
بارها از خودم پرسيدهام. ديگر خودم هم نميدانم اين همه اطلاعات را كجا جا ميدهم. نه تنها من، اكثر ما اينگونه شدهايم. در هر رشته، حوزه و موضوعي خودمان را صاحبنظر ميدانيم و بلافاصله وارد بحث ميشويم، كه البته بيشتر به دوئل شبيه است چرا كه هيچيك از طرفين اعصاب درست و حسابي ندارند و حاضر نيستند كوتاه بيايند. مقصر ما نيستيم. در عصر حاضر، حجم اطلاعات دريافتي همهمان زياد شده و ذهنمان را بد جوري به خود درگير كرده است. مشكل از جايي آغاز ميشود كه اين اطلاعات چندان عمقي هم ندارند و مثل آب گل و لاي گرفته است. تنها از بالا پرعمق به نظر ميرسد. اما در واقع سطحي و به دور از هرگونه جزئيات است، با وسعت عملياتي بسيار بالا. گاهي به قدري از اين جزئيات فاصله ميگيريم كه معجوني از اطلاعات غلط را پرورش ميدهيم و بر صحت آن شاهرگ به ميان ميگذاريم. گذشته از اين، تا از راه ميرسيم، سريعاً موبايلمان را براي پيامك جديد يا تماس ناموفق نگاه ميكنيم، به اينترنت ميرويم و ايميلمان را چك ميكنيم و از همه ميپرسيم كه در غيابمان كسي سراغي، چيزي نگرفته؟ به روشني مشخص است كه با اين همه فكر و خيال، ذهن ديگر نايي براي انديشيدن ندارد و انتظار هر چيزي از آن ميرود. حتي توهم!
دنيايي كه در آن اعضاي بدن همانند ذهن درگير استتا به حال «پيامك فانتوم» دريافت كردهايد؟ اگر احساس كرده باشيد كه گوشيتان زنگ ميخورد يا در جيبتان ويبره ميزند اما توهمي بيش نبوده، پس پاسختان مثبت خواهد بود. اما شما تنها نيستيد. در مورد من، پيامهاي فانتوم عموماً زماني از راه ميرسند كه موبايل همراهم نيست. معمولاً آن را در جيب چپ شلوارم ميگذارم و حتي زماني كه آن را خانه جا گذاشته باشم، گاهي اوقات ويبره پيامكي جديد را در عضلات ران پايم احساس ميكنم، انگار كه پيام به طور مستقيم به زير پوستم نفوذ كرده باشد. بر اساس آمار منتشر شده از يك نظرسنجي توسط مركز تحقيقاتي اينترنتي «Pew»، ۶۷ درصد بزرگسالان امريكايي ادعا كردند كه تجربه پيامك فانتوم يا اين «توهم ديجيتالي» را داشتهاند. همين گزارش نشان داد كه تقريباً ۳۷ درصد افراد مورد بررسي ادعا كرده بودند كه نميتوانند بدون گوشيهاي هوشمندشان زندگي كنند.
پيامك ممكن است يك عمل ساده و بديهي به نظر بيايد، اما جارون لانيير، نويسنده و دانشمند علم رايانه، متفكري كه به طور فزايندهاي نگران پويايي نحوه ارتباط انسانها با دستگاهها است، نظر ديگري دارد. او در گفت و گو با مجله Smithsonian در مورد عواقب اجتماعي يك فرهنگ كه ما را ملزم به دادن پاسخهاي آني به پيامك و پستهاي شبكههاي اجتماعي ميكند، ميگويد ببينيد ما در جهان امروزي چه كار كردهايم. همگي به يك شبكه اجتماعي متصل هستيم كه يك جريان دسته جمعي را شكل داده است. اين نشاندهنده چيست؟ به نظر من آغازي براي يك فاجعه بالقوه اجتماعي است.
ديدگاه لانيير ممكن است كمي تند به نظر برسد، اما با نظرات بعضي ديگر همسو و موافق است. يك نمونه بارز، دانيل كانمان، روانشناس و برنده نوبل علوم اقتصادي است. او در سال ۲۰۱۱، در كتاب «تفكر تند و كند» مينويسد عبارت اغلب استفاده شده «توجه كنيد» شايسته است: شما از بودجه محدود توجهتان اندكي استفاده ميكنيد تا به فعاليتهاي مختلف اختصاص بدهيد. توجه با كيفيت بالا يك منبع كمياب در انسان است و زماني كه محدود باشد، تمايل جهاني بشر به سوي چيزي است كه كانمان از آن تحت عنوان «ابتكار» ياد ميكند: قضاوتهاي لحظهاي بر پايه فرضيات و ميانبرها. اما اين سيستمهاي پاسخگوي سريع و لحظهاي ما براي تصميمگيري احتمال خطا دارند، چراكه بر اساس تعصب و پيش داوري هدايت ميشود. حتي چيزي به سادگي شدت گرسنگي ميتواند تأثير عميقي بر تصميمگيري ما داشته باشد.
زماني كه ويبره يك پيامك فانتوم را در ران پايم احساس ميكنم، لاجرم به ياد اخطار لانيير ميافتم كه چگونه فناوري طبيعت خوبمان را فاسد كرده است يا لااقل، زمان و توجه لازم براي با هم بودن را از ما گرفته است. اما در عين حال، از راههاي زيادي كه اين سيستمها ميتواند در بازگشت ما به مسير گذشته كمك كند، باخبرم...
هر نوع وهم و خيالي شوم نيستدكتر اوليور ساكس، متخصص مغز و اعصاب، احتمالاً با «بيداري»، فيلم كانديداي دريافت جايزه اسكار شناخته شدهتر است. فيلمي كه بر اساس كتاب زندگينامهاش و با نقشآفريني رابين ويليامز ساخته شده است. به تازگي، اين نويسنده پرفروش كتاب ديگري با محتواي «توهم» را به چاپ رسانده است.
شما فكر ميكنيد كه هر كسي در نقطهاي از زندگي گرفتار اوهام و خيالات ميشود؟
گمان ميكنم. هر از چند گاهي در دانشگاههاي كلمبيا و نيويورك تدريس ميكنم. اگر درباره اين موضوع صحبت كنم، خصوصاً اگر كلاس چندان شلوغي نباشد و دانشجويان احساس راحتي كنند، معمولاً بعد از يك ساعت يخ آنها آب ميشود و كاشف به عمل ميآيد كه همه چند تجربه نسبتاً كوچكي از توهم داشتهاند.
متداولترين گونه توهم چيست؟تصور اينكه كسي نام شما را صدا ميزند خيلي رايج است. در جوامع كنوني، شنيدن صداي زنگ تلفن يا احساس ويبره تلفن همراه در جيب هم خيلي شايع است. ولي من فكر ميكنم كه اغلب توهم ديدن الگوها و اشكال هندسي هم براي افراد پيش ميآيد. اكثر انسانها درست پيش از اينكه به خواب بروند آن را تجربه ميكنند. ممكن است فرد مبتلا به ميگرن آن را بيشتر ببيند. شروع آن نيز اغلب با خوردن داروهاي مختلفي است كه ممكن عمداً، سهواً، بر اساس تجويز پزشك يا براي تفريحات ناسالم مصرف شده باشد.
توهمات هندسي بيشتر شبيه ساختههاي دست بشر است، مانند فرشهاي شرقي يا معماري ساختمان و زاويهها و خطوط راست، نه چيزهايي كه شما در جنگل يا به طور كلي در طبيعت ميبينيد...
من فكر ميكنم مغز از اين زوايا و الگوها بهره ميگيرد تا از يك صحنه طبيعي رمزگشايي كند و به گونهاي ميتوان گفت مغز انسان مجموعهاي از اشكال اينچنيني است. توهمات هندسي كمي سادهتر هستند زيرا آنها متقارن و عموماً تكراري هستند. به نظر ميرسد كه اين الگوها به طور ذاتي در قشر بصري مغز حضور ثابت دارند. بنابراين، شما حاصل فعاليت مغز خودتان را ميبينيد.
يعني ما سطحي از پردازش مغزي را ميبينيم كه عموماً سانسور ميشود.
بله، همينطور است. پايينترين سطوحي كه هيچ ارتباطي با حافظه، شخصيت و موقعيت انسان ندارد. انگار كه مغز معطل مانده است. در سطوح مختلفي از اوهام، فرد ممكن است رنگ و بوهايي را تجربه كند كه تاكنون احساس نكرده است.
آيا معادل شنوايي براي اينگونه فرآيندهاي سطح پايين وجود دارد؟
بله، صداهايي مثل پچپچ كردن، سوت كشيدن، فرياد كشيدن يا درخواست كمك كردن، صداهاي ريز و غيره.
فكر ميكنيد چه تمايزي ميان افرادي وجود دارد كه صدا ميشوند و به بيماري اسكيزوفرني (يك اختلال رواني كه تشخيص واقعيت از خيال را براي بيمار مشكل ميكند) مبتلا هستند و افراد معمولي كه هر از گاهي صدا ميشنوند و تعجب ميكنند؟
به طور مشخص معلوم نيست. ما در مورد اوهام بصري اطلاعات بيشتري در دست داريم. شنيدن اين صداها اغلب متداول است.
در كتاب اخيرتان به توهمات غم و اندوه هم اشارهاي داشتهايد، اينكه بعضي از افراد عزيزان از دست رفته خود را ميبينند. ممكن است اين براي عدهاي آرامبخش باشد.
بله. به طور كلي، بيشتر اسم توهمات بد در رفته است. «او ديوانه شده! عقلش را از دست داده! مجنون شده!» انسانها اين گونه احساسات شديدي دارند. به طور خاص، شنيدن يك صدا سريعاً به اسكيزوفرني و بيماريهاي رواني ارتباط داده ميشود. يكي از دلايلي كه اين كتاب را نوشتم براي اين است كه بگويم لزوماً اين گونه نيست. توهم انواع گوناگوني دارد كه همه آنها شوم نيستند.
منابع:
Bbc. co. uk
Healthland. time. com