
به گزارش خبرنگار ما، سيدرضايي نماينده دادستان تهران در دفاع از كيفرخواست به قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري گفت: دوازدهم مردادماه سال ۸۸ به مأموران پليس رباط كريم خبر دادند كه دختر نوجواني با شليك گلوله به سرش زخمي و راهي بيمارستان شده است.
مأموران وقتي به بيمارستان رسيدند، پزشكان گفتند لحظاتي قبل پسر جواني مرضيه- ۱۶ ساله را به بيمارستان منتقل كرد و گفت خواهرش دارو مصرف كرده و بيهوش شده است اما وقتي او را معاينه كرديم، متوجه شديم يك گلوله به سرش اصابت كرده است. مأموران پليس سپس از برادر مرضيه بازجويي كردند. او گفت: لحظاتي قبل همراه پدر، مادر و خواهرم در خانه بودم. مرضيه در حالي كه مقداري دارو مصرف كرده بود، از پله به پايين سقوط كرد و بيهوش شد. من هم او را به بيمارستان منتقل كردم و پدر و مادرم در خانه ماندند.
در حالي كه بررسيهاي پليس ادامه داشت، مرضيه سه روز بعد از حادثه روي تخت بيمارستان فوت شد. مأموران پليس سپس از اعضاي خانواده او تحقيق كردند. مادر مقتول در اولين بازجوييها گفت كه او دخترش را به قتل رسانده است. زن ۴۵ ساله كه حرمت نام داشت، ادعا كرد: امروز من و مرضيه داخل خانه تنها بوديم. او گفت ميخواهد براي ادامه تحصيل به كرمانشاه برود. من با او مخالفت كردم و بر سر اين موضوع مشاجره كرديم. بعد هم عصباني شدم و با اسلحهاي كه داخل خانه بود، به او شليك كردم كه كشته شد.
نماينده دادستان تهران گفت: براساس كيفرخواست صادر شده، من براي او درخواست مجازات دارم.
سپس متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: اتهام خودم را قبول دارم. البته حالا عذاب وجدان دارم كه براي چه دخترم را به قتل رساندم. روز حادثه ما دو نفر در خانه بوديم و او ميخواست به تنهايي براي درس خواندن به كرمانشاه برود. من اسلحهاي كه در خانه داشتيم را برداشتم تا او را بترسانم شايد از تصميمي كه گرفته است، منصرف شود. او بالاي پله ايستاده بود كه اسلحه را به طرفش گرفتم اما دستم روي ماشه رفت و يك گلوله شليك شد و به سرش اصابت كرد و دخترم روي زمين افتاد. همان لحظه شوهر و پسرم وارد خانه شدند و پسرم مرضيه را به بيمارستان منتقل كردند. متهم گفت: بعد از آن وقتي پليس از من تحقيق كرد، بازداشت شدم و ۱۱ شب را هم در زندان بودم تا اينكه خانوادهام رضايت دادند و من آزاد شدم.
وكيل متهم به دادگاه گفت: تحقيقات درباره پرونده ناقص است و متهم نميتواند با اين انگيزه مرتكب قتل دخترش شده باشد. احتمال ميدهم كه متهم دچار بيماري است و بهتر است سلامت رواني او از سوي پزشكي قانوني بررسي شود.
قاضي عزيزمحمدي گفت: وقتي پرونده به اين شعبه ارجاع شد، داراي نقايص بسياري بود كه براي رفع نقص يك بار به دادسرا ارجاع شده است. بررسيهاي دوباره نشان داده، مدت زيادي است از اسلحهاي كه متهم ادعا ميكند با آن دخترش را به قتل رسانده، استفاده نشده است. به طوري كه كارشناسان اسلحهشناسي هم موفق نشدند از آن استفاده كنند، بنابراين احتمال ميرود دختر جوان با اسلحه ديگري به قتل رسيده باشد. همچنين در مراحل تحقيقات مجدد، كارشناسان اسلحهاي به دست متهم دادند و متوجه شدند او قادر به در دست گرفتن اسلحه نيست.
قاضي ادامه داد: متهم در اولين بازجوييها گفته است من داخل حياط مشغول شستن لباس بودم كه صداي شليك گلوله را از داخل اتاق شنيدم و متوجه شدم كه دخترم هدف گلوله قرار گرفته است.
يكي ديگر از ايرادهاي قضايي پرونده كه قاضي به آن اشاره كرد، اين بود كه متهم ادعا كرده است مرضيه روي پله ششم ايستاده بود كه من به او شليك كردم اما بررسي كارشناسان نشان داده است كه مقتول از روبهرو و فضاي هم سطح هدف گلوله قرار گرفته است.
متهم در آخرين دفاع هم گفت: من مرتكب قتل دخترم شدم و از حادثهاي كه اتفاق افتاده، متأثر هستم. قاضي عزيزمحمدي بعد از شور با اعضاي دادگاه، حرمت را از اتهام قتل تبرئه كرد.