
به گزارش فارس، يوسفعلي ميرشكاك در سومين شب شاعر كه به منظور تجليل از وي در مؤسسه هنري رسانهاي اوج برگزار شده بود، اظهار داشت: از وقتي كه به فكر مردن افتادهام، حوصله قافيه بازي ندارم و شعر سپيد ميگويم. در اين چند روز هم چند بيت شعر در مورد خود گفته و به اين فكر افتادهام كه چطور پيش از فوتم برايم مراسم بزرگداشت گرفتهاند و نميترسند كه تغيير موضع بدهم. غلامعلي كويتيپور، يكي از مداحان اهل بيت فرد ديگري بود كه پشت تريبون حاضر شد و اداي احترامي به مقام يوسفعلي ميرشكاك كرد.
مسعود دهنمكي نيز با بيان اينكه وقتي واژه بزرگداشت را ميشنوم، ميترسم، گفت: برگزاري بزرگداشتها بسيار اهميت دارد ولي بسياري از افراد هستند كه آرزوي ختم ما را دارند و ما بايد مراقب باشيم.
وي با بيان اينكه مديون ميرشكاك هستم، عنوان كرد: وي شور و شعور انقلابي را به هم پيوند زد و در سالهاي اوليه بعد از جنگ حرفهاي زيادي را زد كه سرلوحه بسياري قرار گرفت. كارگردان فيلم رسوايي در پايان سخنان خود گفت: اجحافي كه در حق شهيد اهل قلم سيدمرتضي آويني شد در اينجا جبران شد و بايد قدر آويني ثاني را كه يوسفعلي ميرشكاك است، بدانيم. در بخش ديگري از اين مراسم مصطفي محدثي خراساني يكي از شاعران انقلابي كه دومين مراسم شب شاعر به وي اختصاص يافته بود در وصف يوسفعلي ميرشكاك اظهار داشت: سيري را كه ما به عنوان شاعران انقلاب در آن قرار گرفتهايم و بزرگترهاي ما مانند سيدحسن حسيني، سلمان هراتي و قيصر امينپور در مسير آن حركت كردند به واسطه قلم و موضعگيريهاي ميرشكاك است و مباني كه توسط وي تبيين شد چراغ راهنماي بسياري قرار گرفت.
نادر طالبزاده در مراسم بزرگداشت يوسفعلي ميرشكاك، با اشاره به اينكه افرادي مانند ميرشكاك براي همه هستند و بايد در همه جا مورد استفاده قرار گيرند، تصريح كرد: حرفهاي اين افراد بايد خارج از اين مرزها هم شنيده شود، اما در همين جا هم ديده نميشود. به گفته وي افرادي مانند ميرشكاك اهل حقيقت و اهل توحيد هستند و عقبه فرهنگي و هنري ما از يوسفعليها سرچشمه ميگيرد كه اين يوسفعليها بسيار كم هستند.
عليرضا قزوه يكي از شاگردان ميرشكاك فرد ديگري بود كه درباره وي چند كلامي را مطرح كرد. وي گفت: ما شايد بزرگداشت گرفتن را بلد نباشيم ولي قدر هم را ميدانيم. بايد در زمان حيات افراد از آنها تجليل كرد در زماني كه قيصر امينپور و سيدحسن حسيني بناي جايزه قيصر گذاشته شد و ميرشكاك نيز يكي از همين افراد است كه در زمان حياتش بايد به سراغش رفت.