
بالا گرفتن اعتراضها و كشتار ۱۷ شهريور سبب شد انقلابيوني كه بهطور مداوم وارد دايره انقلاب شده و رهبر آن را بهمثابه زعيم بلامنازع امور سياسي و اعتقادي پذيرفته بودند، ديگر براي نهاد سلطنت مشروعيت قائل نباشند. آنان نظام سلطنت را ـچه قانونمند و مشروطه و چه مستبد و خودكامهـ مطرود و نامشروع قلمداد ميكردند و فاقد رسميت ميدانستند. (۱)
جبهه ملي و رجال سرشناس آن، كه تا اين زمان حكومت قانون اساسي مشروطه را قبول داشتند، به مرور پي به واقعيت امر بردند و ناگزير به پذيرفتن نظر اكثريت مردم ايران شدند. در اين هنگام دكتر سنجابي بهعنوان رهبر سوسيال دموكرات به اجلاس بينالمللي سوسياليستها در كانادا دعوت شد. اوايل آبان سال ۱۳۵۷ كريم سنجابي در پاريس به ديدار امامخميني(ره) رفت و سپس با انتشار اعلاميهاي انصراف خود را از شركت در اجلاس سوسياليستها در كانادا اعلام كرد. دكتر سنجابي كه همراه حاجمحمود مانيان و مهديان به پاريس رفته بود، روزهاي ۱۳ و ۱۴ آبان با امامخميني(ره) ديدار كردند. روزنامه اطلاعات ديدار دكتر سنجابي را با امامخميني(ره) به نقل از خود او، بدين شرح نقل كرده است: ...«من ابتدا بهعنوان يك مسلمان و يك ايراني حضور حضرت آيتالله خميني ـكه امروز تمام حركات ايران زير نظر ايشان قرار داردـ رسيدم و گفتم همانطور كه هر فرد مسلمان روزي چند بار خدا را به شهادت ميگيرد، من خدا را به شهادت ميگيرم كه با هيچ سياست خارجي بهطور مستقيم يا غيرمستقيم ارتباط ندارم و با هيچ جمعيت سرّي يا غيرسرّي ارتباط ندارم و با مقامات دولتي يا دربار ايران گفتوگو و مذاكره نكردم... براي اين به اينجا آمدهام تا آنچه را تشخيص ميدهم بيان و موضع جبهه ملي را براي شما تشريح كنم... ». (۲)
دكتر سنجابي پس از ديدار با امامخميني(ره) به بينش سياسي پيشرفته و عزم جدي ايشان براي سرنگوني رژيم شاهنشاهي در ايران پي برد. به همين دليل هنگامي كه براي بار دوم از امام درخواست ملاقات كرد، امام پذيرفتن ايشان را مشروط بر اعلام صريح مواضعشان در مورد سلطنت و شاه دانستند. دكتر سنجابي هنگام عزيمت به پاريس گفته بود: «جبهه ملي چه در گذشته و چه در امروز، هميشه پاسدار قانون اساسي بوده است و اصول تجزيهناپذير آن را بسيار مترقي و قابل اجرا در هر زماني ميداند. منتها اين اصول همگي بايد اجرا شوند، نه فقط آن قسمتي كه به نفع سطوح بالاي هرم رهبري است...». (۳)
امامخميني(ره) از همان ابتدا بركناري رژيم شاهنشاهي را مد نظر داشتند و هرگز حاضر نبودند به كمتر از اين امر رضايت بدهند. در چنين شرايطي دكتر سنجابي بر سر دو راهي قرار گرفته بود؛ يا اصرار بر مواضع پيشين خود و قرار گرفتن در برابر امام و حركت مردمي يا همراه شدن با امام و توده مردم و تغيير مواضع گذشته خود. دكتر سنجابي سرانجام راه دوم را در پيش گرفت. حاج محمود مانيان ـكه از مبارزان و معتمدان خوشنام و باسابقه بازار بودـ متني را كه دكتر سنجابي تهيه كرده بود، نزد امام برد. دكتر سنجابي در اين زمينه معتقد است: «ايشان به خط خودشان واژه «استقلال» را به آن اضافه كردند. آن وقت امضا كردند و فرداي آن روز فرستادم خدمتشان و گفتم: اين نوشته بهعنوان سند خدمت شما بماند يا دستورالعمل ما باشد. گفتند: «اين سه ماده را اعلام كنيد». من به حياط بيروني آمدم و در يك جمع ۱۰۰ نفري كه حضور داشتند، براي اولين بار اين متن قرائت و بلافاصله به خبرگزاريها مخابره شد. سه اصل اين بود: سلطنت كنوني با نقض مداوم قوانين اساسي و اعمال ظلم و ستم و ترويج فساد و تسليم در برابر سياستهاي بيگانه فاقد پايگاه قانوني و شرعي است. جنبش ملي اسلامي ايران نميتواند با وجود بقاي نظامي سلطنتي غيرقانوني با هيچ تركيب حكومتي موافقت كند. نظام حكومت ملي ايران بايد بر اساس موازين اسلام و دموكراسي و استقلال بهوسيله مراجعه به آراي عمومي تعيين شود». (۴)
دكتر سنجابي پس از بازگشت به ايران بعد از مدت كوتاهي به همراه داريوش فروهر دستگير شد و در محل نگهداري هويدا و ساير وابستگان رژيم زنداني شد، اما سفر مهندس بازرگان و دكتر سنجابي به پاريس و ملاقاتشان با امامخميني(ره) از سوي محافل سياسي و مطبوعات مورد بحث و تفسيرهاي ضد و نقيضي قرار گرفت. امامخميني(ره) در مصاحبه با گزارشگر راديوـ تلويزيون آلماني زبان سوئيس شايعه ائتلاف با جبهه ملي را رد كرد:
«سؤال: شما حضرت آيتالله با كريم سنجابي از جبهه ملي در پاريس بحث مهمي داشتيد. آيا شما با اين حزب سياسي مشتركاً مبارزه خواهيد كرد؟ يعني آيا ائتلاف ميكنيد؟
جواب: من مسائل و مطالبي كه داشتم و امكان ندارد يك قدم از آنها برگردم به ايشان گفتم و ما با جبهه خاصي ائتلاف نداريم. همه ملت با ما و ما با ملت هستيم و هر كس اين مطالبي كه ما داريم و عبارت است از استقلال مملكت و آزادي همهجانبه و جمهوري اسلامي كه قائممقام رژيم سلطنتي است، با آنها موافقت كند از گروه ماست و اگر موافقت نكند، برخلاف مصالح اسلام و ملت گام برداشته است و ما هيچ ربطي با او نخواهيم داشت و آنهايي كه با ما موافقت كنند، ما هم با آنها همصدا خواهيم بود، لكن ربط خاصي با كسي نداريم». (۵)
امام در پاسخ خبرنگار مجله عربي «المستقبل» نيز اين مطالب را تكرار و به اين طريق ثابت كردند كه ديدگاههاي افراد را بهدرستي تشخيص ميدهند. ايشان به صراحت اعلام كردند: «هركس با ما ديدار ميكند، در حقيقت وارد جريان انقلاب مردمي ميشود، نه اينكه ما با آنها پيمان بسته و قصد تشكيل مبارزات ائتلافي يا حكومت ائتلافي را داشته باشيم». در واقع امامخميني(ره) با هوشياري تمام آينده را پيشبيني ميكردند تا مبادا اين امر سبب سوءاستفاده افراد قرار گيرد.
پينوشتها:
(۱) مسعود رضوي، «مردي كه با انقلاب سازگار نشد»، (نگاهي به مواضع كريم سنجابي در دوران انقلاب)، شرق، ۷ و ۸/۷/۱۳۸۳.
(۲) روزنامه اطلاعات، ۱۹ دي، ۱۳۵۷.
(۳) همان، ۳ آبان، ۱۳۵۷.
(۴) همان، ۱۹ دي، ۱۳۵۷.
(۵) امامخميني، صحيفه امام، ج ۴، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخميني، ۱۳۷۸، صص ۵۰۱ و ۵۰۲.