موضوع انتخابات رياست جمهوري به قدري مهم و دهان پركن است كه ميتواند و اين قابليت را دارد كه بسياري از موضوعات ديگر را تحتالشعاع خود قرار دهد و به حاشيه براند. اين روزها، جريانهاي سياسي كشور با هدف پيروزي در انتخابات رياست جمهوري يازدهم، همه در حال پهن كردن بساط داشتهها و قابليتهاي خود در انظار عمومي هستند و فعاليتهاي چندلايهاي خود را براي كسب آراي مردم آغاز كردهاند.
در اين ميان اما گويا بسياري از عامه مردم و حتي نخبگان يك موضوع بسيار مهم ديگر را فراموش كردهاند! اين مسئله خيلي مهم، انتخابات سراسري شورايهاي اسلامي شهر و روستاست كه قرار است همزمان با انتخابات رياست جمهوري برگزار شود و منتخبان مردم، با آراي شهروندان، كرسيهاي شوراها را به دست بياورند.
هرچند بُعد برگزاري سراسري انتخابات شوراها دليلي تام و تمام براي اثبات اهميت آن در تك تك نقاط كشور است اما اهميت و حساسيت انتخابات شوراها در پايتخت ايران، حياتي و حيثيتي است.
از روزي كه اعضاي شوراي شهر تهران، دكتر محمود احمدينژاد را به عنوان شهردار پايتخت برگزيدند و در ساختمان بهشت مستقر كردند و چند سال بعد، احمدي نژاد از همين سكوي شهرداري توانست به صندلي رياست جمهوري برسد، گوش همه تيز و چشم همه بازتر شد براي ديدن و فهميدن اهميت نقش شوراي شهر پايتخت و جايگاه استراتژيك شهرداري تهران.
از تكرار مكررات كه بگذريم، آنچه اين روزها در سايه انتخابات رياست جمهوري از سوي جريانهاي سياسي همسو با نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي يعني اصولگرايان مورد غفلت واقع شده، انتخابات شوراهاي شهر به ويژه در قلب ايران يعني تهران است. در حالي كه اين «غفلت» و بيتوجهي ميتواند تبعات جبرانناپذير و افسوس برانگيزي داشته باشد.
هشدار درباره اين غفلت در حال حاضر از اين زاويه ضروري شده است كه نيروهاي سياسي رقيب با حركتي تشكيلاتي و خزنده، به موضوع انتخابات شوراهاي شهر و روستا ورود پيدا كردهاند و با برنامهريزيهاي كلان، به دنبال تصرف كرسيهاي شورا به ويژه در تهران هستند.
آنان مدتي است كه مشغول فعاليت در عرصه انتخابات شوراها هستند، با وابستگان خود در شهرستانها و كلانشهرها وارد مذاكره شدهاند و حتي در برخي نقاط كشور، كانديداهاي خود را براي انتخابات شوراها تعيين كردهاند! آنها به دنبال ورود به شوراهاي شهر هستند تا از تريبون مديريت شهري و شهروندي براي مقاصد سياسي خود بهرهبرداري كنند.