
تلقي سران مسكو از اين برنامه ريشه در طرح بلندپروازانه امريكاييها به نام جنگ ستارگان دارد كه از رياست جمهوري رونالد ريگان در دهه ۸۰ شروع شده بود و ملهم از مجموعه فيلمي به همين نام ساخته جورج لوكاس بود. ريگان در فضاي جنگ سرد به سر ميبرد و آن طرح رقابت نظامي دو بلوك غرب و شرق را به سطح فضا ميكشاند. جنگ ستارگان ريگان آن قدر بلندپروازانه بود كه در آن زمان از حد جنگ تبليغاتي امريكا در برابر شوروي فراتر نرفت و اين جورج بوش بود كه با نگاهي واقعنگرانه فاز دوم اين طرح را در پيش گرفت.
اقدام دولت نومحافظهكار امريكايي تنش جديتري بين امريكا و روسيه ايجاد كرد و مقاله فصلنامه فارين افريز در شماره مارس ـ آوريل ۲۰۰۶ نشان داد كه اين تنش ناشي از تصور يكهتازي امريكايي است زيرا ديدگاه امريكايي اين مقاله ديگر خود را در عصر توازن هستهاي و نابودي متقابل نميديد بلكه معتقد بود پس از نيم قرن، امريكا توانسته به قدرت هستهاي برتر تبديل شود. جورج بوش براي روياي قدرت هستهاي برتر خود سراغ كشورهاي لهستان و چك رفت تا پايگاههاي سپر دفاع موشكي را در اين حلقههاي سابق شوروي مستقر كند.
روسيه اين اقدام امريكا را تحقيري نسبت به خود ارزيابي ميكرد كه متحدان سابق را پايگاه سپر دفاع موشكي كرده است.
باراك اوباما از ۲۰۰۹ و با ايجاد تغييراتي در سپر دفاع موشكي سعي در دلجويي از طرف روس ميكند تا آنكه ديپلماسي بازتنظيم، (reset)، با روسيه را به راه اندازد. به اين جهت بود كه دولت اوباما در وجه تبليغاتي بر توان موشكي ايران انگشت گذاشت و با ادعاي حفاظت از متحدان اروپايي امريكا در برابر اين توان سعي در توجيه سپر دفاع موشكي داشت. اكنون و با شروع فصل دوم رياست جمهوري اوباما، ترديدهايي جدي در مورد برنامه سپر دفاع موشكي با تحقيقات كارشناسان نظامي امريكا مطرح شده كه موجب شده كارآمدي واقعي اين برنامه مورد پرسش قرار گردد. دفتر پاسخگويي حكومت، (Government Accountability Office)، كه به عنوان بازوي بيطرف حسابرسي كنگره عمل ميكند اين تحقيقات را انجام داده كه برنامه جنجالي امريكا را هم از بعد سياسي و هم از جنبه نظامي و فني مورد بررسي قرار داده است. كارشناسان اين دفتر متقاعد شدهاند كه سپر دفاع موشكي از هر دو جنبه اشكالات و نواقص قابل توجهي دارد و حتي پيشنهاد كردهاند كه مقامات امريكايي بهتر است از اجراي فاز چهارم يا نهايي در ۲۰۱۸ صرفنظر كنند.
اين كارشناسان معترف هستند كه كشور روماني بسيار ضعيفتر از آن است كه بتواند پذيراي پايگاههاي امريكا شود و لهستان نيز در صورت كمكهاي خاص امريكا پتانسيل پايگاههاي فعال را خواهد داشت. علاوه بر اين موارد، آنان كل طرح را براي حفاظت متحدين اروپايي امريكا كافي نميدانند زيرا اين طرح قادر به تفكيك كلاهكهاي هستهاي، انفجاري و ساختگي نيست گذشته از اينكه به طور كلي امنيت مرزهاي امريكا را تامين نميكند. تداوم رقابت و افزايش تنش با روسيه وجه مهم ديگر مورد نظر اين كارشناسان بود چراكه به نظر آنان، روسيه استقرار رادارها روي كشتيهاي مستقر در درياي شمال را تهديدي عليه خود ميداند. روشن است كه تهديدها و پاسخهاي متقابل سران كرملين توجه اين كارشناسان را به خود جلب كرده است. بايد گفت كه تهديدهاي روسيه تنها نكته سياسي مورد توجه آنان نبوده بلكه چرخش استراتژيك امريكا از آتلانتيك به پاسيفيك مقوله جديتري براي آنان است كه از خود ميپرسند با اين چرخش ديگر چه توجيهي براي برنامهاي پرهزينه و بلندپروازانه باقي ميماند. از سوي ديگر، برخي جمهوريخواهان همچنان در فضاي دوران ريگان به سر ميبرند و نميتوانند نتايج اين تحقيقات را بپذيرند اما بررسي جزئيات سپر دفاع موشكي ثابت كرده كه هزينههاي گزاف اين برنامه تأمينكننده امنيت امريكا نيست.