هواداران هم از اين روند راضي هستند. اما اين تنها ظاهر ماجراست. ماجرايي كه تا كنون البته پنهان مانده بود و كمكم، در حال بروز است. اوضاع در واقع از نيم فصل اول خيلي بهتر است و مهمترين مسئله هم اين است كه تيم خوب نتيجه ميگيرد. اما مشكل از جايي ديگر نشات ميگيرد. از آنجا كه رفتارها و كردارها، برخلاف نيم فصل اول، خيلي حمايتي نيست.
نيم فصل اول، مانوئل به حمايت صددرصد رويانيان، هر كاري ميكرد و هر تصميمي ميگرفت. بيآنكه نگراني از بابت مخالفت با تصميمات اشتباهش داشته باشد يا حتي دلمشغولي بابت نتايج ضعيف تيم براي خود ايجاد كند. آن روزها اتفاقا جو هم طوري بود كه هيج جاي نگراني براي فرد اول نيمكت سرخپوشان نباشد و تنها نگراني هم كه همان اعتراض كريمي به شرايط نامناسب تيم بود، خيلي زود برچيده شد. اما اين روزها، شرايط كاملاً متفاوت است. و همان اتفاقي در حال رخ دادن است كه با نشستن يحيي روي نيمكت پرسپوليس، بيم آن را داشتيم. يحيي بازيكن خوبي بود اما نشستن روي نيمكت پرسپوليس براي او كمي زود بود. چراكه در اين تيم، قبل از مسائل فني، بايد توانايي جمع و جور كردن مسائل حاشيهاي را داشته باشي. مسائلي كه گاه پيش پا افتاده به نظر ميرسند اما ميتواند كمر اين تيم را بشكند.
سرمربي پرسپوليس به خوبي توانست از انرژي آزاد شده بازيكنان در نيم فصل دوم و انگيزههاي آنها بعد از رفتن مانوئل استفاده كرده و چهرهاي متفاوت از پرسپوليس به نمايش بگذارد اما نتوانست با ديگر مسائل تيم كنار بيايد و آنها را حل و فصل كند. مسائلي كه مهمترين آن نيمكت نشيني و مديريت بازيكنان بود. به طوري كه در روزهايي كه پرسپوليس ميرفت رنگ آرامش ببيند، مشكلات از نو، شروع به سرباز كردن كرد و سرانجام، در اردو، با قهر كردن بازيكنان نمايان شد.
هرچند كه قبل از آن، مشكلات با تذكرهاي بيموقع مسئولان و مديران باشگاه به بازيكناني كه حالا نه تنها نباخته بودند، كه نتايج خوبي هم كسب كرده بودند، خودش را نشان داده بود اما اين تذكرها، با توجه به نحوه برگزاري تمرينات كه پشت درهاي بسته بود و فيلترهايي كه يحيي براي عدم خروج اطلاعات تيمش به بيرون در نظر گرفته بود، كمتر نمود پيدا كرد اما نارضايتي برخي بازيكنان از نيمكت نشيني، سرانجام خودش را نشان داد. قبل از دربي هم البته زمزمه هايي شنيده ميشد و تعدادي از اين بازيكنان ناراضي حتي سراغ دكتر هم رفته بودند اما بعد از دربي، سرانجام اين غده چركي سرباز كرد تا يحيي، مشكلي جدي را مقابل خود ببيند.
مشكلي كه اگر او نتواند از پس كنار زدن آن از سرراه برآيد، نميتواند روند رو به رشدي را كه پرسپوليس در نيم فصل دوم در پيش گرفته بود را ادامه دهد. خصوصا كه او مثل مانوئل، يك حمايت صددرصدي را هم پشت خود نميبيند و نميتواند به رغم عملكرد قابل قبولي كه داشته، مطمئن باشد كه مديريت باشگاه، از او در برابر بازيكنان ناراضي حمايت كرده و او را درراه ساكت و آرام كردن آنها ياري ميرساند. در ظاهر، همه چيز آرام است و يحيي در اين آرامش، برنامه موفقيتهاي بعدي پرسپوليس را مينويسد اما حالا كه پرده افتاده همه چيز عيان شده است، ديگر نيازي نيست كه گل محمدي با سيلي صورتش را سرخ كند و حالا بايد به جاي حفظ ظاهر، به فكر راهي براي حل مشكلات درون تيمياش باشد. مشكلاتي كه اگر مسالمت آميز حل نشود، كار يحيي را در ادامه اين راه سنگلاخي، سختتر ميكند.
ضمن اينكه سرمربي جوان پرسپوليس حالا به خوبي ميداند كه نميتواند روي مسئولان باشگاه هم براي ياري رساندن به او حساب چنداني باز كند. چراكه آنها حواسشان اين روزها به مسائل ديگري گرم است و فرصتي براي تحليل و بررسي مشكلات يحيي با بازيكنان و دادن راه حلي براي از بين رفتن اين مشكلات ندارند. مشكلات و مسائلي كه همواره سعي در پنهان كردن آن ميشود اما ديگر حتي جايي براي پنهان كاري نيست وقتي مشكلات از محمد آباد كرج هم سرباز ميكند و ديده ميشود!و حتي دور كردن تيم از تهران نميتواند سرپوشي باشد براي پنهان كردن اين مسائل! چراكه ديگر پنهان كاري فايدهاي ندارد و حالا بايد به فكر پيدا كردن راه حلي براي برطرف كردن مشكل بود نه مخفي كردن و تكذيب آن.