
مشاور رهبر معظم انقلاب با تشريح چگونگي شكلگيري ائتلاف سه گانه و اينكه اين ساز و كار با پيشنهاد وي آغاز به كار كرده است، گفت: بنده با توجه به حساسيتي كه در اين رابطه وجود داشت ابتدا موضوع را با آقاي قاليباف و سپس با آقاي حداد در ميان گذاشتم و خوشبختانه هر دو اين عزيزان موضوع را پذيرفتند و بر اين اساس طرحي كه مطرح شد مورد قبول هر سه نفر قرار گرفت. اصل اين طرح اين است كه هدفگيري ما سه نفر اين باشد كه از بين معتقدين به اسلام، نظام، جمهوري اسلامي، قانون اساسي و ولايت فقيه يك كانديدا بيشتر نداشته باشيم، چون تفرق و تشتت بين كانديداها موجب ميشود كه از انتخابات نتايج مطلوبي به دست نيايد. به خصوص اينكه در شرايط حساسي قرار داريم كه ميتوان گفت حساسترين شرايط انتخابات در طول انقلاب اسلامي است، لذا هيچ راهي جز جلوگيري از تشتت آرا نيست. اين موضوع هم مشخصاتي دارد كه اول از همه اين است كه هر كدام از ما سه نفر اين آمادگي را داشته باشيم كه اگر اتفاق نظر بر هر يك از ما نبود بدون چانهزني فرد منتخب را پذيرفته و تقويتش كنيم ولو اينكه آن فرد خارج از اين سه نفر باشد. اين موضوع بيت الغزل اين ائتلاف است و اين حرف تازهاي است كه در تاريخ انتخابات رياست جمهوري در كشور شكل ميگيرد.
علي اكبر ولايتي در گفت و گو با خبرگزاري مهر ادامه داد: موضوع مهم ديگري كه مورد نظر ائتلاف است اين است كه خدمت كردن نظام فقط در كسوت رياست جمهوري اتفاق نميافتد، بلكه فرد خدوم ميتواند در ديگر سمتها خدمت كند؛ يعني آن كسي كه از بين اصولگرايان رئيسجمهور ميشود ديگر افراد كارآمد اصولگرايان را هم به كار ميگيرد چراكه ما معتقديم هيچ كس عقل كل نيست و فقط خداوند متعال است كه از همه موضوعات با خبر است و قادر مطلق است و حضرت حق نيز امر به مشورت كرده است (و امرهم شورا بينهم و شاورهم في الامر) يعني هيچكس بينياز از مشورت نيست و در عقل جمعي نتايج بهتر و مطلوبتري حاصل ميشود.
وي گفت: نكته ديگري كه مد نظر ائتلاف سه گانه است اين است كه هر كس كه در اين ميان به عنوان كانديداي نهايي اصولگرايان مطرح شد همكاران اصلي خود (تيم خود) و حداقل رئوس تيمش را به مردم معرفي ميكند، چراكه سمتهاي مختلف و مهمي در كشور وجود دارد كه هر كدام كارهاي تعيين كنندهاي است. نميشود رئيسجمهور كارآمدي داشته باشيم كه از استفاده از اقتصاددانهاي خبير و متخصصين صنعت، كشاورزي، سياست و امور امنيتي و دفاعي مورد اعتماد بينياز باشد. همچنين بايد در حوزه تجارت، سياست خارجي، سياست داخلي، امنيت، دفاع، صنعت، فناوري، علم و فرهنگ از افراد كارآمد و رده بالا استفاده كنيم. يعني لزوماً همه مسئولان اجرايي عضو كابينه نيستند.
ولايتي در ادامه با بيان اينكه تكثر اصولگرايان در شرايط فتنه و انحراف جايز نيست، تصريح كرد: اولين رئيسجمهور ايران بنيصدر بود كه اصولگرا نبود و هيچ وقت هم ادعايش را نداشت. اين موضوع را در عمل هم نشان داده بود. در حالي كه در آن زمان انتخاب اصولگرايان آقاي حبيبي بود كه يك سوم بني صدر رأي آورد. پس اين فرض، فرض درستي نيست، يعني در زماني كه اصولگرايان رقيبي نداشته باشند عيبي ندارد كه تكثر باشد و حتماً هم بايد همينطور هم باشد كه شما گفتيد. اما زماني كه ما با فتنه مواجهيم و با انحراف مواجه هستيم و عدهاي از همين حالا شبهه «انتخابات آزاد» را كليد زدهاند و شروع كردهاند به زير سؤال بردن انتخاباتي كه هنوز انجام نشده است خوب بايد اقدام ويژهاي كرد. وي خاطرنشان كرد: در انتخابات گذشته تقلب و تهمت را به دروغ مطرح كردند و تهمتي كه زده شد آن همه آثار سوء داشت. حالا هنوز انتخابات برگزار نشده به استقبال يك وضع خدايي ناكرده نامطلوب رفتهاند و ميگويند انتخابات بايد آزاد باشد كه مفهوم مقابلش اين است كه شك ميكنند در آزادي انتخابات. در چنين شرايطي كه بحث انتخابات آزاد مطرح ميشود، اصلاً وظيفه همه وحدت است. كشور كه خلاصه نميشود در فعالين اصولگرا يعني هر چه بيشتر اصولگرايان به خودشان مشغول باشند و نظريه تكثر و تعدد در پيش باشد، نتيجه بهتر نميشود.
وي همچنين با اشاره به اينكه در ائتلاف سهگانه با افراد شاخص اصولگرا رايزني ميكنيم نه احزاب يادآور شد: افراد شاخصي كه به جريانات و تشكلها جهت ميدهند مورد بحث ائتلاف سهگانه هستند. از ابتدا هم قرار شده كه روي افراد شاخص اصولگرا كه مباني را قبول دارند بحث، فكر و گفتوگو كنيم. ممكن است البته اين افراد وابسته به حزب باشند يا نباشند اگر نظرات اين افراد را جذب كرديم آنها نيز نظرات احزاب را جمع ميكنند. چراكه لزوماً همه گروهها حزب نيستند. داعيه ما هم بر جمع احزاب نيست.
ولايتي همچنين در تعريف فتنه و انحراف اينگونه توضيح داد: ۱۳ - ۱۴ ميليون نفري كه در انتخابات گذشته به كانديداي ديگري رأي دادند قطعاً از همين كشور و مؤمن به نظام و قانون اساسي هستند و حق دارند فرد ديگري را انتخاب كرده و به او رأي بدهند. آنها هم بعداً فهميدند آن كساني كه مدعي وفاداري به قانون اساسي بودند به نحو ديگري عمل كردند و لذا از اين افراد برگشتند. حساب اكثريت آنها از اقليتي كه سر نخ فتنه را در دست داشتند كاملاً جداست. منحرفين هم كساني هستند كه تعابير خاص خود را از اسلام و جمهوري اسلامي دارند. حالا انحراف يك امر عام است و در زمان ما مصاديق خودش را دارد. اين جريان به جاي اينكه به رأس نظام و ولي فقيه كه شاخصها را تعيين ميكند، نگاه كند و خودش را با نظرات ايشان تنظيم كند، به موازات آن حركت ميكند. اين ميشود انحراف از راه انقلاب و رهبري. بالاخره يك نفر پرچمدار انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي است اگر كساني كه ادعاي اسلاميت و تبعيت از نظام را دارند ولي راه ديگري ميروند، اين به معناي انحراف از مسير است. منظورم افراد يا شخص خاصي نيست، بلكه هر كسي است كه مدعي است اما در عمل كار ديگري انجام ميدهد. اگر كساني هستند كه ادعاي پيروي از اسلام و ولي فقيه را دارند، اما راهشان چيز ديگري است. قولشان يك چيز و فعلشان چيز ديگري و اين معنايش انحراف از مسير است.