
اگرچه تصور عمومي بر اين پايه بنا شده است كه همه اقشار جامعه از تورم بيزار هستند اما رفتارشناسيهاي اقتصادي بيانگر اين مطلب است كه افراد به نسبت داراييشان تورم را رويدادي تلخ يا شيرين برآورد ميكنند.
طي ماههاي اخير همزمان با نوسان قيمتي در بازارهايي چون ارز، سكه، سهام، خودرو مسكن، كالا و... انتقادهاي زيادي صورت گرفت. اين در حالي بود كه در لابهلاي همين انتقادها بودند افرادي كه براي رشد قيمت در بازارهاي فوق بسيار خوشحال بودند. به اصطلاح با دمشان گردو ميشكستند.
حال اين سؤال در ذهن نقش ميبندد كه چگونه ميشود رشد قيمت در بازار موجب ناراحتي فردي و خوشحالي فرد ديگري ميشود.
بررسيها بيانگر اين مطلب است كه ركود تورمي بيشترين فشارها را به كم درآمدترين قشر جامعه تحميل ميكند و در عين حال، براي بخشهايي ديگر از جامعه كه آنها را با عنوان سرمايهدار ميشناسيم شرايط تورمي، رويدادي مبارك تلقي ميشود به طوري كه برخي از آنها از چنين شرايطي استقبال نيز ميكنند.
بنابر تعبيري كه اين روزها زياد در رسانهها تكرار شده است، تورم ظالمانهترين مالياتي است كه از فقرا گرفته ميشود اما همين تورم موجب رشد دارايي و سرمايه سرمايهداران ميشود.
فردي را در نظر بگيريد كه ارزش مجموع داراييهايش ۱۰۰ ميليارد تومان باشد، وقتي شوك تورمي ۲۵ درصدي به اقتصاد تحميل ميشود، به اين معناست كه اين فرد بدون كوچكترين زحمتي، ۲۵ ميليارد به ارزش داراييهايش افزوده ميشود.
فرض كنيد اين فرد هزينه سالانهاش هم ۱۰۰ ميليون تومان باشد، هزينهاي كه تورم به او تحميل ميكند اين است كه اين رقم از ۱۰۰ به ۱۲۵ ميليون تومان تبديل ميشود يعني در مجموع ۲۵ ميليون تومان به هزينههايش اضافه ميشود ولي يك دارايي ۲۵ ميليارد توماني بدون زحمت به دست ميآورد شايد به همين علت است كه برخي اغنيا از سياستهاي تورمي دولتها معمولاً استقبال ميكنند.
درمقابل فرد فقيري كه تنها تكيهگاهش حقوق ماهانهاي است كه دريافت ميكند در اثر شوك تورمي نه تنها چيزي به ارزش داراييهايش اضافه نميشود بلكه ۲۵ درصد قدرت خريدش را نيز از دست ميدهد. با چنين قدرت خريدي بايد از پس هزينههاي ديگر چون اجاره، خورد و خوراك و... نيز بر آيد.
جالب است بدانيم كه طبقهبندي دهكهاي جامعه درجريان فراگير شدن فرآيندي به نام ركود تورمي دچار يك تغيير اساسي ميشود به طوري كه افرادي كه صاحب دارايي هستند روند صعودي را درجدول دهكها سير ميكنند و فقرا نيز روندي معكوس.
بدين ترتيب ميتوان مدعي شد تورم براي برخي لبخند و براي عدهاي ديگر ناراحتي به همراه ميآورد. در اين بين اگرچه صاحبان كسب و كار و بخشهاي توليدي از شرايط ركود تورمي امروز مينالند اما فرآيند ركود تورمي خدمتي را به آنها كرده است كه شايد آنها هيچگاه نميتوانستند در بهترين وضعيت توليد به چنين امري دست پيدا كنند. اكنون بايد متوجه اين نكته باشيم كه دولتي كه دوست داشت شاخص عدالت محوري را به جهت افزايش رفاه عمومي در كشور افزايش دهد از طريق اتخاذ سياستهاي اقتصادي اشتباه چگونه ناخواسته رتبه بالاترين سطح تورمها را براي كشور به ارمغان آورده است.