
هرچند كه اكثر رسانههاي داخلي و چهرههاي مطرح سياسي كشور در مورد تاكتيك امروز جريان دوم خرداد كه همان انتخابات آزاد است اظهارنظر كرده و به تحليل شرايط پيرامون اين موضوع پرداختهاند اما با توجه به ابعاد گسترده موضوع لزوم بررسي چندباره آن را ميرساند. البته مدعيان اصلاحطلبي تنها به اين تاكتيك بسنده نكرده و در كنار آن هم پروژههايي مثل بحراننمايي در كشور را به پيش ميبرند و درصدد هستند تا با ظرفيتسازي از مشكلات اقتصادي مردم و بهرهگيري از آن، طيف اصولگرايي را ناتوان از اداره كشور ندانند.
اين درحالي است كه اختلافات موجود در جريان اصولگرايي كمافيالسابق به قوت خود باقي است و در كنار آن دولت و مجلس هم رابطه نامناسب گذشته را به سياق ماههاي گذشته به پيش ميبرند. هرچند حسينعلي حاجيدليگاني، عضو فراكسيون اصولگرايان در گفتوگوي تفصيلي با «جوان» جلسات مشترك اخير بين دولت و مجلس را اميدبخش ارزيابي ميكند.
آنچه در اين ميان مهم است آن كه جريان دوم خرداد سعي دارد به هرشكل ممكن به عرصه قوهمجريه برگردد و در اين ميان از اختلافات موجود بين قوا و اصولگرايان نهايت استفاده را ميكند.
ماههاست شخصيتهاي مطرح جريان دوم خرداد در كنار اپوزيسيون خارج از كشور بحث انتخابات آزاد را دامن ميزنند، موضوعي كه با بيانات مقام معظم رهبري هم پاسخ داده شد. به عقيده شما اين جريان با چه هدف و انگيزهاي دست به اتخاذ چنين مواضعي زده است؟ در واقع جريان دوم خرداد هدفگذاري كرده كه اگر در عرصه انتخابات ۹۲ با شكست دوباره روبهرو شود راهي براي گريز داشته باشند. اينها ادعا ميكنند كه انتخابات آزاد باشد و اگر آزاد باشد ما برنده خواهيم شد در حالي كه ما هر ۳۴ انتخاباتي كه داشتهايم، آزاد بوده و در مقاطعي هم اتفاقاً خود اين جريان كه امروز مدعي پوشالي هستند رأي آوردند. اگر انتخابات تا الان آزاد نبوده كانديداهاي اين جريان در انتخابات رياست جمهوري هفتم و هشتم و شوراها و مجلس شوراي اسلامي نميتوانستند رأي بياورند. اگر انتخابات آزاد نبود، دوره اصلاحات را اين افراد با تمام سياهي موجود در آن نميتوانستند رقم بزنند. در همين مجلس اخير هم تعدادي از منسوبين به اين جريان صاحب كرسي شدهاند كه خود دليل روشني بر باطل بودن مدعيان دوم خردادي است. اينها نشاندهنده سلامت انتخابات در همه ادوار بوده است.
اما اين نكته كه در ماههاي اخير مدعيان اصلاحات بيان ميكنند به اين خاطر است كه احساس ميكنند از الان شكست خورده انتخابات هستند و ديدگاهها و نظراتشان در بين جامعه خريدار ندارد و به اصطلاح شكست خوردهاند و براي پيروزي لازم است پيشدستي كنند و با طرح موضوع انتخابات آزاد سعي در توجيه شكست آتي خود كنند. اين كليدواژه از غرب تبيين شده و به داخل كشور القا شده است و اين خود دليل ديگر بر همپوشاني و يكي بودن جريان داخل دوم خرداد و اپوزيسيون خارجنشين دارد، بدون ترديد در صورت شكست نامزد دوم خردادي در انتخابات سال ۹۲ شنيده خواهد شد كه مدعيان اين جريان ميگويند كه ميگفتيم انتخابات آزاد نيست و حاكميت توانايي و اراده لازم براي انتخابات آزاد را ندارد. به عقيده بنده اولين هدف اين جريان از به كار بردن واژههاي اين چنيني زمينهسازي براي توجيه شكست احتمالي خود در انتخابات پيش رو است.
ميتوان گفت كه اين رويكرد همان خطي است كه جريانات ساختارشكن از سال ۷۶ به بعد در هجمه به شوراي نگهبان اتخاذ كردند و آيا اساساً هجمه و تخريب شوراي نگهبان يكي از اهداف اين جريان بايد به حساب بيايد؟
قطعاً همين طور است. اين جريان چون يقين دارند كه شكست خوردهاند لذا به هر چيزي وصل ميشوند بلكه شكست خود را توجيه كنند. انگ زدن به شوراي نگهبان هم به همين خاطر است. بدون ترديد اگر جريان دوم خرداد احتمال پيروزي در انتخابات ۹۲ را براي خود قائل بود به هيچ عنوان دست به چنين كاري نميزد و به جاي تخريب نهادهايي مثل شوراي نگهبان به تعريف و تمجيد از آن روي ميآوردند و به هيچ عنوان از ادبياتي كه امروز به كار ميبرند خبري نبود. از لحاظ اعتقادي و انقلابي اينها اعتقادي به شوراي نگهبان و ولايت فقيه ندارند، اين هم از جمله خصوصيات و اعتقادات منحصر به فرد اين جريان است و لذا اگر منافعشان اقتضا بكند سكوت ميكنند يا كمتر به سمت شوراي نگهبان و وزارت كشور هجوم ميبرند و اگر كه منافعشان در خطر است طبيعتاً به سمت شوراي نگهبان و ديگر نهادهاي تصميمگير هجوم و هجمه ميآوردند تا بلكه به بخشي از اهداف خود برسند.
ميتوان گفت كه يكي ديگر از اهداف طراحان انتخابات آزاد، متهم كردن حاكميت به مهندسي كردن انتخابات است؟ سابقه نشان داده كه مدعيان اصلاحات به راحتي به نهادهاي دلسوز و تصميمگير كشور اتهام وارد ميكنند و واهمه از اين ندارند كه اركان نظام را متهم به فلان كار يا موضوع كنند. در دورههاي گذشته هم كه جريان دوم خرداد باز طعم شكست را چشيدند نظام را در مصاحبهها و يادداشتهاي خود متهم به مهندسي كردن انتخابات كردند و اين هم در انتخابات پيش رو محتمل است. يعني بايد انتظار داشت كه مدعيان انتخابات آزاد باز هم مدعي مهندسي كردن انتخابات از سوي حاكميت باشند. اما آنچه محرز و مشخص است اين است كه اتهام زنندگان به اركان نظام و اصل حاكميت هيچگاه نتوانستهاند از اين نوع تاكتيكهاي خود طرفي ببندند و موفق نشدهاند كه به اهداف از قبل تعيين شده برسند.
بدون ترديد آنچه بيگانگان نسخه بپيچند و سناريو تعريف كنند قطعاً جريان داخلي دوم خرداد مجري آن خواهد بود، براي اينكه به اهداف خودشان برسند و سابقه نشان داده حتي اگر پاي براندازي به ميان بيايد اين جريان حاضر است سناريوهاي آنها را اجرا كنند. يا به عبارتي اصلاحات هميشه در ميدان دشمن بازي كرده و سعي داشته تا اهداف و خواستههاي جريان خارجنشين و دشمنان را تأمين كند. آنچه براي سركردگان اين جريان مهم است اين است كه به هر قيمت كه شده به اهداف خود برسند و در راه رسيدن به قدرت حاضرند هر كس و هر چيزي را به پاي آن قرباني كنند. آنها در راه رسيدن به كرسي رياستجمهوري و مجلس دست به هر كاري ميزنند و ميتوان گفت اصلاً به اين توجهي ندارند كه فلان موضوع يا تاكتيك از سوي امپرياليسم جهاني ديكته شده يا خير و يا آيا دشمنان اين رويكرد را در پيش گرفتهاند يا خير.
ما شاهد هستيم كه در ماههاي اخير شخصيتهاي برجسته اين جريان سعي دارند اوضاع داخلي و بينالمللي كشور را بسيار تاريك و نااميدكننده جلوه دهند و به اصطلاح بحراني نشان دهند، ارزيابي شما از اين رويكرد چيست؟ اينها كاملاً مترجم رسانههاي بيگانه نظير BBC، VOA و ديگر رسانههاي امريكايي و انگليسي هستند. بنده در چند روز قبل در نشستي بودم كه يكي از مدعيان اين جريان هم در آنجا حضور داشت و اين فرد عيناً كلمات و حرفهايش دقيقاً همان چيزي است كه راديوهاي امريكايي – اسرائيلي و شبكههاي فارسي زبان خارج ادعا ميكنند و اندك تفاوتي با آن ندارد. اين آقا طوري حرف ميزد كه انگار هيچ نقطه مثبتي اين نظام در طول سي و چند سال نداشته است و همه چيز سياه و تاريك است و اميدي به آينده نميتوان داشت. سياهنمايي و بحراننمايي از اوضاع كشور در طول سالهاي اخير يكي از تاكتيكهاي هميشگي جريان دوم خرداد بوده است و امروز درآستانه انتخابات بيشتر از هر زمان ديگري مورد توجه قرار گرفته است. اين در حالي است كه بايد از مدعيان دوم خرداد سؤال كرد كه خود شما در زمان حاكميتتان بر قوه مجريه چه كار كرديد و چه كار مثبت و اثرگذاري در جهت پيشرفت و اعتلاي كشور انجام داديد. خود شما هم كه دستاوردهاي نظام را ناديده ميگيريد، متهم و حتي مجرم هستيد چرا كه شما هم در اين ميان سهم داريد.
چرا عدهاي از مدعيان اصولگرايي هم در هفتههاي اخير همصدا با دوم خرداد، بحث عبور از گفتمان سال ۸۴ را مطرح ميكنند در حالي كه رهبري بارها به نقاط مثبت اين گفتمان اشاره داشتهاند؟
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در هشت سال اخير جريان اصولگرا سر كار بوده است و به نام اصولگرايي هم حكومت شده است، ما نبايد با حرفها و موضعمان آنچنان شرايط سالهاي اخير را زير سؤال ببريم كه فردا حرفي براي گفتن نداشته باشيم. انتقاد بايد منصفانه، معتدل و خداپسندانه باشد. ما بايد از كارهاي مثبتي كه بيشمار هم هستند دفاع بكنيم و روي آن به درستي تأكيد داشته باشيم. انصاف و منطق اين را حكم ميكند. بله در اين هشت سال هم اشكالاتي وجود داشته است، ما هم منتقد آن هستيم اما نبايد كل زحمتهايي كه كشيده شده است را زير سؤال ببريم چرا كه اگر ايده هشت سال را زير سؤال ببريم، طبيعتاً بايد تمام دورههاي قبل از حاكميت اصولگرايي را تا روزي كه انقلاب شكل گرفت زير سؤال ببريم كه اين بسيار غيرمنصفانه و غيرعقلاني است. در حالي كه اينگونه نبايد باشد و ما بايد توجه داشته باشيم كه ما يك حاكميت كلي داشتهايم به نام حاكميت اسلامي و اقدامات مناسب و خوبي هم صورت گرفته است اما در همه دورانها اشكالاتي هم به اجرا و نحوه قانونگذاري و قضا وارد بوده است. برخي دوستان ما هم در جريان اصولگرايي كه بحث عبور از گفتمان سه تير سال ۸۴ را مطرح ميكنند اشتباه ميكنند چرا كه مقام معظم رهبري بارها از گفتمان سال ۸۴ به نيكي ياد كردهاند و جمله معروف ايشان كه فرموده بودند، اگر آقاي احمدينژاد هيچ كار مثبتي انجام نداد، مگر اينكه آمد و گفتمان حضرت امام (ره) و انقلاب را مطرح كرد، خود اين كار بسيار ارزشمند و حائز اهميت است (نقل به مضمون). ما نبايد طوري برخورد كنيم كه اصل گفتمان انقلاب و امام را زير سؤال ببريم البته اشكالات را جدي مطرح كنيم اما نه اينكه بخواهيم همه آن را زير سؤال ببريم. آنهايي كه اين گفتمان را زير سؤال ميبرند طبيعتاً مثل آنهايي هستند كه داخل كشتي نشستهاند و كشتي را سوراخ ميكنند، غافل از اينكه اگر كشتي سوراخ شود و آب به داخل آن راه پيدا كند همه سرنشينان را به دم مرگ ميبرد.
موضوعي كه در چند روز اخير به صورت گسترده در سطح رسانهها مطرح ميشود بحث برگزاري جلسات مشترك بين نمايندگان مجلس و دولتيها است. به عقيده شما برگزاري جلسات اخير ميتواند نقطه اميدي را براي كاهش سطح تنازعات ميان دو قوه و همچنين افزايش سطح همكاريهاي في مابين جهت كاهش مشكلات اقتصادي مردم به دنبال داشته باشد؟ بنده فكر ميكنم جلسهاي كه سهشنبه گذشته بين دو فراكسيون مجلس برگزار شد و روز چهارشنبه با سخنراني آقاي احمدينژاد در مجلس ادامه داشت (كه با سفارشات مقام معظم رهبري در شب قبل آن به مجلس و دولت كرده بودند) شروع فصل تازهاي از همكاريهاي سازنده بين دو قوه ميتوان دانست. جلسه روز چهارشنبه بسيار خوب برگزار شد و اميدهاي زيادي را روشن كرد تا باز هم همكاري مناسبي بين دو قوه صورت بگيرد، از اين جهت كه در مسائل تخصصي و كارشناسي و سازنده كشور دخالت مستقيم داشته باشيم و بدون ترديد اگر در فضاي كارشناسي مسائل مورد تبادل نظر قرار بگيرد قطعاً مردم پيروز هستند و فشار ناشي از اختلافات را قطعاً نميچشند.
با ديدي واقعبينانه، با برگزاري چنين جلسات محدودي ميتوان اميدوار بود كه در ماههاي باقيمانده عمر دولت دهم شاهد تعامل مناسب و سازندهاي بين دو قوه باشيم؟ اين سري جلسات ميتواند تأثير مثبت و بسزايي در تعاملات ميان دو قوه داشته باشد اما خب داراي الزاماتي هم هست.
بدون ترديد هر نماينده در اظهارنظر و تلاش جهت موفقيت كشور آزاد است اما اين اظهارات نبايد به گونهاي باشد كه باعث تشديد اختلافات شود. ما هم به عنوان فراكسيون اصولگرايان مجلس به دنبال اجراي خواستههاي بحق مردم و اجراي منويات مقام معظم رهبري هستيم. خواست رهبر معظم انقلاب براي ما ملاك و معيار است چون ايشان امام جامعه مسلمين است، ما هم به عنوان خادمين ملت درصدد هستيم كه منويات رهبري درباره ضرورت وحدت در مقطع زماني حساسي كه در آن به سر ميبريم، محقق شود. ترديد نكنيد كه مردم هم همين را از نمايندگان ملت مطالبه ميكنند.
لازم به ذكر است پس از بيانات مهم رهبر انقلاب در استان خراسان شمالي و تأكيد ايشان بر لزوم تعامل و همدلي قوا در جلسه شوراي مركزي فراكسيون اصولگرايان در خصوص راهكارهاي افزايش تعامل ميان قوا و وظايف فراكسيون اصولگرايان در اين راستا بحث و بررسيهايي صورت گرفت و بر همين اساس تلاشهاي زيادي را هم صورت داده و از اين به بعد هم مورد توجه قرار خواهد داد.
اعضاي شوراي مركزي قبلاً هم در همين راستا پيشنهاد دادند كه با رؤساي قوا جلساتي را براي بررسي راهكارهاي افزايش تعاملات داشته باشيم كه اين پيشنهاد قبلاً در جلسه شوراي مركزي به تصويب رسيد اما هنوز نتوانسته آنگونه كه بايد و شايد عملياتي شود.
بايد گفت لازمه افزايش سطح همكاري و تعامل ميان دو قوه اين است كه همه نمايندگان مجلس و دولتيها اخلاق را رعايت كنند. اگر هواي نفس از ميان كنار برود بدون ترديد هركسي كه دلسوز مردم و انقلاب و رهبري است روي كار ميآيد و به مردم خدمت ميكند. اگر افراد براساس رضاي خدا حرف بزنند و اظهارنظر كنند اينگونه مشكلات كشور رو به افزايش پيش نميرود. متأسفانه برخي از همكاران ما در مجلس در كنار برخي از دوستان دولتي از روي غرض يك مطلب را بيان ميكنند و مشخص است كه اين حرف را براي رضاي خدا و يا با هدف كاهش مشكلات موجود در جامعه يا كمك به رهبري و نظام نميزنند. اگر همين موضوع را بتوانيم رعايت بكنيم كه براساس اخلاق اسلامي برخورد بكنيم خيلي از مشكلات حل ميشود.
همانطور كه مطلع هستيد جامعه هم از وضعيت موجود بين قوا گلايهمند است، به نظر شما ريشه اختلافاتي كه باعث تشديد روزافزون مشكلات معيشتي و اقتصادي هم شده چيست؟
كشيده شدن دامنه برخي اختلافات طبيعي بين قوا به رسانهها و تبديل عرصه انظار عمومي به ميدان بگومگوهاي سياسي دولتمردان و مسئولان دستگاههاي مختلف، تهديد بسيار جدي در مسير حركت قوا در جاده تأمين منافع ملي و نيل به چشمانداز ترسيمي از سوي نظام و مقام معظم رهبري است و صدالبته دود اين كشمكشهاي بيهوده و اختلافاتي كه دامنه آن به رسانهها كشيده ميشود، به چشم مردم خواهد رفت و از اين رهگذر گرد يأس و نااميدي بر اذهان و افكار عمومي پاشيده خواهد شد.
در اين ميان بايد توجه داشت حجم عمدهاي از اختلافات ميان سران قوا نه اختلافاتي بنيادين و ناشي از عدم تمكين به قانون بلكه منشأ بسياري از اين اختلافات، وجود اختلاف سليقه و ديدگاه بر سر موضوعات و مسائل مختلف است اما زماني كه اين اختلاف سلايق و ديدگاهها سر از رسانهها درميآورد و مسئولان پاسخ خود را از تريبون رسانههاي مختلف ميدهند، همين اختلافات جزئي و قابل حل تبديل به چالشهاي بزرگ و لاينحل در مسير خدمت به مردم و پيشبرد طرحها و برنامههاي دولت و مجلس ميشود.
همانطور كه عرض كردم ريشه تمام معضلات و آفتها هواپرستي است. اين هواپرستي ممكن است فرد را در مقابل امامش قرار دهد و فرد فهم خود را از امامش بيشتر تصور كند. اين هواپرستي دقيقاً در مقابل جهاد اكبر قرار دارد كه انسان را به بندگي شيطان ميرساند و آن چيزي كه زمينهساز نفوذ دشمن است «تفرقه» است. ريشه تفرقه نيز همين هوا و هوس و هواپرستي است.
در نقطه مقابل تفرقه، وحدت قرار دارد اما معني وحدت، سكوت در مقابل اضمحلال انقلاب نيست. سكوتي خوب است كه در جهت اتحاد باشد. اتحاد به خودي خود اصالت ندارد بلكه اگر در جهت حفظ انقلاب باشد قابل پذيرش است، ولي اگر به اسم وحدت بخواهيم در مقابل كجرويها و اشتباهات سكوت كنيم درست نيست، بلكه بايد فرياد كشيد.
امروز به نظر خطر چنداني از بيرون ما را تهديد نميكند، هر خطري كه ما را تهديد ميكند از درون است. از نفسهاي بيمار و هواپرستي ماست. البته تهديد خارجي هميشه بوده و هست. يك زماني شيطان خارجي ايادي خود را به ميدان ميفرستاد و امروز خود امريكا با ايادي اروپايياش به ميدان آمده است. از طرف ديگر نيز قدرت و اقتدار جمهوري اسلامي ايران بسيار بيشتر شده است. به عقيده من از جانب آنها نگراني وجود ندارد، اگر روزي قرار باشد ضربهاي بخوريم قطعاً آن ضربه از درون است.
البته دوستان در حال تلاش براي برگزاري جلساتي هستند تا بتوانند جريان اصولگرايان را به هم نزديك كنند و همگرايي لازم را در بين آنها بهوجود بياورند.
باتوجه به اينكه حجم قابل توجهي از بيانات مقام معظم رهبري در طول سالهاي اخير به لزوم كاهش اختلافات بين قوا و رسانهاي نكردن آن اختصاص داشته، براساس چه راهكارهايي ميتوان در اين مسير حركت كرد؟ همانطور كه گفتيد، مقام معظم رهبري نيز همواره در تمام ديدارهاي خود با اعضاي هيئت دولت، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي بر پرهيز از دامن زدن به اختلاف بين قوا و دقت مسئولان در دستگاههاي مختلف براي اجتناب از كشيده شدن دامنه برخي اختلافات به رسانهها و انظار عمومي تأكيد داشتهاند.
قطع به يقين تبيين صحيح بسياري از موضوعات اختلافي يا «كوتاه آمدن» از موضع اوليه ميتواند ريشه بسياري از اختلافات و بگومگوهاي سياسي را خشك كند. مقام معظم رهبري در ديدار خود با اعضاي هيئت دولت در سال گذشته با تأكيد بر ضرورت همكاري بين قوا و پرهيز از اختلافات بيحاصل متذكر شدند و به عنوان مثال ايشان اشاره داشتهاند «مسئله همكارى قوا را حل كنيد. من هم غالباً به قوا سفارش ميكنم؛ اما حالا شما كه قوه مجريه هستيد و اينجا حضور داريد، به شما بايد سفارش كنم. هرچه ميتوانيد، در آنجايي كه ميشود كوتاه آمد، كوتاه بياييد؛ چه اشكالى دارد؟ آنجايى كه ميشود تبيين كرد، تبيين كنيد. آنجايى كه ميشود با ايجاد ارتباطات دوستانه، مسئله را حل كرد، اينجورى حل كنيد.»
از سوي ديگر مقام معظم رهبري راهكارهاي عملي را نيز براي حل ريشهاي برخي اختلاف سلايق و اختلافات بين قوا و پرهيز از كشيده شدن دامنه آن به رسانهها تبيين كردهاند از جمله مقام معظم رهبري بر «تشكيل جلسه رؤساي قوا» تأكيد داشتهاند؛ به عنوان مثالي ديگر ايشان در بخشي از توصيههاي خود در ديدار با دولتمردان اظهار داشتند: «چرا من اينقدر بر تشكيل جلسه رؤساى قوا اصرار ميكنم؟ وقتى كه جلسه رؤساى قوا تشكيل بشود، خيلى از اين مشكلات حل ميشود. در جلساتِ روبهرو، با همديگر مىنشينند حرف ميزنند؛ اين كار خيلى از مشكلات را حل ميكند؛ اين تجربه ماست از گذشته. گيرم كه حالا برخى از راههاى گوناگونى هم كه دوستان رفتند، به نتيجه نرسيده باشد؛ اما خب، راههاى ديگرى وجود دارد. بالاخره اختلاف سليقهها يا اختلاف برداشتهاى از قانون را اينجورى بايد حل كرد. كارى كنيد كه اين ارتباط، ارتباط صميمانهاى بشود. اگر چنانچه يك رفتارى را مشاهده ميكنيد كه اين رفتار را از آن طرف ديگر نمىپسنديد، يك مراجعه هم به خودمان بكنيم، ببينيم آيا ما در آن فضاى سنگينى كه اشاره ميشود، مثلاً تأثيرى داشتهايم يا نداشتهايم. مراقبت بكنيم؛ اگر ما تأثير داشتيم، آن را برداريم.»
همچنين از ديگر راهكارهاي اجرايي كه مقام معظم رهبري براي حل برخي اختلافات بين قوا، ارائه كردهاند، تشكيل «هيئت عالي حل اختلاف» بوده كه رهبر انقلاب به منظور بررسي و ارائه نظرات مشورتي در موارد حل اختلاف و تنظيم روابط سه قوه و در اجراي بند ۷ اصل ۱۱۰ قانون اساسي، در حكمي هيئت عالي حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سهگانه را به رياست آيتالله هاشمي شاهرودي تشكيل دادند كه بر اين اساس محل طرح و بررسي بسياري از اين اختلافات بايد اين هيئت باشد و نه كشاندن دامنه بسياري از مسائل اختلافي به رسانهها.
البته مقام معظم رهبري جايگاه حساس و دشوار قوه مجريه را نيز در تذكرات خود خطاب به دولتمردان در نظر داشته و با تأكيد بر دشواريهاي كار دولت فرمودهاند: «من گاهى اوقات گلايههايى ميشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاههاى ديگر دارند؛ خيلى اوقات هم حق با شماهاست؛ يعنى واقعاً همين جورى است كه گله كرديد از بعضى قواى ديگر، يا از دستگاههايى مثل نيروهاى مسلح و امثال اينها؛ غالباً آدم مىبيند كه مسئولان اجرايى حق دارند و واقعاً حق به جانب اينهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرايى بودم، با حجم كار و كيفيت كار آشنايم، لذا مىبينم واقعاً آن گلايهها محقند».