوبت به چاك هاگل رسيده است. روشن است كه حمله بنغازي هيچ رابطهاي با هاگل ندارد، زيرا او در زمان حمله هيچ سمتي در دستگاه حاكمه امريكا نداشت و يك شهروند عادي امريكا بود. از اين رو، مسئله بنغازي نبايد ربطي به هاگل و رأي سنا به او داشته باشد اما بايد توجه داشت كه اصل فضاي سياسي امريكا پروپاگاندا است و جمهوريخواهان نيز ميدانند تا در اين فضا چگونه ربط و بيربط بهرهبرداري سياسي خود را داشته باشند.
موضوع اصلي اين است كه جمهوريخواهان نميتوانند اعتمادي به هاگل داشته باشند و قضيه بنغازي تنها بهانهاي است تا در رأي دادن به او طفره روند. هر چند كه هاگل ۳۱ ژانويه به سنا رفت تا در جلسه معارفه خود به نحوي محتاطانه به پرسشهاي جمهوريخواهان پاسخ دهد، اما هم همان موقع و نحوه پرسشهاي سناتورها و هم جلسه رأيگيري كميته امور دفاعي سنا در سه شنبه ۱۲ فوريه ثابت كرد كه سناتورها به اين راحتي حاضر به رأي مثبت نيستند. ترديدهاي جمهوريخواهان در آن جلسه به جايي رسيد كه براي مثال، جان مك كين خطاب به هاگل گفت: «امتناع شما از پاسخ به این سوال بر قضاوت و رأی نهاییام تاثیر خواهد داشت» و گراهام نيز اعلام كرد: «نمیتوانم تحریکآمیزتر از آنچه شما درباره روابط امریکا و اسرائیل گفتید چیزی تصور کنم». هاگل در آن جلسه سعي تمام داشته تا آن رويه تند گذشته را كنار بگذارد و تا اندازهاي باب ميل سناتورها پاسخ دهد و حتي قبل از جلسه گزارش ۱۱۲ صفحهاي آماده كرده بود و در آن نظري مخالف گذشته در مورد سياست تحريمي دولت امريكا داده بود. اين گزارش و نحوه سخنان او اعتماد عمومي را در سناتورهاي جمهوريخواه ايجاد نكرد و موجب شد تا در جلسه كميته امور دفاعي سنا تنها ۱۴ سناتور به او رأي مثبت بدهند و ۱۱ رأي منفي و يك رأي ممتنع به معني اتحاد يكپارچه سناتورهاي جمهوريخواه اين كميته عليه او بود. در واقع، جمهوريخواهان با اين رأي نشان دادند كه نمايش هاگل در جلسه معارفه براي آنان غيرقابل قبول بوده و هاگل همچنان مثل گذشته مخالف لابي اسرائيلي در كنگره، مخالف سياستهاي تهاجمي امريكا در بيش از يك دهه گذشته و مخالف سياستهاي تحريمي و موافق رويه ديپلماتيك در قبال پرونده هستهاي ايران است. اين محورهايي است كه هاگل به جز نمايش در آن جلسه معارفه، بر خلاف آنان كاري نكرده و به همين دليل جمهوريخواهان با طفره رفتن مصمم به رودست زدن به او هستند، هر چند موفقيت آنها چندان محتمل به نظر نميرسد.