
تعامل سازنده بين قوا، موضوعي است كه به رغم تأكيدات رهبر معظم انقلاب و دلسوزان همچنان در مظلوميت كامل به سر ميبرد. اگرچه چند هفتهاي است كه دولت و مجلسيان به فكر افتادهاند تا جبران مافات كرده و با برگزاري جلساتي شبانه از فشارهاي اقتصادي ومعيشتي بر مردم بكاهند، اما باز هم بسياري اظهار ميكنند كه نميتوان خيلي هم به اين جلسات اميدوار بود؛ چراكه اختلافات في مابين به مثابه آتش زير خاكستري است كه با اندكي دميدن شعله ور شده و به حالت قبل باز ميگردد.
هرچند بايد منتظر ماند و ديد در روزهاي آتي زد و خوردهاي كاذب بين نمايندگان ملت و مسئولان دولت كاهش مييابد يا خير البته در اين ميان بايد بررسي كرد كه چه ميزان از مشكلات كنوني كشور در حوزههاي اقتصادي به تنازعات بين قوا برميگردد. مهندس مهدي هاشمي، نماينده مردم تهران در اين باره با «جوان» به گفتوگو پرداخته است.
وي متولد سال ۱۳۴۲ تهران است. داراي مدرك فوق ليسانس معماري و فوق ليسانس مديريت بوده و سوابق متعددي از جمله عضويت در كميته انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران از سال ۱۳۵۷، عضويت و فرماندهي يگانهاي مختلف سپاه پاسداران در مناطق عملياتي، معاون امور مناطق شهرداري تهران، رئيس فدراسيون تيراندازي، رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان كشور و سرپرست وزارت كشور در دولت نهم را در كارنامه او ميبينيم.
نبود تعامل مناسب ميان سه قوه به خصوص دو قوه مجريه و مقننه يكي از معضلات به ظاهر لاينحل در ميان كارگزاران نظام در طول چند سال اخير بوده است. اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي همواره بر تعامل و ارتباط مناسب و شايسته مسئولان سه قوه تأكيد داشتهاند. اما برخلاف گذشته در طول روزهاي اخير نمايندگان مجلس و دولت جلسات مشتركي را برگزار كردهاند، ارزيابي شما از اين تغيير رويكرد چيست؟
اين موضوع با هر انگيزهاي كه باشد خصوصاً با تأكيد مقام معظم رهبري اگر صورت گرفته باشد بسيار امر پسنديده و ارزندهاي است ولي اين همكاري و تعامل بايد هميشگي و مدتدار باشد نه مقطعي و تنها مربوط به زمان خاصي باشد؛ چراكه هميشگي بودن ارتباطات مناسب بين مسئولان دو قوه است كه باعث پيشرفت در كارها و امور كشورداري ميشود و بسيار مفيد در حل مشكلات جامعه و از جمله مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم است.
بايد شرايطي هميشگي بين سه قوه و خصوصاً دو قوه مجريه و مقننه به وجود بيايد كه آنها بتوانند با يك همكاري حداكثر تعاون و همفكري را براي حل معضلات و مشكلات كشور داشته باشند خصوصاً در اين شرايط كه تحريمهاي بينالمللي افزايش داشته و فشار اقتصادي روي مردم وارد شده است. تأكيدات رهبر معظم انقلاب در رابطه با روابط سازنده بين قوا در شرايط امروز كشور از يك امر استحبابي به يك امر واجب تلقي ميشود و طبيعتاً انتظار مردم و هم حضرت آقا اين است كه اين تعامل به يك تعامل حداكثري تبديل شود و نتيجه آن بايد گشايش مشكلات مردم و وفاق و ارتقاي سطح رفاه عمومي باشد.
در روزهايي كه خبر جلسات شبانه مجلس و دولت انعكاس رسانهاي داشت گويا عدهاي از نمايندگان مجلس به عملكرد هيئت رئيسه در اين باب انتقاد داشتهاند و خواهان آن بودهاند كه هيئت رئيسه ساير نمايندگان ملت را در كم و كيف جلسات قرار دهند. اين اعتراضات را شما وارد ميدانيد و اساساً سرسازگاري با منطق دارد؟
در اينجا بايد چند مسئله مورد توجه قرار گيرد. انتظار نمايندگان مبني بر اينكه كليات اين موضوع بايد با سياستگذاري مجلس و هماهنگي ساير وكلاي ملت باشد و در كنار آن گزارشات به صورت شفاف و پيدرپي به اطلاع آنها برسد يك ضرورت و يك ا قدام الزامي است. ديگر موضوع اين است كه اگر قرار است تعاملي صورت بگيرد بايد افرادي در اين تعامل شركت و همكاري داشته باشند كه بتوانند اين تعامل را به صورت حداكثري ايجاد كنند و در يك سطح عالي از نظر تخصصي و كاركردي صورت دهند. همچنين افرادي بايد در اين جلسات شركت داشته باشند كه بتوانند به صورت هماهنگ و واحد در جهت منافع و مصالح عمومي جامعه قدم بردارند و از تكروي يا تحقق منافع شخصي و گروهي پرهيز كنند البته با شناختي كه از دوستان دولتي و مجلس داريم اين دور از انتظار و واقعيت نيست. البته هيئت رئيسه هم بايد سعي كند بيشتر از گذشته در جهت تحقق خواستههاي منطقي و بحق نمايندگان تلاش كند و خصوصاً در مورد بحث اطلاعرساني كه توجه بيشتري را ميطلبد. البته طبيعي است كه نميشود نظر همه نمايندگان را هم تأمين كرد اما بايد تلاش بر اين باشد كه نظر حداكثري وكلاي ملت تأمين شود، انشاءالله.
سؤالي اساسي در اذهان عمومي جامعه وجود دارد و آن اينكه چرا اينقدر دير دولت و مجلس دست به برگزاري جلسات همفكري و همانديشي زدند در حالي كه ماهها از بروز مشكلات عديده اقتصادي و معيشتي ميگذرد. اين فرصتسوزي چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟
اين مشكلي است كه همواره وجود داشته است و در طول ماههاي اخير بارها در مورد آن گفته شده و تذكرات بسياري هم داده شده است و دليل اصلي و مهم آن هم ميتواند اين باشد كه برخي از مسئولان و نمايندگان ملت به صورت كلان به موضوعات نگاه نميكنند و بعضاً نظرات شخصي و بخشي بر مسائل اصلي و اساسي سايه انداخته است. اينكه ما مصالح و منافع نظام و جامعه را نبينيم يك آسيب اساسي و جدي است. البته ما با توجه به شرايط موجود اميدوار هستيم زمينهاي فراهم شود كه اين ارتباط بين نمايندگان مجلس و مسئولان عالي دولت بهتر هم شود. ما نبايد مصالح عمومي را ترجيح دهيم به ديگر مسائل فرعي يا شخصي. اينگونه رفتارها هزينههاي بسياري روي دست نظام و جامعه ميگذارد و دود آن به چشم مردم ميرود، ما نبايد فراموش كنيم كه مردم با چه توقع و انتظاراتي به ما رأي دادهاند.
يك نگراني وجود دارد و آن اينكه اين همكاريها مقطعي باشد و پس از فروكش كردن تب و تابهاي كنوني باز هم به روال سابق تغيير حالت دهد. (به همان هفتههايي كه زد و خوردهاي سياسي هر روز شكل فزايندهاي به خود ميگرفت.) اين نگراني را ميتوان عقلاني ارزيابي كرد؟
به عقيده بنده بايد در اين راستا همه مسئولان كمك كنند و به نوعي از خودگذشتگي نشان دهند. بايد هم نمايندگان مجلس هم مسئولان در دولت هدف و اصول و مباني را فراموش نكنند و در رفتار و تعاملات خود به نحوي شاخصها را مورد توجه قرار دهند. اينكه مسئولان دولت و مجلس خواستهها و مطالبات رهبري را در هر گردنهاي مورد توجه قرار دهند كار خيلي سختي نيست. ما اگر هدفهاي اصلي نظام و كشور را همواره در دستور كار خود قرار داده و سطح انتقادپذيري و آستانه تحمل خودمان را افزايش دهيم طبيعتاً اين مشكلات به وجود نميآيد كه ما براي هر موضوع كوچكي شروع كنيم به اقدامات تلافيجويانه يا اقدامات غيرمتعارف. اينكه شرايطي به وجود بيايدكه ما ببينيم مشكلات بين مسئولان سر سفره مردم بيايد موضوع پسنديدهاي نيست و اين همان چيزي است كه كشورهاي غربي و مراكز امنيتي و سياسي آنها خواهان آن هستند. با بررسي رفتار و اهداف كشورهاي غربي در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ميبينيم كه آنها به هر شكل ممكن درصدد ضربه زدن به نظام و كشور بودهاند و يكي از راههايي كه آنها را به اهدافشان ميرساند اين است كه مسئولان مشغول درگيري و زد و خورد با يكديگر باشند و از مشكلات جامعه غافل شوند. بدون ترديد مسئولاني كه هر روز منتظر چيزي از طرف مقابل هستند تا پاسخگوي او باشند نميتوانند خواستهها و توقعات مردم كشورشان را برآورده كنند و اين يعني فاصلهگذاري بين مسئولان و مردم كشور كه آسيبي جدي به پيكره انقلاب و مسير پيشروي كشور ميگذارد. زماني كه مردم پشتوانه انقلاب و مسئولانشان نباشند با هر فشاري از سوي خارجيها قابل فروپاشي و تسليم شدن هستند. آنها هم همين را ميخواهند كه از راههاي مختلف اعتماد و پشتيباني مردم را از انقلاب سلب كنند و اين بسيار خطرناك است كه مسئولان نظام خصوصاً در هر دو قوه خودآگاه و ناخودآگاه در اين جهت قدم بردارند.
ميتوان به ادامه رويكرد كنوني بين دو قوه مجريه و مقننه اميدوار بود، با توجه به اينكه در گذشته هم همكاريهاي مشترك صورت گرفت اما ادامه نيافت؟
بنده اميدوار هستم كه اين جلسات استمرار خوبي داشته باشد. البته نمايندگان منصف مردم بايد دقت داشته باشند كه اگر اشكال و ايرادي از هر دو طرف به وجود آيد قبل از اينكه كار بخواهد به تذكرات حضرت آقا كشيده شود، حتماً خودمان به خودمان تذكرات لازم را بدهيم و حواسمان را جمع كنيم كه خواستههاي دشمنان را برآورده نكنيم. هوشياري مسئولان دولتي و نمايندگان مجلس از تذكرات رهبري هم ميكاهد به اين معنا كه اگر آنها به وظايف قانوني خود عمل كنند رهبري نميخواهد از خود هزينه كند و وارد موضوع شود. اين پسنديده نيست كه ما كاري كنيم كه رهبري را وادار به هزينه دادن كنيم. البته نمايندگان مجلس و دولت منتظر آن نيستند كه رهبري ورود پيدا كند و بعد آنها احساس دغدغه كنند بلكه اين كمتوجهيها و بيتوجهيها نسبت به اصول و مباني است كه موجب بروز غفلت ميشود و ما را از اصول و مباني نظام و تأمين نيازهاي مردم غافل ميكند و نگاهها بخشي و فردي ميشود به نحوي كه مردم و منافع آنها وجهالمصالحه اقدامات ما قرار ميگيرد.
چه ميزان از مشكلات گستردهاي كه امروز مردم در حوزه اقتصادي و معيشتي با آن دست و پنجه نرم ميكنند سهم تنازعات بين دولت و مجلس در ماههاي گذشته است؟
ما اصليترين مشكل و معضلمان مسائل داخلي است. ما اگر مسائل داخلي را بتوانيم با يك تعامل و همكاري سازنده و همافزايي مرتفع كنيم مسائل خارجي و از جمله تحريمها خيلي نميتواند براي ما- حداقل در درازمدت- مشكلساز و دست و پاگير باشد. ما ميتوانيم خيلي سريع راهي براي مشكلات بيروني پيدا كنيم يا راهي براي فائق آمدن بر مشكلات بسازيم. تجربه هم ثابت كرده است كه ملت و مسئولان ايراني راه آن را ياد گرفتهاند كه در قبال هر توطئه و دسيسهاي از سوي كشورهاي غربي و دشمنان سربلند و ايمن بيرون بيايند و اين را در عمل ثابت كردهايم. در اينجا هم اين سؤال مطرح است كه چرا هيچگاه هزينههاي ميلياردي دولتهاي غربي در قبال دشمني ايران به ثمر ننشسته و مثمرثمر واقع نيفتاده است، پاسخ واضح است چون ملت هميشه پشتيبان رهبري و مسئولانشان بودهاند و اين همراهي بايد ادامه پيدا كند كه شاهد پيشرفت و اعتلاي كشور در عرصههاي مختلف باشيم و اين دور از دسترس نيست.
موضوع ديگري كه سهم ويژهاي از اخبار رسانهها را به خود اختصاص داده است بحث حضور يا عدم حضور جريان دوم خرداد در انتخابات پيش رو است. هر چند كه رسانهها و شخصيتهاي بسياري به اين موضوع پرداختهاند اما هنوز يك سؤال مشخصاً پاسخ داده نشده و آن اينكه بالاخره جريان تجديدنظرطلب ميتواند در انتخابات ۹۲ شركت كند يا خير؟
به عقيده من اينكه جريان اصلاحات در انتخابات ۹۲ حضور داشته و فعال باشد خوب است و ميتواند آرا و انتظارات اين بخش از جامعه را هم محرز و اعلام كند. ولي خب اصلاحطلبان خودشان هم ميدانند اين عدم تعيين مرزبندي با فتنهگران و تداخل در برخي از موضوعات و موضعگيريها با فتنهگران شرايطي را فراهم ميكند كه مقبوليت آنها در جامعه به شدت كاهش يافته و اعتمادسازي جامعه مخاطبشان نسبت به آنها كاهش پيدا ميكند. بنابراين بهتر است اينها مرزبنديهاي خودشان را با فتنهگران و جريان معاند روشن كنند تا بتوانند مخاطبان بيشتري را جلب و جذب كنند و اعتمادسازي مجددي را در افكار عمومي صورت دهند.
شما قائل به دستهبندي در دل جريان دوم خرداد هستيد يا معتقديد همه منسوبين به اين طيف يكي هستند؟
با يك ديد واقعبينانه ميبينيم كه همه افراد مطرح اين جريان يكي نيستند و به اصطلاح با هم تفاوت روش و مشي دارند. تندرو، كندرو و ميانهرو در اين جريان هم وجود دارد همانگونه كه از اعلام مواضع آنها ميتوانيم ببينيم. اما در جريان انتخابات سال ۸۸ ما ميتوانيم آنها را به دو گروه تقسيم كنيم. كساني كه از فتنهگران صف خود را جدا كرده و اعلام موضع رسمي كردند كه با آنها نيستند و گروهي كه تا آخرين لحظات هم با فتنهگران همراهي و هماهنگي لازم را داشتند و تنها راه برگشت گروه دوم به عرصه انتخابات ۹۲ هم اعلام برائت و جدايي از گذشته خود و فتنهگران است يعني بايد موضع خودشان را نسبت به فتنه و فتنهگران سال ۸۸ مشخص كنند تا مردم هم به خوبي بتوانند نسبت به آنها رأي خودشان را مشخص كنند.
يعني شما مخالفتي با حضور جريان معتدل دوم خرداد در انتخابات پيشرو نداريد؟
بنده مشخصاً تأكيد ميكنم كه حضور اصلاحطلبان براي انتخابات براي اين است كه باز هم براي آنها معلوم شود كه وزنشان چقدر است و چقدر مردم براي آنها ارزش و اعتبار قائل هستند، اينكه معلوم شود خواسته و نيت و هدفشان از شركت در انتخابات چيست. ولي اينكه آنها با دشمنان و فتنهگران مرزبندي مشخصي داشته باشند يك اولويت تمام و اصلي است وگرنه اعتماد عمومي مردم را بيش از گذشته از دست ميدهند.
شما پيش شرط حضور آنها را اعلام برائت از فتنهگران ميدانيد، در صورتي كه اكثر چهرههاي مطرح اين طيف سياسي نه تنها از فتنهگران و غائله سال ۸۸ اعلام برائت نكردهاند بلكه به شكلهاي مختلف به حمايت از فتنهگران هم ميپردازند، نظير اينكه خواهان رفع حصر موسوي و كروبي يا آزادي زندانيان سياسي اوين هستند، با اين تفاسير چگونه ميتوانند در انتخابات شركت داشته باشند؟
خود اين مواضع نشان دهنده وابستگي اين افراد و چهرهها به جريانات معاند و مسئلهدار است. اگر ما در رأس جريان فتنه آقاي موسوي و كروبي را محرز كنيم كه محرز هم است، اگر كساني در حمايت از اينها بخواهند فعاليت كنند و به نوعي طرفداري آنها را كنند، طبيعي است كه خودشان را از صف مردم و انقلاب جدا كردهاند. موضوع فتنهگران سال ۸۸ به هر حال موضوع دسته چندم و بياهميتي نيست كه بشود به راحتي از آن گذشت، عدهاي ماهها با آبروي ملت، نظام و امنيت مردم بازي كردند و ميخواستند كشور را دو دستي تقديم مخالفان و دشمنان نظام كنند، خب نميشود به راحتي از اين گناه گذشت.
اما در جريان اصولگرايي چهره مطرح و سنتي مثل آقاي عسگر اولادي اظهار كردهاند كه آقاي موسوي و كروبي را سران فتنه نميدانند و ... اعلام موضعي كه با واكنش شديد اصولگرايان و وفاداران به انقلاب و در مقابل با واكنش شعفانگيز جريان دوم خرداد همراه شد. اين نوع مواضع را شما چگونه ارزيابي ميكنيد؟
آقاي عسگر اولادي نظر شخصي خود را اعلام كرده است كه اين نظر شخصي التهاب زيادي را هم در بين اصولگرايان و هم در بين اعضاي حزب مؤتلفه ايجاد كرده است. به عقيده بنده اين نوع اشتباهات و اشكالات را ميشود سريع جبران و رفع كرد و به نوعي خطاي پيش آمده را اصلاح نمود. آقاي عسگر اولادي از نيروهاي خدوم و طرفدار نظام و ولايت است و ما نميتوانيم به واسطه يك مورد برخورد يا موضعگيري شبههناك ايشان را كلاً از سبد نظام حذف كنيم مگر اينكه خود ايشان اصراري داشته باشند بر اينكه در اين مسير خطا پيش روند و صف خودشان را از نظام و انقلاب جدا كنند. زماني كه اين اتفاق هم بيفتد طرفداران نظام حساب خودشان را با ايشان روشن خواهند كرد، از اين بابت كه نسبت به حمايت از ايشان يا طرد ايشان چه موضعگيري خواهند داشت. در تجربهاي كه ما در طول انقلاب داشتهايم اين اثبات شده است كه مردم در جريانات سياسي مختلف از اصول و از ولايت هيچگاه عدول نخواهند كرد، به هيچ قيمتي و براي هيچ كسي. اين موضوع را ما در ارتباط با شخصيتي مثل منتظري كه تا جايگاه قائممقامي حضرت امام (ره) كه رهبر جامعه اسلامي بود به وضوح ديديم. مردم در برخورد با آقاي منتظري كوچكترين ترديدي به خود راه ندادند و در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني هم اين مسئله را بارها اثبات كردند كه اگر كسي بخواهد از اصول و مباني نظام عدول كند، مردم از آنها عبور خواهند كرد. در طول غائله سال ۸۸ هم ما ميبينيم كه در هر موقعيتي كه پيش آمد مردم گوش به فرمان رهبري قدم به قدم جلو آمدند و به هيچ عنوان ترديدي به خود راه ندادند. اين موضوع به سادگي به دست نيامده كه پيوند ناگسستني بين رهبري و ملت ايران شكل بگيرد و اين دفعتاً هم اتفاق نيفتاده است. حماسه ۹ دي سال ۸۸ هم به وسيله مردمي شكل گرفت كه خود را ملزم به تبعيت از رهبري كشور ميدانستند و معتقد بودند اكنون زماني است كه رهبري و نظام بايد به صورت گسترده و خردمندانه مورد حمايت قرار گيرند. با اين تفاسير مشخص ميشود مردم در راه دفاع و حمايت از انقلاب، نظام و رهبري خود با احدي شوخي نداشته و با هيچ كسي رودربايستي ندارند و در هنگام نياز ميتوانند به خوبي از انقلاب و نظامشان هم دفاع كنند.
بسياري معتقدند مواضع اينچنيني از سوي سابقون انقلاب تطهير چهره فتنهگران است و زمينهاي فراهم ميكند تا كساني كه ماهها بدون توجه به قانون و مصالح نظام، كشور را به آشوب و درگيري كشاندند، بتوانند به درون حاكميت برگردند، استراتژي كه دوم خرداديها ماهها به دنبال آن هستند.
بنده فكر ميكنم اين كار عمدي و با نيات خاصي صورت نگرفته است و سهوي به وجود آمده كه قابل جبران و چشمپوشي و ترميم است و ما نبايد خيلي به اين موضوع دامن بزنيم و آن را بيش از حد بزرگنمايي كنيم.
بالاخره شما نظرات آقاي عسگر اولادي را تأييد ميكنيد يا رد؟
طبيعي است كه بنده نظرات ايشان را قبول ندارم و رد ميكنم؛ چراكه اظهارات ايشان با اصول و مباني ما در نظام و انقلاب همخواني و سرسازگاري ندارد. مواضع ايشان با تدابير و فرمايشات حضرت آقا در تضاد است و طبيعتاً ما جريان فتنه را يك جريان پاك و هماهنگ و همراهي با نظام نميدانيم و هركس كه بخواهد همراهي با اين جريان داشته باشد از چشم مردم خواهد افتاد.
چه طيفي از اين جريان حق حضور در انتخابات را دارد؟
اصلاحطلباني كه از جريان فتنه اعلام برائت كردهاند ميتوانند مجدداً وارد عرصه سياسي كشور شوند و خود را در معرض رأي مردم قرار دهند اما كساني كه مرز مشخصي با فتنهگران نداشته باشند حق حضور در هيچ رقابت سياسي را ندارند.
اين را هم بايد عنوان كرد كه يكي از مهمترين شاخصهها در حكومتي مبتني بر مردمسالاري ديني انتخابات است كه در حال حاضر در كشورهاي دنيا كه بحث مردمسالاري مطرح ميگردد از انتخابات به عنوان يك نماد اصلي نام برده ميشود و باعث تعجب است كه سردمداران آزادي بيان از كشورهايي حمايت ميكنند كه هيچگاه نظر مردم برايشان مهم نبوده است. عربستان سعودي كه همواره مورد تأييد غرب است يكي از آن كشورهاست. دانشمندان و پژوهشگران علوم سياسي و اجتماعي بر اين عقيدهاند كه اگر در كشوري كه انتخابات در آن برگزار ميگردد بين ۴۰ تا ۶۰ درصد مردم شركت كنند يعني حضور مردم در انتخابات آن كشور چشمگير است. در كشور ما بدون استثنا در ۳۴ انتخابات برگزار شده تاكنون حداقل شركتكنندگان ۵۰ درصد بوده است و تنها يكبار استثنا از اين مقدار كمتر شد، در سال ۸۸ نيز كه شاهد شكوفايي كامل اين موضوع بوديم و ۸۵درصد واجدين شرايط شركت كردند كه اين مسئله واقعاً كمنظير است. مردمسالاري در كشور ما كاملاً حاكم است، بايد به اين مسئله توجه داشت كه ساز و كار انتخاباتي در ايران به همراه يكسري مسائل اسلامي است، مثلاً در بحث خبرگان رهبري اين مسئله حتماً مورد توجه است كه شخص فقيه باشد يا كساني كه ميخواهند در انتخابات شركت كنند بايد از يكسري فيلترها عبور كنند. در انتخابات سال ۸۸ بعد از اينكه بحث تقلب مطرح گرديد، اصحاب فتنه صراحتاً اذعان داشتند كه اگر مقام معظم رهبري و تدبير ايشان نبود و معظمله يك قدم عقب مينشست شرايط كشور ما از افغانستان نيز بدتر ميشد زيرا در صورت پذيرش هرگونه ابهام تقلب توسط رهبري سبب ميشد نهادهاي بينالمللي انتخابات آينده را برگزار كنند و اين يعني تقديم كشور به بيگانگان. جمله مقام معظم رهبري در اين ارتباط كه در جمع مردم قم عنوان شد وجه مشترك بين جريانهاي مخالف داخلي و خارجي است، اپوزيسيون خارجي از يك طرف و جريان دوم خرداد و جريان انحرافي از طرف ديگر هر روز به نوعي اين بحث را راه مياندازند و منظور از راهاندازي اين بحث عدم حضور شوراي نگهبان در تأييد صلاحيتهاست. كساني كه در فتنه چهار سال قبل حضور داشتند ميدانند كه اگر اين فيلتر فعال باشد هيچگاه نخواهند توانست در انتخابات شركت نمايند يا حداقل ابتدا توبه نمايند و بعد وارد گود انتخاباتي شوند. آناني كه دائماً انتخابات آزاد را مطرح ميكنند مقصودشان اين است در صورتي كه رأي نياوردند اعلام كنند كه انتخابات آزاد نبوده و موجب شده اين افراد رأي نياورند. كساني كه تفكراتشان با نظام سازگار نيست در حقيقت كساني هستند كه در فعاليت خود نيز از مسير درست خارج شدهاند و ميدانند مردم متدين و دنبالهرو امام و رهبري اگر حضور حداكثري داشته باشند بر اساس ارزشهاي واقعي نظام، فرد اصلح را بر ميگزينند به همين دليل به هر صورتي و حتي با تشديد فشارهاي اقتصادي و ايجاد نارضايتي در پي عدم حضور مردم در صحنه انتخابات هستند.
طرح مباحثي نظير انتخابات آزاد با چه هدفي از سوي جريان دوم خرداد واپوزيسيون خارج نشين شكل گرفته است؟
مردم ايران اسلامي طي سالهاي پس از پيروزي شكوهمند اسلامي همواره هر جا كه به حضور آنان نياز بوده با قدرت و مشاركت گستردهاي علاقه و اشتياق خود را به نظام نشان دادهاند.
از ابتداي انقلاب تاكنون دشمنان تلاش كردهاند كه انتخابات در كشور را غير دموكراتيك عنوان كنند، معاندين نظام به دليل اينكه از واقعيات جامعه ايران بياطلاع هستند همواره راه و مسير اشتباه را عليه اين مردم غيور در پيش ميگيرند، چون آنان تنها به ماديات و جدا از انديشههاي بسيجي و با بصيرت مردم ايران فكر ميكنند. مردم ولايي و متعهد ايران اسلامي با تابعيت از فرامين رهگشاي مقام معظم رهبري(مدظلهالعالي) همواره و پيوسته در صحنههاي مختلف انقلاب حضور منسجمي دارند و به اصول دموكراسي واقعي و مردمسالاري ديني نيز پايبند هستند، در ايران اسلامي ولي نعمتان واقعي انقلاب خود مردم هستند و بر همين اساس هر جا كه به حضور آنان نياز باشد با قاطعيت حضور گسترده خود را به جهانيان نشان ميدهند. دشمنان بدانند كه انتخابات در اين مملكت بر اساس رأي و فكر ملت است و زيبايي انتخابات كشور در اين است كه كسي قدرت تشخيص اين را ندارد كه چه كسي برنده انتخابات است. همانطوري كه مقام عظماي ولايت(مدظله العالي) فرمودهاند انتخابات در ايران اسلامي همواره بهصورت آزاد و براساس رأي مردم برگزار شده و ميشود و صحبت انتخابات آزاد كه از سوي دشمنان مطرح ميشود كاملاً منافقانه و فتنهجويانه است. بدون شك حضور گسترده مردم در انتخابات آينده ضمن اينكه پاسخ مناسبي به ياوهگويان استكبار جهاني است، در تقويت بيش از پيش پايههاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نيز مؤثر است. كليد واژه انتخابات كه چند وقتي از سوي برخي فتنهگران و دشمنان خارجي بيان ميشود فقط براي سوءاستفاده مطرح ميشود؛ چراكه انتخابات در ايران هميشه آزاد بوده و حجم گسترده مشاركت مردم بهترين دليل اين ادعاست و اين ادعاها حرفهاي كليشهاي دشمنان است. انتخابات آزاد در كشور ما يكي از برجستهترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران است.