جوان آنلاین: همين كه پا به صحن حضور و رواق ديدارش ميگذاري، نسيم مهر به پيشوازت ميآيد و جان و دلت را گرم در آغوش ميگيرد؛ خستگي راه را از جانت ميشويد و حياتي نو به تو ميبخشد؛ در آنجا جمعيتي فشرده را ميبيني كه گرد ضريحي مقدس پروانهوار ميچرخند و هركس آرزويي در سينه دارد كه با تمام وجود بر زبان ميآورد؛ حضرت رضا (ع) زود راضي ميشود؛ حتي اگر نيازت را بر زبان نياوري و فقط در دل سرگرم آن باشي، خواستهات را ميداند و برآورده می کند.
امام رضا (ع) هنگامي كه به سناباد طوس رسيد، داخل قبهاي شد كه قبر هارون در آنجا بود و در پيش قبر او خطي كشيده و فرمود: «اين تربت من است. حق تعالي اين مكان را محل ورود شيعيان و دوستان من خواهد كرد. به خدا سوگند، هركه از ايشان مرا در اين مكان زيارت كند، البته خداوند رحمت خود را به شفاعت ما اهلبيت براي او واجب كند» پس رو به قبله كرده و چند ركعت نماز خواند.
ولایت عهدی حضرت رضا (ع) وقتي وارد مرو شدند، مأمون را ملاقات كرده و وي به ظاهر آن حضرت را تعظيم و تكريم بسيار كرد و گفت، «اي پسر پيامبر! من علم و عبادت تو را دانستم و تو را از خود به خلافت سزاوارتر يافتم» كه آن حضرت فرمود «من به بندگي خدا فخر ميكنم و به زهد دنيا اميد نجات از شرور آن دارم».
مأمون در ادامه گفت، «اراده كردهام خود را از خلافت عزل كنم و امامت را به تو گذارم و با تو بيعت كنم» كه حضرت فرمودند «اگر خلافت را خدا براي تو قرار داده است، جايز نيست آن را به ديگري بخشي و اگر از آن تو نيست، پس به ديگري واگذار».
امام رضا(ع) پس از آنكه ولايتعهدي مأمون را به اجبار پذيرفت، دست به سوي آسمان برداشت و فرمود، «خداوندا! ميداني كه من به ضرورت، ولايت عهدي را پذيرفتم پس مرا مؤاخذه نكن چنان كه دو بنده خود، حضرت يوسف و دانيال را مواخذه نكردي، هنگامي كه ولايت را از جانب پادشاه زمان خود پذيرفتند. خداوندا! مرا توفيق ده كه دين تو را برپا دارم و سنت پيامبرت را زنده كنم».
بهترین و بدترین نوع زندگی از دیدگاه امام رضا(ع) حجتالاسلام علی موسوی پژوهشگر دینی در گفتگو با «جوان آنلاین» گفت: امام رضا (ع) همچون پدر و اجداد پاكش قبل از هر چيز بنده خالص خدا بود و در پرتو همين بندگي به ارزشهاي والاي انساني و مقامهاي بلند معنوي دست يافت؛ زهد و عبادت، راز و نياز و مناجات و سجدههاي طولاني ايشان، نشان ميداد كه دلداده خداست و رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاك خدا دارد.
اين كارشناس مسائل ديني افزود: تواضع و فروتني از صفات زيباي انساني است و حضرت رضا (ع) كه در تمام سجاياي اخلاقي و فضايل نفساني نمونه و سرمشق ديگران بود در اين خصلت نيكو نيز گوي سبقت را در عصر خود از همگان ربود.
وی عنوان کرد: علي بن شعيب ميگويد، روزي خدمت امام رضا (ع) رسيدم و امام فرمودند: «اي پسر شعيب! به نظر تو زندگي چه كسي از همه مردم گواراتر است؟» گفتم يابن رسول الله، شما در اين باره از همه داناتريد. آنگاه امام فرمودند، «كسي كه مردم از زندگي او بهرهمند گردند و خيرش به ديگران برسد.» وي ادامه داد: امام سپس فرمود، «چه كسي زندگياش از همه نكبتبارتر است؟» گفتم، باز هم در اين مورد شما از همه عالمتريد؛ حضرت فرمودند: «كسي كه مردم از زندگي او خيري نبينند».
نشانه های مومن چیست؟ اين پژوهشگر ديني اظهارداشت: امام رضا (ع) در مدينه و در حوزه درسي خود شاگردان بسياري را جمع كرده و به تربيت آنها مشغول بود. شاگرداني كه به گرد شمع وجود آن بزرگوار اجتماع ميكردند و از علوم آن حضرت بهرهمند ميشدند؛ يكي از شاگردان آن حضرت، زكريا بن آدم است كه نمايندگي امام (ع) را در قم عهدهدار بود و امام رضا (ع) در نامهاي به او مينويسد: خداوند به سبب وجود تو بلا را از شهر قم دور ميسازد، چنان كه بلا را به علت وجود امام كاظم (ع) از مردم بغداد برطرف ميكند.
حجت الاسلام والمسلمین موسوی ادامه داد: يونس بن عبدالرحمن، صفوان بن يحيي، حسن بن محبوب و علي بن ميثم نيز از برجستهترين شاگردان امام رضا (ع) بودند.
وی با اشاره به اينكه امام رضا (ع) نشانههاي مؤمن را در سه خصلت ميداند، گفت: اگر اين سه صفت در كسي جمع باشد، او مؤمن واقعي است، والا فقط نامي از مؤمن دارد.
این محقق دینی تصریح کرد: امام رضا (ع) ميفرمايند «مؤمن، مؤمن نميشود؛ مگر اينكه سه خصلت در او باشد، سنتي از پروردگارش، خصلتي از پيامبرش و صفتي از ولي و امامش، اما آن صفتي كه از پروردگار در اوست، پردهپوشي اسرار ديگران است؛ خصلتي كه از پيامبر (ص) در اوست، مدارا كردن با مردمان است و آنچه كه سنت ولي خداست، صبر كردن بر سختيها و بلاياست».
پیام امام رضا(ع)
محدث قمي رحمةالله از حضرت عبدالعظيم حسني (ع) روايت ميكند كه امام هشتم علي بن موسيالرضا (ع) فرمود، «اي عبدالعظيم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو وسوسههاي شيطاني را به خود راه ندهند و در زندگي راستگو و امانتدار باشند، راجع به چيزهايي كه برايشان فايدهاي ندارد، سكوت كنند و جدال نكنند؛ با يكديگر رفت و آمد نمايند زيرا اين عمل موجب تقرب به من ميشود، حيثيت و آبروي خود را از بين نبرند كه هركس آبروي كسي را بريزد و از اين راه يكي از دوستان مرا به غضب آورد، دعا ميكنم كه خدا او را در دنيا و آخرت به عذاب دچار سازد و در آخرت از زيان كاران به شمار آيد».