کد خبر: 511508
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نيم‌نگاهي به مقوله اقتصاد مقاومتي و راهكارهاي مقابله با تحريم‌ها در گفت‌وگوي «جوان»‌با محمدرضا دياني از مديران نمونه جوان كشوري سال 87
سمانه صادقي

ابتداي سال مقام معظم رهبري با نام‌گذاري امسال به نام سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني توجه همگان را به مسائل اقتصادي كشور معطوف كردند. از طرفي با توجه به تحريم‌هاي صورت گرفته بحثي كه در همين رابطه مطرح شد، بحث اقتصاد مقاومتي براي مقابله با دشمن بود. اما محمدرضا دياني، رئيس هيئت‌مديره انجمن توليدكنندگان و مديرعامل گروه انتخاب معتقد است «از ابتداي سال تا به امروز با اين مسائل، شعاري برخورد شده و به صورت يك باور ملي در نيامده است.» از اين روي گفت‌وگويي را با ايشان كه از كارآفرينان برتر كشور هستند و دريافت‌كننده عالي‌ترين نشان سازمان حمايت از مصرف‌كنندگان‌اند انجام داده‌ايم كه در ادامه مي‌خوانيد.

با توجه به اينكه در يك‌سال اخير شاهد بحث‌هاي فراواني حول محور اقتصاد مقاومتي بوده‌ايم از شما مي‌خواهيم سؤال كنيم اقتصاد مقاومتي چه نوع اقتصادي است؟

ما بايد به اقتصاد مقاومتي با اين نگاه بنگريم كه اين اقتصاد مقاومتي خاص اقتصاد كشور جمهوري اسلامي ايران است. اگر با اين ديد نگاه كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه ما در عرصه‌هاي نظامي يا سياسي يا اعتقادي و مكتبي‌مان دستاوردها و موفقيت‌هايي داشته‌ايم و اين مسئله باعث بازدارندگي دشمنانمان در مقابل ما شده و در خيلي از مسائل هم به سرعت ما را در دنيا جلو برده است. مثلاً در عرصه مكتبي و ديني ما امروز ديني را به لطف خدا و اهل بيت(ع) در اختيار داريم كه پاسخگوي همه نيازهاي بشر است و آمار هم در دنيا نشان مي‌دهد كه روز به روز به تعداد كساني كه پيرو اين دين مي‌شوند افزوده مي‌شود. به خصوص در بعد از انقلاب ما يك انفجار نوري در اين موضوع داشتيم و الان شما ده‌ها هزار طلبه خارجي در قم مي‌بينيد كه در حال فراگيري علوم ديني هستند همچنين در اقصي نقاط دنيا ما مبلغان ديني داريم. واقعاً توسعه ديني و مذهبي‌مان از آن حالتي كه قبل از انقلاب داشتيم و خيلي مردم دنيا نمي‌دانستند كه شيعه و مكتب اهل بيت(ع) يعني چه در آمده.حتي اسلامي كه باور داشتند اسلام امريكايي و اسلام وهابيت بود در نگاهشان تغيير كرده. بعد از انقلاب با انفجار نوري كه صورت گرفت دنيا شيعه را شناخت و مكتب اهل بيت(ع) در دنيا به سرعت توسعه پيدا كرد. در عرصه سياسي هم امروز ما مي‌بينيم كه وقتي از وزير امور خارجه امريكا مي‌پرسند سخت‌ترين كارت در اين دوران چه بود مي‌گويد سخت‌ترين مشكل اين دوران مسئله ايران بود ، من هر كجا مي‌رفتم مي‌ديدم كه ايران از لحاظ سياسي حضور دارد و آنجا جريان درست كرده و فعاليت مي‌كند. در دنيا يك زماني ما صدايمان به هيچ كس نمي‌رسيد اما امروز جمهوري اسلامي يك سياست پويا و تأثيرگذار را در دنيا دارد. در عرصه نظامي شما مي‌بينيد كه امروز قدرت نظامي ما آنقدر بازدارندگي دارد كه واقعاً دشمنان جرئت اينكه به ما حمله كنند را ندارند. ولي در عرصه اقتصادي يك شكاف باز داريم كه از آن شكاف باز دشمن خوب ورود پيدا كرده و ما قدرت بازدارندگي در زمينه اقتصادي را نداريم.دشمن ضعف‌هايي كه در عرصه اقتصادي‌مان داريم را فهميده و مي داند كه از اين راه مي‌تواند ما را از پا در بياورد. چون از راه مكتبي و سياسي و نظامي نمي‌توانسته با ما مقابله كند براي همين هم آمده تحريم‌هاي بين‌المللي عليه ما به وجود آورده و دنيا را عليه ما بسيج كرده و تمام انرژي‌اش را هم گذاشته .حتي راديكال‌هايي كه قبلاً پيشنهاد جنگ نظامي مي‌دادند الان موضعشان برگشته و مي‌گويند ما بهترين كاري كه مي‌توانيم با ايران انجام دهيم جنگ اقتصادي و تحريم است و بايد تحريم‌ها را بيشتر كنيم. وقتي ما وارد عرصه تحريم مي‌شويم اين به ما مي‌فهماند كه در اضلاع ديگر كشورمان يعني ضلع اعتقادي و سياسي و نظامي دشمن امكان نفوذ ندارد. براي اينكه اين ضلع را ما مسدود كنيم و نگذاريم از اين ضلع وارد شود بايد سدي ايجاد كنيم.كه همان اقتصاد مقاومتي است.

اين شكاف چطو‌ر ايجاد شده، ما خود طي اين سال‌ها اين شكاف را ايجاد كرده‌ايم؟

از ابتداي انقلاب نخبگان ما بيشتر نخبگاني بوده‌اندكه يا اعتقادي و مكتبي بوده‌اند يا سياسي يا به دليل جنگ نخبگان نظامي‌. ولي ما نخبگان اقتصادي كه واقعاً عرصه و قدرت دستشان باشد و مسائل اقتصادي را خوب تحليل كنند نداشته‌ايم. شما بعضي از كشورهايي كه امروز اقتصادهاي پويا در دنيا دارند را اگر درصد نخبگانشان را بگيريد متوجه مي‌شويد اكثريت نخبگانشان نخبگان اقتصادي‌اند و كار و قدرت دست‌ آدم‌هاي اقتصادي است. 

تكليف چيست و چه بايد كرد؟ 

ما اگر بخواهيم اين شكاف را درست كنيم و سدي قوي داشته باشيم بايد يك سد اقتصادي مقاومتي داشته باشيم. براي اين هم مي‌گوييم مقاومتي چون يك جنگي در مقابل ماست كه ما بايد در مقابل آن جنگ سدسازي كنيم. مثل زماني كه ما در جنگ نظامي بوديم و بايد بسيج مي‌شديم و سنگر مي‌ساختيم تا بتوانيم با اين ابزارها و مقابله به مثل‌ها جلوي دشمن را بگيريم. اين ابزارها و امكانات امروز بايد برايمان به وجود بيايد و يك باور ملي شود.

اين باورملي چطور ايجاد مي‌شود؟

جنگ نظامي ملموس است و دشمن با بمب و نارنجك زدن جنگ مي‌كند و همه مردم متوجه‌اند ، جنگ سياسي چون بوق دارد صدايش همه‌جا پخش مي‌شود و همه مي‌فهميم. در جنگ اعتقادي هم چون ما تخصص‌هايي را در اين بخش داريم برايمان ملموس است و نخبگان ما هم اكثراً نخبگان ديني‌اند. هم خوب قضايا را مي‌فهمند و هم خوب دست روي آنها مي‌گذارند . در چند سال گذشته هم ديده‌ايم كه هر قدر دشمن ما حمله اعتقادي كرده ما اين طرف قوي‌تر شده‌ايم. حوزه‌هايمان، دانشگاه‌هايمان و مكتوبات و رسانه‌هايمان همه تمركز روي آن قضيه كرده‌اند و حال نگاه كنيد ما صدها سايت مذهبي در كشور داريم كه تبليغ دين را مي‌كنند و پاسخ به شبهات مي‌دهند و در صحنه حضور دارند. اما فضاي جنگ اقتصادي را هم بايد ملموس كنيم و بفهميم كه اين عرصه هم يك جنگ واقعي است و بايد همه مردم و نخبگان ما مثل زمان جنگ كه همه شركت مي‌كردند شركت كنند. همانطور كه آنجا مبارزه با دشمن منوط به يك بخش نبود و همه از بسيج و سپاه و جهاد سازندگي و مردم در آن شركت داشتند و اين مردم بودند كه در مقابل دشمن ايستادند و توانستند پيروز شوند . ما امروز هم بايد همين فضا را به وجود آوريم و بگوييم ما يك جنگ اقتصادي داريم و بايد مردم حضور داشته باشند .

با توجه به كمبود ارز و نياز موجود چطور مصرف ارزمان كم خواهد شد ؟

همان بحثي كه مقام معظم رهبري ابتداي سال پيش‌بيني كردند و گفتند امسال سال حمايت از توليد ملي است. ما بايد هرچقدر كه مي‌توانيم مردممان را به باور برسانيم كه در اين جنگ اگر بخواهيم مبارزه كنيم بايد يك كاري كنيم كه مصرف ارز كم شود و مصرف ارز چطور كم شود، كالاي خارجي را نخريم و واردات را كم كنيم و برعكس از طرفي چيزهايي را كه امروز مي‌توانيم با كيفيت خوب توليد كنيم توليد كرده و صادر كنيم. والا به سخت‌ترين شرايط يا به قول معروف به بال كبوتران ببنديم و از اين طريق جنس‌هايمان را بفرستيم و تبديل به ارزش كنيم و اين ترفند دشمن را خنثي كنيم. بزرگ‌ترين حمله جنگ اقتصادي و تحريم اين است كه مصرف ارز ما بيشتر بشود يعني نيازهاي خارجي‌مان بيشتر شود و از اين طرف درآمد ارزي‌مان كاهش پيدا كند. پس شعارمان اين باشد توليد كالا براي جايگزيني واردات و كالا براي صادرات! ما بايد اين تلاش را انجام دهيم.

باتوجه به اينكه سال رو به پايان است چقدر تا به حال در اين زمينه موفق عمل كرده‌ايم ؟

با توجه به اينكه تقاضاي ارزمان بايد مديريت بشود من فكر مي‌كنم كه دولت در مديريت تقاضا دير به ميدان آمد. ما بايد همان ابتداي سال كه رهبري فرمودند:«امسال سال حمايت از توليد ملي است»‌اين مسئله را جدي‌تر مي‌گرفتيم و مصرف ارز را مديريت مي‌كرديم .ما از همان ابتداي سال كه مي‌دانستيم در يك شرايط ويژه قرار داريم و درگير جنگ اقتصادي شده‌ايم نبايد اسلحه‌مان را راحت از دست مي‌داديم. اسلحه ما چه بود؟ ارز. در جنگ اقتصادي ارز مهم‌ترين فاكتور ميدان جنگ است پس ما نبايد اين مهم‌ترين فاكتور جنگ را از دست مي‌داديم. بايد مي‌آمديم از همان ابتداي سال مردم‌مان را قانع مي‌كرديم و با برنامه‌ريزي محدوديت‌هايي را به براي مصرف ارز به وجود مي‌آورديم و از توليد كالا در كشور حمايت مي‌كرديم. يك تفكري در بعضي از افراد ما وجود دارد كه وقتي راجع به الگوهاي اقتصادي صحبت مي‌كنند هميشه الگوهاي اقتصاد آزاد را معرفي مي‌كنند. ما نبايد خودمان را با كشورهايي كه اقتصاد آزاد دارند مقايسه كنيم چون اقتصاد آزاد براي ما وجود ندارد. امروز دشمن از همه طرف ما را محدود كرده و ما نمي‌توانيم آن مزاياي اقتصاد آزاد را نداشته باشيم ولي مضارش را داشته باشيم .امروز اقتصاد ما اقتصاد مقاومتي است شما تصور كنيد ما حتي نقل و انتقال پول كه راحت‌ترين كار اقتصادي است را نداريم. حال بعضي از دوستان بحث مي‌كنند كه ما نمي‌توانيم مردم را محدود كنيم و ما نمي‌توانيم به سلايق مردم توجه نكنيم و ما نمي‌توانيم راه را با حق انتخاب نگذاريم و... حال كه اينقدر تورم داريم و نرخ ارز بالا رفته خوب شد! ما بايد به اين مسئله توجه كنيم و هر روزي كه جلوي اين موضوع را بگيريم به نفعمان است اما هر روز ما تأخير مي‌كنيم. من هنوز اعتقاد دارم با اينكه گام‌هاي بسيار خوب و بلندي را دولت برداشته در اولويت‌بندي‌‌ها و در محدود كردن واردات بعضي از كالاها تازه اين ۳۰ درصد از راه است.

نكته ديگري كه در اين شرايط اقتصادي امروز وجود دارد بيكاري جوان‌هاست!

بله، ما بزرگ‌ترين تهديدي كه برايمان وجود دارد اشتغال است، بايد جوانان ما كار داشته باشند. هر يك شغل امروز براي ما يك سلاح براي مبارزه با دشمن در جنگ اقتصادي است. پس اول بايد روي باور مردم كار كنيم.

پس ما هنوز فرهنگ‌سازي لازم را انجام نداده‌ايم؟

من اعتقاد دارم بزرگ‌ترين چالش ما اين است كه فرهنگ‌سازي حتي در نخبگان ما نشده. شما برويد و از مردم بپرسيد اقتصاد مقاومتي يعني چه؛ اگر توانستيد در ميان مردم ۳۰ درصد را بيابيد كه يك معني را برايتان تعريف كنند. اگر ۳۰ درصد مردم توانستند يك تعريف يكسان يا شبيه به هم از اقتصاد مقاومتي ارائه كنند من مي‌گويم مردم فهميده‌اند و فرهنگ‌سازي شده ولي من اعتقاد دارم حتي برخي از نخبگان ما هنوز نمي‌دانند اقتصاد مقاومتي يعني چه و بايد در رابطه با آن چه كار كنند و هنوز براي اين موضوع الگويي تعريف نشده. پس ما بايد اولين ابزار و گاممان براي اقتصاد مقاومتي فرهنگ‌سازي و بحث روي اين موضوع باشد. من معتقدم به جاي اينكه آنقدر برنامه‌هاي سياسي داشته باشيم و شخصيت‌هاي سياسي‌ را به چالش بكشيم و شاهد دوئل اين شخصيت‌ها باشيم بايد يك مقدار روي بحث‌هاي اقتصادي توجه شود. ما بسمان است سياست زدگي. ما امروز بايد بياييم تمام برنامه‌هايمان را روي يك بحث اقتصادي بگذاريم تا اقتصاد مقاومتي پيروز شود. چقدر ما شاهد برنامه‌هاي سياسي از صدا و سيما هستيم؟ چقدر وقت و انرژي مردم ما گرفته شده. بايد بياييم اقتصاد مقاومتي را تبيين كنيم. آن هم نه فقط از طريق يك عده كه خب يك پزيشن‌هاي دولتي دارند ما اين بحث را بكشيم درميان مردم و نخبگان سياسي و اقتصادي و اجتماعي كه اين اقتصاد مقاومتي يعني چه.

راهكارهاي ما چيست؟نخريدن كالاهاي خارجي هم بخشي‌اش برمي‌گردد به همان فرهنگسازي.

ببينيد من فكر مي‌كنم كه ما اگر برگرديم و نگاهي به دوران جنگ بيندازيم مي‌بينيم ما در آن دوران مردمي داشتيم كه حركت كردند. واقعاً چه شد كه مردم حركت كردند؟ مردم حس كردند كه خرمشهر را دشمن گرفت. مردم حس كردند كه دشمن كم‌كم دارد جلو مي‌آيد و ديدند كه ارتش و امكانات دولتي ما هم كفايت مقابله را ندارد. وقتي مردم اين حس بهشان دست داد بسيج شدند و بسيج مردمي جلوي دشمن را سد كرد و توانستيم خرمشهر را پس بگيريم و نگذاشتيم يك متر خاكمان دست دشمن بيفتد. اما امروز هنوز مردم اين حس را در جنگ اقتصادي نداشته‌اند.

البته مردم ساده‌زيستي آن زمان را هم ندارند.

نه، اصلاً بحث ساده‌زيستي نيست و ما نمي‌گوييم مردم ساده‌زيست بايد باشند. مي‌گوييم تعادل در زيست! الان مردم ما در فشار هستند چون دائم نرخ دلار بالا مي‌رود و از طرفي نه توليد داخلي حمايت مي‌شود و نه واردات درست است. خب، وقتي ما وابستگي ارز‌مان بالاست همين‌طور كه نرخ دلار حركت مي‌كند قيمت‌هاي ما هم حركت مي‌كند و اين دلار در حال محدودتر شدن است. پس بايد ما ساليانه در مقابل اين شرايط فشار بايستيم تا بتوانيم به پيروزي برسيم. ما اگر الان نجنبيم بايد برويم سر ذلت فرود بياوريم مقابل دشمن! من اعتقادم اين است كه مردم اگر بيايند و اقتصاد مقاومتي را باور كنند و بفهمند كه يعني چه و چه ابزاري مي‌خواهد در رفاه قرار مي‌گيرند و از اين زجر گراني افسار گسيخته و تورم بالا و بيكاري نجات پيدا خواهيم كرد. بايد براي اين موضوع فرهنگ‌سازي كنيم. براي گذر از تحريم‌ها جام زهر و تساهل و تسامح نجاتمان نمي‌دهند. دشمن بايد باور كند كه بحث تحريم‌ها روي ما كارساز نيست. آن وقت است كه دشمن با ما كنار مي‌آيد و حاضر است بيايد و بنشيند و با ما تفاهم كند و آن حقيقتي كه حق ماست را به ما بدهد.

با اين اوصاف بفرماييد اقتصاد مقاومتي به چه ابزاري نياز دارد؟

اول : كاهش مصرف ارز
دوم: ايجاد درآمد ارزي از درآمدهاي غير از فروش نفت. ما الان حتي مانور صادرات‌مان بيشتر روي كالاهاي نفتي يا متصل به نفت است) ما بايد خود را وابسته كنيم به كالاهاي صنعتي. ما هر قدر بتوانيم روي صادرات غيرنفتي صنعتي‌مان يا صنايع دستي‌مان و توليدات كشاورزي‌مان مانور كنيم اينها ارزش افزوده براي كشورمان خواهد داشت و پشت‌اش اشتغال است و تأثيرگذار. بنابراين در اقتصاد مقاومتي ما يك بخشي به نام اشتغال داريم. ما بايد در اقتصاد مقاومتي هر قدر كه مي‌توانيم براي مردم شغل ايجاد كنيم، ‌ نبايد جوانان‌مان بيكار باشند، نبايد خانواده‌هاي‌مان زجر بيكاري بكشند و بعد بياييم پول به جيب‌شان بريزيم. اينكه يك كسي را بيكار ‌كنيم و بعد پول به او بدهيم گداپروري كرده‌ايم. ما بايد راه را براي توليد باز كنيم و به نظرم مي‌رسد در اين راه همه مسئولند.
سوم: تربيت نيروهاي اقتصادي.
چهارم: باور ملي
ما بايد هرچقدر كه مي‌توانيم اين باور ملي را به وجود بياوريم كه دشمن الان عليه ماست. ما بايد اين باور را به وجود بياوريم كه وقتي مي‌گوييم اقتصاد مقاومتي و بحث اقتصاد مقاومتي را مي‌كنيم نوع جنگش چيست. دشمن مصرف ارز ما را در اين جنگ اقتصادي بالا مي‌برد و از يك طرف درآمد ارزي ما را كاهش مي‌دهد. پس وقتي ما مي‌گوييم مقابله بايد كنيم يعني بايد دقيقاً تلاش كنيم كه در اين جنگ كاري كنيم كه مصرف ارزمان كم شود و برعكس درآمد ارزي‌مان بيشتر شود. اين يك مقابله به مثل مي‌شود. پس مهم‌ترين فاكتور اين است كه مصرف ارز را كنترل كنيم. مجلس مسئول است و همين طور نخبگان حتي نخبگان ديني‌مان مسئول‌اند كه اين باور اقتصاد مقاومتي را به وجود بياورند و فرهنگ‌سازي كنند و ابزارهايش را آماده كنند تا آن نهضت ملي و آن نهضت ديني ما براي ايجاد يك سد مستحكم در مقابل اين جنگ اقتصادي به وجود بيايد. وقتي اين به وجود بيايد قطعاً ما مي‌توانيم در آينده يك كشور توسعه يافته حتي از لحاظ اقتصادي باشيم و نه حتي از لحاظ مكتبي و ديني يا سياسي. آنچه مي‌تواند پيشرفت‌هاي سياسي، نظامي، مكتبي ما را نتيجه بخش كند و نگذارد از پا در بيايند مسئله اقتصادي ماست. واقعاً ديدي كه رهبري ما از ابتداي سال داشتند و گفتند سال حمايت از سرمايه و توليد ملي و كار ايراني هنوز تبيين نشده و رويش بحث نشده و دقيقاً برعكسش شده ما خيلي شعاري با اين مسئله برخورد كرده‌ايم.

آينده اقتصادي كشور را با وضع موجود چطور ارزيابي مي كنيد؟

به نظر من با شرايطي كه الان داريم در آينده فرصت‌هاي بسيار و تهديدهاي بسيار خواهيم داشت. فرصت‌هاي بسيارمان ناشي از همين محدوديتي است كه دشمن ناخودآگاه عليه ما ايجاد كرده و اين مصداق همان مثل«عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» است، و اين امتياز اگر درست مديريت شود فرصت بزرگي خواهد بود. ما كشوري با منابع سرشار هستيم و امروز با توجه به حصاري كه دورمان كشيده‌اند با همين منابع مي‌توانيم درون زا صنعت و اشتغالمان را تقويت كنيم و منابعمان را هم در عين حال حفظ كنيم.

با وجود اينكه هر روز شاهد بالا رفتن نرخ ارز هستيم؟

بله. همين گراني ارز اگر مديريت شود و مديران بتوانند تعادلي در اين موضوع به وجود بياورند ما شاهد اين اتفاق خواهيم بود.اين نكته بسيار مهمي است. شما مي‌شنيديد سابق كه براي صادرات به كشورهاي موفق مثلاً ۱۷‌درصد تا ۲۰ درصد جايزه به آن بازرگان مي‌‌دادند. حالا ۲۰‌ درصد جايزه چيست الان ارز نفري ۱۰۰۰ تومان شده ۳۸۰۰ تومان يعني داريم ۳۰۰درصد جايزه مي‌دهيم به شرطي كه مديريت كنيم و ببينيم راهكارهايش چيست. نه اينكه ما در يك بخش متأسفانه شاهد هيچ سياست تثبيت‌شده‌اي نباشيم. ببينيد با استيضاح وزير كار وزارت كار و تعاون و امور اجتماعي كه بخش مهمي از صنعت كشور است با يك سرپرست اداره مي‌شود در حالي كه در تعامل دولت با مجلس مي‌توانست چنين اتفاقاتي نيفتد. آن هم در چنين برهه‌اي از زمان بلاتكليفي در يك وزارتخانه‌اي به اين بزرگي ! امروز تثبيت سياست‌ها يكي از ابزارهايي است كه بايد اتفاق بيفتد. از ديگر ابزارهاي اقتصاد مقاومتي، سياستگذاري درست وتثبيت اين سياست‌هاست.اگر ما سياست‌هاي تثبيت شده‌اي نداشته باشيم نمي‌توانيم برنامه كاري داشته باشيم.
ما بايد برنامه‌هاي متقني داشته باشيم والا دچار بحران مي‌شويم. بحران كالا و مواد و ... امروزه ما براي يك‌سري از كالاهايمان ممنوعيت واردات گذاشته‌ايم و از يك طرف به توليد‌كننده‌مان سرمايه در گردش نداده‌ايم و امكانات حداقلي براي تأمين مواد اوليه‌اش از بعد ارزي به‌وجود نياورده‌ايم، حال اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه بازار فردا با كمبود كالا مواجه مي‌شود چون هم واردات جلويش گرفته شده و هم توليد و مسئله‌اي هم حل نشده.

نياز امروزمان چيست؟

نيازمان به سياستگذاري همه جانبه و همگن است و نيازمان به تثبيت سياست اقتصادي است. اگر دولت كاري كند و بعد مجلس بيايد وتو كند يا مجلس چيزي را تصويب بكند و دولت عمل نكند مسئله‌اي حل نمي‌شود. بايد الان آن اتحاد و يگانگي و اعتماد متقابل ميان بخش‌ها به وجود بيايد. با اين تشتت آرا و بلاتكليفي‌ها و بي‌مسئوليتي‌ها نمي‌شود برنامه‌ريزي كرد. ما بايد سياستگذاري كنيم و سياستگذاري‌مان تثبيت شده باشد و ديگر تغييرش ندهيم. در شرايط امروز هيچ برنامه‌ريزي نداريم حال ما چطور مي‌خواهيم مقابله كنيم، اقتصاد مقاومتي برنامه مي‌خواهد. باز به نظر من دولت تنها مقصر نيست مجلس هم مقصر است بخش‌هاي ديگر هم مقصرند.

بخشي از ارز ما صرف خريد قطعات براي كارخانجات مي‌شود و اين هم خودش مسئله‌ساز است؟

بله وقتي ما مي‌گوييم توليد داخلي و اقتصاد مقاومتي، اين يك پلكاني دارد و از يك جايي شروع مي شود. ما نبايد دائم بگوييم مرغ اول است يا تخم‌مرغ، بايد از يك جايي شروع كنيم. زماني بود كه ما ارز نفت فراوان با نرخ تثبيت شده ۱۰ ساله ۱۰۰۰ تومان داشتيم و درهاي مملكت باز بود و همه چيز وارد مي‌شد حتي توليد‌كنندگان داخلي بسيار‌شان كه توليد مي‌كردند مي‌رفتند و واردكننده مي‌شدند اما حالا چرخه برگردانده‌ شده. اين چرخه يكدفعه كه همه‌اش بر نمي‌گردد، پله‌پله. ما مي‌گوييم امروز بايد در پله‌اول توليد داخل را ايجاد كنيم. يكدفعه نمي‌توان به توليدكننده بگوييد متريال و همه چيز را خودت توليد كن بايد يك پله‌اي بگذاريد و يك اصولي را تعريف كنيد. مثلاً در صنعت خودرو بياييم يك اصولي را تعريف كنيم و بگوييم ما اين امكانات داخلي را داريم و كسي را توليد‌كننده داخلي مي‌‌دانيم كه اين حداقل توليد را داشته باشد و يك مدتي كه از اين مرحله گذشتيم، مرحله بعدي اين است كه به توليدكننده بگوييم بايد اين قطعات را هم خودت توليد كني و از اين مرحله كه گذشتيم مرحله بعدي‌اش اين است كه بگوييم مواد اوليه‌اش را هم خودت بايد توليد كني. اما ما نمي‌توانيم الان چنين كارهايي را انجام دهيم. الان بايد ببينيم آن شركت‌هايي كه مي‌توانند ارزش افزوده در كشور توليد كنند و مي‌توانند اشتغال واقعي مستقيم و غير مستقيم داشته باشندكدامند و برايشان برنامه ريزي كنيم و بگوييم به آنها كه ما مواد اوليه‌تان را مي‌دهيم و زماني كه جلو رفتيد قطعاً انتظار ما اين است كه عمق ساخت داخلي‌تان را افزايش دهيد. البته ما مخالف اين هستيم كه فضاي مونتاژ كاري به وجود بيايد كه خيلي هم فضاي خطرناكي است و در بحث‌هايم اين مسئله بوده كه يكدفعه فريب نخوريم. ما بايد كساني كه مي‌خواهند اين اقتصاد مقاومتي را دور بزنند ، خوب شناسايي كنيم. تك به تكشان را و جلوشان را بگيريم.

چطور ؟

ما امروز كه يكسري محدوديت‌ها براي واردات داريم بايد متوجه باشيم كه يك عده نيايند صنعت مونتاژ راه بيندازند. چون ما صنعت مونتاژ را يكي از آفت‌هاي اقتصاد زمان طاغوت مي‌دانستيم و عقيده داشتيم اشكالي كه اقتصاد آن زمان داشت اين بود كه مي‌خواستند صنعت مونتاژ در كشور راه بيندازند كه اين صنعت عمق نداشت. نه دانش فني به ما مي‌داد و نه عمق ساخت داخل داشت و نه اشتغال. ما اتفاقاً مخالف اين بحث هستيم كه امروز فضايي به وجود بيايد كه مونتاژكاري كنيم. ولي از طرفي ديگر بايد دقت بشود كه ما كالاهايي كه مي‌توانيم در كشور توليد كنيم را مونتاژ نكنيم. مونتاژكاري نه براي ما اشتغال غيرمستقيم ايجاد مي‌كند و نه كاهش مصرف ارز و نه ايجاد ارزش افزوده براي ما مي‌‌كند و نه مزيتي براي صادرات ما دارد.

ولي براي توليد مواد اوليه‌مان قطعاً ممكن است در حجمي كه ما نياز داريم اقتصادي نباشد كه خودمان توليد كنيم.

بله .مثال مي‌زنم شما كمپرسور يخچال را در نظر بگيريد توليدكنندگان كمپرسور حداقل سالانه هفت، هشت ميليون بايد توليدكنند و كل مصرف كمپرسور يخچال كشورمان يك ميليون يا يك و نيم ميليون دستگاه است . براي يك و نيم ميليون دستگاه توجيه ندارد ما امروز بياييم كمپرسور توليدكنيم. ما بياييم الان جلوي واردات يخچال را بگيريم و بگوييم به توليدكننده كه برود كمپرسور بياورد.كمي كه جلو رفتيم و صادركننده شديم و صنعتمان توسعه پيدا كرد به توليدكننده بگوييم كمپرسورت را هم خودت توليد كن. بايد در مورد اين‌ مسائل با توليدكنندگان برنامه‌ريزي كنيم و عمق ساخت داخلي ايجاد بكنيم . البته ما اين را به وزارت صنعت و معدن هم اعلام كرده‌ايم كه بايد حتماً در اين موضوع دقت داشته باشند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار