
شامگاه دوم بهمن سال گذشته، زن ميانسالي به نام مرجانه- ۴۰ ساله با مراجعه به كلانتري ۱۰۲ پاسداران به مأموران گفت: پس از كشتن شوهرم به نام جواد، جسد او را در صندوق عقب خودرو گذاشتم و ماشين را در خيابان شمشاد واقع در پاسداران رها كردم. با آغاز تحقيقات از متهم پرونده، مرجانه در اعترافات خود به كارآگاهان گفت: اختلاف من و شوهرم بر سر ارتباطات وي با برخي افراد غريبه بود كه بيشتر زمان خود را با آنها سپري ميكرد و همين موضوع باعث شده بود تا دچار افسردگي شوم. روز حادثه دوباره درخواست طلاق خود را تكرار كردم اما دوباره موضوع را شوخي گرفت و به بهانه بارش برف به سمت پنجره رفت. پس از چند دقيقه همسرم به داخل اتاق خواب رفت.
وي ادامه داد: نميخواستم كوتاه بيايم و به همين علت بلند شدم و رفتم داخل آشپزخانه. چاقويي برداشتم و زير پتوي نازكي كه دور كمرم بسته بودم، گذاشتم و به اتاق بازگشتم. به خودم گفتم بزن، تو ميتواني. در حالي كه چاقوي زرد رنگي در دستم داشتم، ضربهاي را بر گردنش زدم كه ناگهان از روي تخت بلند شد و چاقو را با دست چپش از گردنش درآورد و روي زمين انداخت. ترسيده بودم و از عقب به پايين تخت پريدم. او كمي جلوتر آمد و روي تخت افتاد و ساكت شد.
متهم در ادامه اظهارات خود در خصوص نحوه انتقال جسد از محل ارتكاب جنايت به محل كشف جسد نيز به كارآگاهان گفت: بعد از تميز كردن آثار خون، چمدان چرخدار آبي رنگ داخل كمد ديواري را برداشتم و در پايين تخت گذاشتم و جسد شوهرم را در داخل چمدان قرار دادم و آرام آرام به سمت در خانه كشيدم. جسد را به داخل صندوق عقب انداختم و چمدان را روي صندلي عقب ماشين گذاشتم. پس از بستن در صندوق عقب، با ماشين از پاركينگ بيرون آمدم و به سمت ميدان هروي حركت كردم. آن حوالي يك پارك كوچك ديدم. بالاي پارك، داخل يك كوچه بن بست ايستادم و بين دو ماشين پارك كردم و پس از پياده شدن از ماشين و قفل كردن درهاي آن، به سرعت به خانه بازگشتم.
با تكميل تحقيقات، زن ميانسال روانه زندان شد كه با رضايت اولياي دم از مجازات مرگ نجات يافت. متهم به زودي از جنبه عمومي جرم در شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري محاكمه ميشود.