
اين روزها فعاليتهاي عجيب و غريب اپراتورهاي همراه به شدت افزايش يافته است. تقريباً كسي نيست كه پيامكهاي تبليغاتي اين اپراتورها به او نرسيده باشد. قسمت اعظمي از اين پيامكها متعلق به بخش مسابقات يا آهنگهاي پيشواز است، آهنگهاي پيشوازي كه گاهي بهخاطر همخوانيشان با مناسبتها زيبا و مؤثر به نظر ميرسد اما عموماً آهنگهايي نامربوط، عاشقانه يا بيمفهوم وعجيب وغريب به افراد پيشنهاد ميشود. چند وقت پيش با يكي از روحانيوني كه ميشناختم براي كاري تماس گرفتم. آهنگپيشواز او آنقدر بد و ناجور بود كه هم تعجب كردم و هم نميتوانستم خودش را در جريان قرار دهم اما من از باب نهي از منكر و وظيفهاي ديني كه داشتم در رابطه با اين آهنگپيشواز با او صحبت كردم. بنده خدا روحش هم از اين ماجرا مطلع نبود. خودش ميگفت براي ايام عزاداري امام حسين(ع) در محرم و صفر آهنگ پيشوازي را انتخاب كردهام و اين آهنگ الان به روي گوشياش قرار گرفته كه او نيز در جريان محتواي آن نيست، هديه رايگان اپراتور همراهش است. همان روز او براي قطع اين مهمان ناخوانده بدصورت در تلفن همراهش نصف روزش را گذاشت و به يكي از شعبههاي خدمات پستي رفت.
اما اين تمام ماجرا نيست ظاهراً اصالت پول و سودآوري در كشور پاي اپراتورهاي تلفنهاي همراه را بيش از اندازه وارد ميدان كرده است. اخيراً در ميان انبوه پيامكهاي تبليغاتي كه براي افراد ارسال ميشود پيامكهايي چون تبريك روز تولد كوروش به نام روز مرد ايراني هم وجود دارد كه از سوي شركت مخابرات بعيد به نظر ميرسد كم نيستند از اين دست پيامكهايي كه هر روز شاهد يكي از آنها هستيم. جالب اينجاست اگر هم بخواهيم از شر چنين پيامكهايي خلاص شويم مجبوريم مبلغي بپردازيم! مطمئناً اين پيامكها همانطوركه براي مردم عادي ارسال ميشود براي مسئولان هم ميرود يا حداقل اگر شمارههاي آنها در ليست سياه قرار گرفته شده باشد پيامكهايي از اين دست براي آنها ارسال نميشود. زماني يكي از دوستان فرهنگي ميگفت به برخي از شركتها و ادارات دولتي براي معرفي محصولات فرهنگيمان رفتيم. بعضي از آنها افراد فهميده و دلسوزي بودند اما برخي از آنها تنها كار فرهنگي را كه در سازمانشان ديده ميشد آن بود كه عكس امام(ره) و آقا را روي ديوار اتاقهايشان نصب كرده باشند. او ميگفت يكي از ضعيفترين سازمانها كه رفتار و برخورد مسئولان آن نشان ميداد با بحث فرهنگ و فعاليت فرهنگي هيچ رابطهاي ندارند شركت مخابرات است. آن روزها اين حرف آن دوست را چندان جدي نگرفتم هر چند كارهاي او و گروهش آنقدر زيبا و مؤثر هستند كه از كشورهاي مختلف دنيا براي استفاده از آثارش سفارش ميدهند اما با نگاهي موشكافانه به همين پيامكها و گاه تبليغات تلويزيوني شركت مخابرات ميتوان اين قضيه را فهميد كه نه تنها صحبتهاي او درست بوده، بلكه انگار شركت مخابرات راهي خلاف جهت فرهنگ عمومي كشور را در پيش گرفته است در يكي ازخبرگزاريها هم خبري بود مبني بر وجود برخي پيامكهاي تبليغاتي كه براي محصولات جنسي مردانه بود. محصولاتي كه تا قبل از اين فقط در شبكههاي ماهوارهاي تبليغ ميشد و حالا براي مشتركان ارسال ميشود، فارغ از اينكه اين فرد دارنده خط تلفن زن است يا مرد، پير است يا جوان يا حتي نوجوان... مسئلهاي كه صداي اعتراض خيلي از مشتركان را درآورده است.
ماجراي پيامكهاي خرافهگرايي ازطريق تلفنهاي همراه كه هدفي جز پركردن جيب برخي از افراد ندارد تنها ميتواند نمونه آشكار از فرهنگ نادرست كسب درآمد باشد، فرهنگي كه اگر خود اين شركتهاي دولتي به آن پايبند نباشند نبايد از مردم انتظار داشت.
بدون شك اپراتورهاي همراه اعم از ايرانسل و همراه اول به خاطر امكانات و تجهيزات روز كه متأثر از تكنولوژي دوران ماست ميتوانند نقش مؤثري در تبليغات فرهنگ و غيرفرهنگي داشته باشند و به تبع آن ميتوانند به سربازان خودي يا دشمن تبديل شوند اگر مديريت درستي بر آنها اعمال گردد يا اعمال نگردد. اما اينكه تبليغات مثبت و فرهنگي آنها تنها به تبريك و گراميداشت برخي مناسبتها در برخي ايام خلاصه نشود. آيا حتماً بايد اين موضوعات در تلويزيون مطرح شود و چندين و چندبار پخش شود تا مسئولي از مسئولان مانند قهرمانهاي فيلمهاي سينمايي به وظيفه مسلمش عمل كند و جلوي اين بندوباري اپراتورها را بگيرد؟!