
در نشست مدير و قائم مقام بنياد سينمايي فارابي، بار ديگر پرسشي توسط بعضي روزنامهنگاران آگاه و نكتهسنج، در اين جلسه مطرح شد كه پيش از اين بارها توسط رسانههاي مكتوب، مجازي و برنامههاي مختلف تلويزيوني از جمله برنامه هفت و نيز بسياري سينماگران مطرح شده، اما مديران فارابي چنانكه گويا اين سؤال خط قرمز آنهاست، باز هم از پاسخ به اين پرسش كليدي، مهم و حتي استراتژيك طفره رفته و با توجيهات غيرقابل قبول، حاضر به ارائه شفافيت در اين باب نشدهاند.
اين پرسش بسيار كوتاه و ساده چنين است:
بنياد فارابي در طول سه سال گذشته از كدام فيلمها و دقيقاً به چه ميزان حمايت كرده است؟!
بهراستي اين پرسش ساده كه دانستن جواب آن، حق مردم و بهخصوص جامعه سينمايي و رسانهاي است، چه ضرري را متوجه مديران بنياد فارابي ميكند كه همواره از پاسخ به آن طفره ميروند! چرا اهالي رسانه و سينما نبايد بدانند كه بودجه عمومي بيتالمال كشور كه براي تعالي فرهنگ و هنر جامعه اختصاص داده شده، توسط مديريت فارابي به كدام فيلمها و تا چه حد اختصاص يافته تا بتوانند از اين طريق عملكرد اين تشكيلات دولتي سينمايي را مورد ارزيابي قرار دهند و ميزان موفقيت يا انحراف اين دستگاه را از چارچوبهاي فرهنگي و مالي محك بزنند. مگر بنياد سينمايي فارابي يك دستگاه نظامي و امنيتي يا يك دستگاه خصوصي است كه بايد به جهت بعضي، مصالح از اعلام هزينهكرد بودجه در اختيار خود پرهيز كند و آن را محرمانه جلوه داده و نام تمام فيلمها و ميزان دقيق كمكهاي خود را به آنها اعلام نكند!؟آيا بنياد فارابي اين واهمه را دارد كه با اين شفافسازي موجي از انتقادات نسبت به اين بنياد شكل گيرد كه چرا شما از فلان فيلم يا بهمان فيلم كه هيچ نسبتي با ارزشهاي جامعه نداشته يا حتي به اين ارزشها دهنكجي كردهاند، حمايت كردهايد؟! اگر اينگونه است مديران فارابي كه معتقدند تمام فيلمهايي كه پول به آنها تزريق كردهاند، آثاري با ارزش و منطبق با موازين ديني و عرفي است، پس ديگر چرا اين بنياد بايد اينگونه و مصرانه حاضر به پاسخگويي و شفافسازي نباشد؟! بگذاريد همه خوشحال شوند كه بنياد فارابي همچون اميني صادق، پول بيتالمال را صرف فيلمهاي اخلاقي، مذهبي و منطبق با منافع ملي كرده است و نه بالعكس!يا نه! شايد هم بنياد فارابي از اين پرهيز دارد كه با اين شفافسازي مالي، مورد اين انتقاد قرار گيرد كه چرا از بعضي آثار فاقد ارزشهاي ساختاري حمايتهاي هنگفت مالي كرده كه با ارقامي بسيار پايينتر هم ميشد آنها را جمع و جور كرد. اگر چنين باشد، باز هم مديران فارابي كه همواره ادعا دارند در حمايت مالي از پروژههاي مختلف، جانب عدالت و كار كارشناسي را رعايت كردهاند، پس ديگر نبايد جاي هيچ نگراني داشته باشند!
كلام آخر اينكه اگر مديران اين بنياد در ادعاهاي سه سال اخير خود جانب راستگويي و صداقت را پيشه كرده باشند، چه باكي از اينكه جامعه بداند اين بنياد در طول اين چند سال از كدام فيلم، كدام تهيهكننده، كدام كارگردان و به چه ميزان دقيق مالي حمايت كرده و از اين رهگذر چه گلي به سر سينما و فرهنگ اين مملكت زده است.