
طرح چنين موضوعي، آن هم مقارن با راهپيمايي عظيم و كمنظير ۲۲ بهمن سال جاري بهرغم وجود تحريمها، بداخلاقيهاي مسئولان، تورم، گراني، عدمكنترل و نظارت بر بازار و سوءمديريتهاي احتمالي از سوي ارگانهاي اجرايي كشور، جاي تعجب و تأمل بسيار دارد و بدون ترديد جز يك فرار به جلو و نمايش اقتدار پوشالين در فضاي رسانهاي، مفهوم ديگري را در برندارد.
در زماني كه رژيم صهيونيستي ضعيفترين دوران پس از تشكيل ننگين خود را ميگذراند و در روزگاري كه به راستي اين رژيم منحوس در حال محاصره شدن در ميان امواج بيداري اسلامي و تفكر صادرشده از سوي انقلاب اسلامي ايران است، پناه بردن اين مولود نامبارك به حامي هميشگي خويش يعني شيطان بزرگ، قابل فهم است. چند ماهي است كه جسته و گريخته زمزمههاي حمله نظامي اسرائيل! به ايران اسلامي از سوي ايشان و يا حاميانشان شنيده ميشود؛ زمزمههايي كه بهرغم شكل ظاهري آن، از وحشت وافر سران اين رژيم از پسلرزههاي بيداري اسلامي منطقه و ترس از رويارويي با فرزندان معنوي انقلاب مقدس ايران در اطراف خود و در اقصي نقاط جهان حكايت دارد.
امروز اما تكرار اين مدعا آن هم از لسان و عمل شيطان بزرگ، حاكي از تسري اين وحشت از سران رژيم صهيونيستي به مسئولان دولتي امريكاي جنايتكار است. هر ناظر منصف و نكتهسنجي ميداند كه توانمندي اسرائيل در حوزههاي مختلف در حد رويارويي نظامي با ايران اسلامي - كه امروزه داراي نقش اساسي و تعيينكننده در منطقه و جهان ميباشد- نيست. مشكلات داخلي سرزمينهاي اشغالي از قبيل معضلات اقتصادي، ضعيف شدن نهاد خانواده، انشقاق و گسست نسلي، ميل ساكنان گوناگون سرزمينهاي اشغالي به خروج از آن و بازگشت به مواطن اصلي خويش و از همه مهمتر تضعيف روحيه سربازان ارتش رژيم صهيونيستي و نيز ضعف و كم توانيشان در ايثارگري براي آنچه از سوي پيشينيانشان به عنوان آرمانهايي از قبيل اسرائيل بزرگ! تعريف گرديده است، همه و همه از اسرائيل موجودي ساخته است كه نهايتاً توان ايستادگي ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و هشت روزه در برابر تنها تعدادي از فرزندان معنوي حضرت امام روحالله (قدسسره) را دارا ميباشد؛ تواني كه روز به روز در حال كاهش بوده و براساس پيشبينيهاي موجود در جنگ آينده ايشان به چند ساعت يا دقيقه كاهش خواهد يافت! و بساط منحوس اين رژيم را بر خواهد چيد.
گذشته از مشكلات و معضلات داخلي و بينالمللي اين رژيم، كافي است مقايسهاي جزئي در خصوص توانمنديها و تجارب ايران اسلامي در مواجهه با تهاجمات و تجاوزات خارجي كه نمونه آن در هشت سال جنگ تحميلي از سوي صدام بعثي و به پشتوانه امريكا و شوروي و كليه دول غربي معاند نظام اسلامي صورت پذيرفت، به عمل آيد تا حتي تصور حمله نظامي اسرائيل به اين مرز و بوم را خندهدار و مضحك نمايان سازد. به راستي رژيمي با ادعاهاي كاذب كذا و كذا كه توان برخورد با تعدادي رزمنده داراي سلاح سبك و غيركلاسيك در ابعادي كوچك در مرزهاي شمالي و جنوبي خويش را ندارد، چگونه سوداي تهاجم نظامي به ابرقدرتي مثالزدني در اين عرصه را در ذهن ميپروراند؟! النهايه اينكه هر چه بيشتر و پررنگتر طرح بحث حمله نظامي به بيشه شيران يعني ايران عزيز مطرح ميگردد، هراس و دلهره برنامهريزان و تصميمگيران ايشان بيشتر هويدا و آشكار گرديده و اين عبارت را بيشتر به ذهن متبادر ميسازد كه: اندازه اين حرفها نيستيد!