
بخش مهم و قابل توجه از تلاشهاي امامخميني(ره) در تحقق اهداف و آرمانهاي جمهوري اسلامي تلاش در زمينه تربيت امت است. در اين زمينه مباحث گستردهاي قابل بحث و بررسي هستند كه قسمتي از آن تحت عنوان روشهاي تربيت است.
از روشهاي متعددي كه در امر تربيت مطرح كردهاند، به روشهاي مهمي چون دعا، ارشاد، نصيحت، موعظه، القا و تلقين، امر به معروف و نهي از منكر، مشاهد، تعقل، عبادتهايي چون نماز و روزه، روش تكريم شخصيت، معرفي اسوه، عبرت و... برميخوريم كه هر كدام از آنها هم در بحث تربيت به معناي امروز و هم در مباحث مربوط به تربيت اسلامي مطرح و مورد استفاده اشخاص و مربيان شوند.
از بين روشهاي مذكور، نگارنده به خاطر اهميت فوقالعادهاي كه براي روش عبرتآموزي در حيات فردي و جمعي، در اداره جامعه و مملكت قائل است، آن را برگزيده و با تكيه بر آيات و روايات در عين بهرهگيري از بيانات امام(ره) متعهد معرفي و عرضه آن شده است.
معني و مفهوم لغوي عبرت لغت عبرت از ماده عبر به معني عبور و گذر است و كتب لغت همين معني را براي آن ذكر كردهاند و مفاهيمي مثل عبور كردن، گذاشتن و جاري كردن اشك را نيز بدان افزودند. (۱) برخي آن را بهمعني پند گرفتن يا عبور و گذر از حادثه و جرياني دانستهاند. (۲) در لغت (زبان) عرب هم اين معنا براي آن ذكر شده است(۳). از ديگر معاني آن: مقياس گرفتن، سنجيدن كيفر كسي براي پند گرفتن ديگران، سخت تنبيه كردن موجب پند گرفتن ديگران، شدن و... هم ذكر كردهاند.
از مشقات آن در زبان فارسي عبرتآميز، عبرتانگيز، عبرتبين، عبرتپذير، عبرت پذيرفتن، عبرتآموز، عبرتپذيري، عبرتگاه، عبرت گرفتن، عبرتنما، عبرتگيري، عبرتگه و... است. (۴)
معني اصطلاحي عبرت راغب در مفردات ميگويد: «العبر تجاوز من حال الي حال»(۵) عبرت گذشتن از حالي به حالي است يا گذري است از آنچه آدمي ديده و يافته، به آنچه بايد بدان برسد. او اعتبار و عبرت را حالتي ميداند كه در آن آدمي از معرفت محسوس به معرفت غيرمحسوس ميرسد و كلمه تعبير (براي خواب) در واقع عبوري است از ظاهر خواب به باطن آن. (۶)
برخي از صاحبنظران عبرت را اصطلاحاً به معني به ياد دادن (تذكر)، موعظه پذيرفتن (اتعاظ) ذكر كردهاند. (۷) مرحوم طبرسي ذيل آيه شريفه «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَه لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ»(۸) ميگويد: «صاحبان بصيرت را عبرتي است كه از اين مشاهده و محسوس به غيرمحسوس پي برند». (۹)
آري با استفاده از ظاهر لغت كه به معني عبور مخصوص، گذشتن از آب خواه به وسيله شنا، خواه به وسيله كشتي، پل يا حيواني(۱۰) است، معني ديگري از آن استخراج ميشود كه آدمي با ديدن يا شنيدن مسئلهاي مفاهيمي درسآموز فرا گيرد و آن را در زندگي روزمره به كار برد.
انسان و عبرتآموزيها از ويژگيهاي ذهني و رواني انسان كه در واقع مابهالامتياز او با حيوانات است، همين عبرتآموزي ناشي از تعقل است كه اگر در حيوانات باشد، اولاً محدود و ثانياً نشأت گرفته از غريزه دفاع است.
انسان در برابر حوادث و جريانات قادر به تجزيه و تحليل، تهيه صغري و كبري و نتيجه، فهم، درك و تشكيل مفاهيم است. او با استفاده از درك تشابهات، قياسها و تعميمها قادر به تهيه ذخايري عظيم از علم و فكر و تجربه است و اصولاً شأن انساني او چنين جرياني ايجاب ميكند. معصوم(ع) ميفرمايد: ان المؤمن اذا نظر فاعتبر، مؤمن هنگامي كه چيزي را نظر افكند، آن را به ديده اعتبار مينگرد.
و اذا سكمت تفكر، هنگامي كه ساكت باشد سرگرم انديشه و تفكر ميشود.
و اذا تكلم ذكر، هنگامي كه سخن ميگويد يادآور مسئوليت كلام خويش است.
و اذا ستغني شكر، هنگامي كه بينياز شود راه شكر و سپاس را در پيش ميگيرد.
و اذا اصابته شر صبر، هنگامي كه دچار گرفتاري و شر ميشود راه صبر در پيش ميگيرد.
فوايد عبرت بدينگونه كه تصوير شد، استفاده از روش عبرت مواجد فوايد و آثاري است كه اهم آنها عبارتند از: ۱- صيانت وجود از خطر: با ملاحظه آنچه را كه در گذشته ديده يا شنيدهايم ميتوانيم خود را از خطر سقوط و فنا نجات بخشيم و راه جاودانگي را در پيش بگيريم.
۲- بينا شده به زندگي: و غرض اين است كه زندگي را از افقي بالا ميبينيم (ابصر) به اين سخن اميرالمؤمنين(ع) بنگريد كه فرمود: «من اعتبر ابصر و من ابصر فهم و من فهم علم»(۱۱).
۳- كشف علل بيماري و اختلال انسان: اگر مسئلهاي را به چشم اعتبار بنگريم، دريچهها گشوده ميشود و علل بيماري يا اختلال روان را درك ميكنيم و من تأمل ذلك (اتباع الهوي و حب الشهوات) بعين الاعتبار الفتحت له بصيرته، و انكشفت عما قلبه. (۱۲)
۴- شناخت علل سقوط ديگران: امامخميني(ره) ميفرمايد: «مشاهده كنيد كارهاي اينها را (طاغوتيان زمان شاه) و ببينيد كه چرا ملت از اينها جدا شد و چرا كارشكني ميكرد». (۱۳)
۵- شناخت رمز و راه رشد: امامخميني(ره) كه ميفرمايد مسلمانها توجه بكنند... به اينكه صدر اسلام چهجور بود؟... وضع رسول اكرم(ص) و وضع ائمه ما و وضع خلفا كه چهجور بودند آنها؟(۱۴)
۶- هوشياري به شرايط خود: به فرموده امامخميني(ره) الان هر قدمي كه برداريد رو به قبر است. هيچ معطلي ندارد. هر دقيقهاي كه از عمر شريف شما ميگذرد يك مقدار به قبر و آنجايي كه از شما سؤال خواهند كرد، نزديك ميشويد. (۱۵)
۷- جلوگيري از سقوط در شهوات: اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلاًت حجزه التقوي عن التقجم في الشهوات»(۱۶)، براي آن كس كه وقايع و جريانات را با ديده عبرت ميبيند، خودنگهدارياش سبب نجات از غوطهور شدن در شهوات خواهد شد.
۸- پشتگرمي به راه و روش خود: كه در سايه عبرتآموزي راه و روشي انديشيده و از روي حساب خواهد شد. علي(ع) فرمود: «من علق اعتبر با مسه و استظهر لنفسه»(۱۷).
از ديگر فوايد آن قبول زهد و تقوا، درك و بينش، طولاني شدن عمر، كاهش لغزشها، بركتداري زندگي، شناخت و قانونمنديها، عدم سقوط و فريب خوردن است.
قرآن و عبرتآموزي به خاطر نقش و اهميتي كه اين روش در زندگي افراد دارد، مورد سفارش قرآن و روايات است.
قرآن ميفرمايد: «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»(۱۸)اي صاحبان بصيرت و بينش عبرت بياموزيد.
امامخميني(ره) با استناد به آيه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»(۱۹)مي فرمايد.
در همين آيه كوچك لفظاً و بسيار بزرگ معني، احتمالاتي سازنده و هشداردهنده است(۲۰) و هم ميفرمايد تخدير از پيامدهاي اعمال است و شاهد است آنچه عمل ميكنيم به صورت مناسب در منشأ ديگر وارد ميشوند و به ما خواهند رسيد. (۲۱)
قرآن در داستان فرعون ميفرمايد: «فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَه وَ الْأُولَى* إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَه لِّمَن يَخْشَى»(۲۲)، خداي عقوبت دنيوي و اخروي ويژهاي براي فرعون معين كرد و اين مايه عبرت براي كساني است كه به حسابرسي دقيق خدا ايمان دارند و از او حساب ميبرند.
در داستان يوسف پس از ذكر آن همه وقايعي كه پديد آمد و آن همه تلاشي كه برادران يوسف براي نابودي وي كردند، سرانجام توفيق نيافتند و قرآن ميكوشد آن را مايه عبرتي براي ديگران قرار بدهد و ميفرمايد خدا خواهد آنجا كه كشتي برد. «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَه لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ»(۲۳). در سوره نور، پس از ذكر مالكيت خود بر آسمانها و زمين و بيان توان در هم پيوستن ابرها و ريزش باران و رعد و برقها و ايجاد شب و روز ميفرمايد: «يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَه لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ»(۲۴) و آيات ديگري هم در اين زمينه وجود دارند كه در آن از قدرتنمايي و عنايات او براي انتباه و هوشياري مردم سخن ميگويند. (۲۵)
عبرتآموزي در روايات چه بسيارند روايات و احاديثي كه در آنها سخن از عبرتآموزي يا توصيه به آن است، ما را توان بررسي همه آنها نيست. در اين بحث فقط به دو سه مورد آن اشاره ميكنيم.
در خطابي از خداي متعال به حضرت عيسي(ع) آمده است: «يا عيسي اعقل و تفكر و انظر في نواحي الارض كيف كان عاقبه الظالمين»(۲۶)،اي عيسي خوب تعقل و تفكر كن، به اطراف زمين نظر انداز و ببين عاقبت و فرجام ستمكاران چگونه بوده است.
علي(ع) فرمود: «فاتّعظوا عباد اللّه بالعبر النّوافع و اعتبروا بالآي السّواطع»(۲۷)، بندگان خدا از عبرتهاي سودمند موعظه بپذيريد و از آيات درخشان خدا عبرت بگيريد و او هم در عبارتي ديگر فرمود: «و اعتبر بما مضي من الدنيا ما بقي منها فان بعضا يشبه بعضا و آخرها لاعق باولها و كلها حائل مفارق»(۲۸). از گذشته دنيا براي آنچه از دنيا باقي مانده است عبرتآموز، زيرا پارهاي از دنيا به بخشي ديگر از آن شباهت دارد و پايان دنيا به آغاز آن وصل است و همه پيكره آن از هم گسستني و جداشدني است.
عبرت از چه خبر؟ اينكه عبرت از چه چيز باشد؟ يا در تربيت انسانها آنان را به چه چيز توجه دهيم؟ با استفاده از اسناد اسلامي نكاتي را متذكر خواهيم شد.
۱- از اعمال قدرت توسط خدا
خداوند مقلب و محول است. طبقه پايين مردم را بالا ميبرد و طبقه بالا را پايين ميآورد. امام(ره) از عالمي به نام مرحوم شيخ عباس تهراني ياد ميكند كه ميخواست در زمان رضاخان از اراك به تهران بيايد و رانندهاي او را سوار نكرد و گفت:«ما عهد كردهايم دو گروه را سوار نكنيم، روحانيون و فواحش را». (۲۹) قدرت خدا را بنگر كه در فاصله زماني معين و محدودي چه كرد و آيا اين عبرتآموز نيست؟
امام(ره) نمونه ديگري از جنگجويان اسلام نقل ميكند كه شعارشان اين بود اگر بكشيم بهشت و اگر كشته شويم هم بهشت است. آنان شهادت را براي خود فوز ميدانستند و اين حالت در ملت ما هم پيدا شده است. اين تحول به دست چه كسي است؟ جز خدا؟ مگر امكان دارد بشري اين كارها را بكند. (۳۰) آري در واقع بايد گفت: «يُقَلِّبُ اللهُ الليْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَه لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ».
۲- از حوادث تاريخي
قرآن ما را به سير تاريخي تشويق ميكند و ميگويد «قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَه الْمُكَذِّبِينَ»(۳۱) امام هم در بيانات خود به تاريخ زياد تكيه ميكند و در بياني فرموده بود:«عبرت بگيريد از اين حوادث تاريخ، تاريخ معلم انسان است». (۳۲) ما بايد از اين مسائل تاريخي عبرت بگيريم(۳۳)، تاريخ بايد سرمشق باشد. (۳۴)
۳- در تحولات دنيا
دگرگوني دنيا و عدم ثبات آن از آياتي است كه خداي در اين سراي باقي گذارده و از اسرار نهفته در دل طبيعت است. تحولاتي كه در جهان وجود دارند، همه و همه براي ما درساند. امام(ره) در سخني فرمودند: «تعليم بگيريد از اين حوادثي كه در دنيا واقع ميشود». (۳۵) در بحث ديگري از قضيه كشف حجاب و خواستاري سركوبي دين توسط زورمداران گذشته سخن گفته است و متذكر ميشود ما بايد از اينها عبرت بگيريم. (۳۶)
۴- از احوال امم
ملاحظه حيات اقوام و اهم گذشته و صلاح و خطاي آنان در مواردي بسيار براي ما درسآموز است. اميرالمؤمنين(ع) در نامهاش به امام مجتبي(ع) ميفرمايد:«و اعلم يا بني ان احب ما انت آخذ به الي من وصيتي تقوي الله و الاقتصار علي ما فرضه الله عليك و الاخذ بما مضي عليه الاولون من آبائك و الصالحون من اهل بيتك» (۳۷)، فرزندم محبوبترين امري را كه دوست دارم از وصيت من برگيري عبرتآموزي از چيزي است كه گذشتگان از اجداد و صالحان خانواده است بر آن بودهاند...
امام در نامهاي خطاب به فرزندشان به عنوان مصداقي از احوال امم ميفرمايند: «آنچه ملاحظه كردهام... به اين نتيجه رسيدهام كه قشرهاي قدرتمند و ثروتمندي رنجهاي دروني رواني و روحيشان از ساير اقشار بيشتر و آمال و آرزوهاي زيادي كه به آن نرسيدهاند بسيار رنجآورتر و جگرخراشتر است»(۳۸) و اين يك درس عبرت است.
همچنين به نظر امام بايد از زندگي پيامبر، امامان و خلفا عبرت گرفت كه چهجور زندگي ميكردند و چهجور پيشبرد كردند، يك مشت جمعيتي كه هيچ چيز نداشتند چطور امپراتوري را از بين بردند؟(۳۹)
۵- از مرگها
همه ميميرند. احدي جز ذات خدا باقي و برقرار نيست. امامحسين(ع) در شب عاشورا خطاب به خواهرش زينب(س) فرمود: «ان اهل الارض يموتون و اهل السماء لايبقون و ان كل شىء هالك الا وجه الله»(۴۰). مطمئن باش اهل زمين ميميرند و اهل آسمانها باقي نميمانند، همه پديدهها سيري به سوي هلاك دارند، جز ذات پروردگار.
آري، مرگ ديگران براي ما درس عبرت است و روزي ميرسد كه خود ما هم ميميريم. امام(ره) در سخني فرمودند: «فكر اين مطلب را بكنيد كه قضيه نزديك شدن به مرگ است و هيچ هم سند به شما نداده است كه ۱۲۰ سال عمر كنند... بايد در اين مطالب تأمل كنيد». (۴۱) بايد از اين حادثه عبرت گرفت.
۶- از افتادن قدرتمندان
قدرتمندان هم نميمانند، چه آنها كه بر حقند و چه آنان كه ناحقند. علي(ع) پس از ضربه خوردن خطاب به فرزندان فرمود: «انا بالامس صاحبكم». من ديروز در كنار شما و همدم شما بودم «و انا اليوم عبره لكم» و امروز با اين بستري بودن خود مايه عبرت شمايم «و غدا مفارقكم»(۴۲) و فردا نيز از شما جدا ميشوم و به سراي ابدي ميشتابم.
۷- از اختلافات و تفرقهها
ملاحظه اختلافات و تفرقهها در بين مردم و سران دولتها از عوامل عبرتآموز است. امام(ره) در بياني فرمودند: «دشمنان ما وقتي سلطه پيدا كردند... تفرقه انداختند و اين موجب شد كه مسلمين و اسلام تضعيف شدند، مستعمرين بر ما غلبه كردند، ما بايد از اين امور عبرت بگيريم»(۴۳)
۸- از سقوط مقامات
صاحبان مقام همهگاه در سر پست و موقعيت خود نيستند. آن كس كه در پست است از شكست و سقوط صاحبان پست درس عبرت گيرد و دست به تجاوز و تعدي دراز نكند. امام در سخني خطاب به مسئولان فرمود: «شما هم مقامي هم پيدا كنيد از مقام رضاخان و محمدرضاخان هم بيشتر ميشود؟ عبرت بگيريد از اين حوادث». (۴۴)
نتيجهگيري
چه بسيارند اموري كه مايه عبرتند و مردم از آن غافلند. «ما اكثر العبر و اقل الاعتبار»(۴۵). گذشت زمان، فراز و نشيبها، سقوط و صعودها، مصيبتها و رنجها همه و همه درسهايي عبرتآموز براي بشرند. به فرموده امام(ره) كر و فر دنيا و نشيب و فراز آن به سرعت ميگذرد و همه زير چرخهاي زمان خرد ميشويم. (۴۶) مهم اين است كه از گذران آن درسها بياموزيم. تا آيندهمان آباد باشد.
احاديث و روايات، آيات قرآن، واعظان و ناصحان، بزرگان و خيرخواهان همه و همه به عبرتآموزي، موعظهپذيري، بر حذر بودن از خطرات و عوارض توصيه دارند و براي آگاهي از اهميت آن تنها كافي است به خطبه قاصعه اميرالمؤمنين(ع) بهويژه از اواسط آن مراجعه شود. (۴۷)
چگونه و از چه طرقي عبرت بياموزيم؟
از سه طريق عمده ميتوان عبرت آموخت.
۱- از راه ديدن: شايد مهمترين و مؤثرترين طريق همين راه و روش باشد. به تماشاي واقعهاي نشستن و بررسي عيني امور جداً درسآموز است. امام(ره) در بيانات خود ميفرمايند: «قدري مطالعه كنيد... مشاهده كنيد و كارهاي اينها (شاه و اطرافيان) را ببينيد و ببينيد چرا ملت از آنها جدا بود و چرا كارشكني ميكرد». (۴۸)
۲- شنيدن: شنيدن سخنان واعظان و ناصحان، استماع سرگذشت نيكان و بدان ميتواند درس و عبرت باشد. در داستان زندگي اميرالمؤمنين(ع) آمده است كه گاهي به نزد ابنعباس ميرفت و ميفرمود وعظني، مرا موعظه كن(۴۹)، زيرا هنگامي كه گوشها به حقايق آشنا شوند خود ميتوانند زمينهساز حركت و رشد باشند.
۳- انديشيدن: تفكر در آثار خداي جهان، گذران امور، سرگذشت اقوام و ملل خود ميتواند سازنده و هشداردهنده باشد. امام(ره) مسئولان جامعه، ارگانهاي دولتي و مسئولاني را كه در رأس امور بودند هشدار ميداد كه براي عبرتآموزي مطالعه و تفكر كنند. (۵۰) حتي در امر عبرتآموزي از مرگ ميفرمود: «ممكن است انسان ۲۵ ساله بميرد، ممكن است ۵۰ ساله بميرد، ۶۰ ساله بميرد و هيچ سندي ندارد... بايد فكر كنيد بايد در اين مطالب تأمل كنيد». (۵۱) گاهي هشدارهايي در اين باره داشت كه در روايات ما فرمودهاند پيروان علي(ع) اهل سعادتند، بايد ببينيم ما پيرو هستيم يا نيستيم؟ ما به وظايفمان... عمل ميكنيم يا نميكنيم(۵۲) و عرض تفكر در اين مسائل بود.
عبرتآموزي براي چه كساني؟
چه كساني ميتوانند يا بايد عبرت بياموزند؟ از نظر ما هر كسي قادر به عبرتآموزي و به عبارتي عريانتر لايق عبرتآموزي نيست. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «و ما كل ذي قلب بلبيب و لاكل ذي سمع بمسيع و لاكل ذي ناظر ببصير»(۵۳). عبرت براي كساني است كه:
چشم باز گشادهاي داشته باشند عبره لاولي الابصار. (۵۴)
صاحب عقل ناب و خالص باشند عبره لاولي الالباب. (۵۵)
دلي بيدار و در خشيت داشته باشند لعبره لمن يخشي. (۵۶)
امام(ره) در بيانات خود بيش از هر كس مسئولان كشور را مورد خطاب قرار ميداد و ميكوشيد آنها را به عبرتآموزي وا دارد. در بياني فرمود: «دولتهاي هر اين معاني (سقوط دولت عثماني) و از اين امر تاريخي بگيرند و اختلافات خود را حل كنند». (۵۷)
درسهاي امام در عبرتآموزي
در خاتمه بد نيست از سخنان امام در روش عبرتآموزي چند عبارت كوتاه را براي درسآموزي خود ذكر كنيم.
ما بايد از تاريخ درس عبرت بگيريم كه تاريخ معلم ماست... (۵۸)
آنچه را كه عمل ميكنيم به صورت مناسب در منشأ ديگري وارد ميشوند و به ما خواهد رسيد. (۵۹)
آنقدر كه ظالم از ظلمش ضرر ميبرد، مظلوم از ظالم ضرر نميبرد. (۶۰)
اگر با مردم خوب رفتار كنيد براي خودتان خوب است و اگر بد رفتار كنيد به ضرر شماست. (۶۱)
هر جا كه قوت ايمان در كار باشد نصر و پيروزي است.
هر وقت تلاش براي رسيدن به آمال دنيايي باشد پيروزي از آدمي فراري است. (۶۲)
اگر مسلمانان جهان جمع شوند، هيچ قدرتي را توان معارضه با آنها نيست. (۶۳)
پينوشتها در دفتر سرويس گفتوگو موجود است.