
در ايام محرم و صفر در اين صفحه تلاش شد مهمترين خطبهها و نامههايي كه در ماجراي نهضت حضرت سيدالشهدا و در مسير از مدينه تا مدينه از سوي حضرت و خاندان و اهل بيت ايشان ايراد يا نگاشته شده است، نقل شود و مورد تبيين قرار گيرد. ضرورت انجام چنين كاري ريشه در كمتوجهي اغلب محافل و مجالس عزاداري به اين خطبهها و نامهها و كماطلاعي مردم از محتوا و نقش آنها در جريان حادثه كربلا دارد. در همين راستا و با هدف نزديك كردن عزاداران به معارف موجود در اين كلمات نوراني و تأثير آنها در شكلگيري نهضت حسيني، به بيان شاخصترين خطبهها پرداختيم، از جمله خطبههاي بيبديل امام حسين(ع) در كربلا و خصوصاً در روز عاشورا، خطبههاي شگفتانگيز امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) در كوفه و شام. روشن گرديد كه اين خطبهها نقش بسيار مهمي در نهضت حسيني و ماندگاري آن ايفا كردهاند، معرفي اهداف و انگيزههاي نهضت و قيام حسيني، دعوت مسلمانان به همراهي با نهضت، نشان دادن عاملان اصلي جنايت عليه سبط نبي اكرم و اهل بيت ايشان، انتقال پيام عاشورا به مسلمانان تمامي اعصار تنها گوشهاي از آثار و بركاتي است كه بر اين خطبهها مترتب ميباشد. ضمن اينكه با درج آنها در روزنامه جوان علاوه بر مهيا نمودن منبعي براي دسترسي آسان، گامي در جهت بردن اين خطبههاي منوره از خلال كتب تخصصي فقهي و تاريخي به ميان مردم برداشته شد.
عمل تبليغي اهلبيت، حجت را بر ما تمام كرد نقش تبليغى اهل بيت حضرت سيدالشهدا در راستاى شناساندن نهضت حسينى از طريق ايراد خطابه در كوفه و شام همچنين پيام و درسي براي ما مسلمين به همراه دارد و آن توجه به تكليف انتقال پيام اسلام به جهانيان و پيگيري امر تبليغ در جامعه است، چنانچه ملاحظه شد كاروان اسرا خصوصاً امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) با خطبههاي آتشين خود مصداق بارز آيه «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّااللَّهَ» بودند و حق آن است كه بگوييم كه اگر خطبهها و افشاگريهاي ايشان نبود بنىاميّه صداى عدالت انسانى را كه امام حسين(ع) در كربلا و در روز عاشورا بلند كرد خاموش مىساخت. به طورى كه امروزه نه از كربلا نامى باقى بود و نه از امام حسين(ع). اين امر حجت را بر ما مسلمين تمام ميسازد كه در ايفاي نقش تبليغي و رساندن پيام اسلام به گوش جهانيان و مستضعفين عالم بجد بكوشيم و در اين راه از تمامي ظرفيتهاي موجود استفاده نماييم. به عبارت ديگر عمل به تكليف تبليغ از جمله درسهايي است كه مسلمان واقعي از تفكر و تدبر در سيره تبليغي كاروان اسرا بعد از واقعه عاشورا به دست ميآورد. تكليفي كه به فرموده مقام معظم رهبري در شرايط امروز جامعه اسلامي مضاعف شده است و چرايي اين امر ريشه در دو واقعيت دارد: اول آنكه فرصت براي تبليغ اسلام در دنيا، چه در دنياي اسلام و چه در غير دنياي اسلام فراهم آمده است كه پيروزي انقلاب اسلامي و انعكاس آن در جهان و به وجود آمدن خلأ تئوريك در كشورهاي غربي از عمده دلايل اين امر است و دوم آنكه حملات عليه فكر و فرهنگ ناب اسلامي در جهان افزايش پيدا كرده است چراكه از طرفي فرقهها و گروههاي فكري- عقيدتي ساختگي و انحرافي نظير وهابيت با صرف بودجههاي شگرف و فراهم كردن تشكيلات و تجهيزات تبليغاتي و تربيت نيروهاي متخصص، به كار تبليغ براي عقيده باطل و بيپايه و اساس خويش مشغول هستند و از طرف ديگر در بعد فرهنگي امپراطوريهاي رسانهاي غرب و در رأس آنها صنعت سينمايي هاليوود، همچون گوساله سامري به افسونگري و جادوي جوانان دنياي اسلام ميپردازد. همه اينها گواه بر اين حقيقت هستند كه امروز اهتمام به امر تبليغ چه در سطح داخلي و چه در سطح بينالمللي بيش از هر زمان ديگري ضروري و لازم است كه به حمدالله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و خصوصاً در سالهاي اخير با عنايات مقام معظم رهبري و اهتمام حوزههاي علميه و گروههاي خودجوش دانشجويي فعاليتهاي ارزشمندي در اين راستا انجام پذيرفته است و انشاءالله روزبهروز شاهد گسترش و توسعه آن به لحاظ كمي وكيفي خواهيم بود.
تنها موعظه خداوند در قرآن اما مطلبي كه در اينجا لازم به ذكراست آن است كه اين تكليف و وظيفه به تعبيراستاد بزرگوار شهيد مطهري، يك وظيفه عمومي براي همه مسلمين است: «وظيفهاي كه هر مسلمان از نظر تبليغ دارد اين است كه بايد اين احساس در او پيدا شود كه به نوبه خودش حامل پيام اسلام است. » (حماسه حسيني، ج۱، ص۱۹۳) به بيان ديگر اين تكليف صرفاً به دوش نهادهاي فرهنگي جامعه يا حوزههاي علميه نميباشد و تمامي آحاد مسلمين مسئول و مكلف ميباشند.
در اين راستا مسلمان حقيقي بايد براي جلب رضايت الهي و به شكرانه نعمت اسلام و انقلاب به اين تنها موعظه از سوي خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم عمل كند: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثْنىَ وَ فُرَادَى» اي رسول ما به امت بگو: من فقط به شما يك اندرز مىدهم كه: دو دو و به تنهايى براى خدا به پا خيزيد. (سوره سبا، آيه ۴۶) امام امت درباره اين موعظه خداوند چنين ميفرمايد: «خداي تعالي در اين كلام شريف از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظههايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است، قيام براي خداست كه خاتمالنبيين را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت. خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده است... موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفعهاي شخصي كرده تا به همه سعادتهاي دو جهان نائل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.» (صحيفه نور، ج۱، ص۳)
نتيجه آنكه فرد فرد امت شيعي بايد درباب نقش و تكليف خود در جهان كنوني درنگ نمايند، آنگاه در جهت اداي اين نقش مهم و انتقال منطق و آموزههاي اسلام عزيز حتي به صورت فردي براي خداي تعالي قيام كرده و در اين راه سختيهاي كار را به جان بخرند.
تبليغ، يعنى رساندن در پايان، كلام را به فرازهايي از سخنان گهربار مقام معظم رهبري كه در ديدار جمعي از روحانيون ايراد گرديده است مزين ميكنيم: «مسئله تبليغ، يكى از مسائل اساسى در حيات اجتماعى است و مخصوص يك دوره نيست. تبليغ كه از آن در قرآن به «بلاغ»، «بيان»، «تبيين» و از اين قبيل تعبير شده است، يكى از وظايف مقدّس، وظيفه انبيا، وظيفه علما، وظيفه متفكران و دانايان و مصلحان است. تبليغ، يعنى رساندن. رساندنِ چه؟ رساندنِ آن حقايقى به اذهان و دلهاى مخاطبان كه بدون آن، دچار خسارت خواهند شد. اين است كه ارزش تبليغ را بالا مىبرد. تبليغ، يك جنبه انسانى دارد. تبليغى كه اسلام به آن امر مىكند و علماى اسلام و روحانيت شيعه، در طول تاريخ به آن پايبند بودهاند، وظيفهاى است كه هم جنبه الهى دارد- لتبينّنه للنّاس و لاتكتمونه- هم جنبه انسانى دارد؛ چون دستگيرى از دلها و ذهنها و انسانهايى است كه دچار عدم علم، دچار شك و دچار جهالتند. به اين وظيفه، بايد با اين چشم نگاه كرد.» (۲/۲/۷۷ به نقل از سايت مقام معظم رهبري)