
تفكيك تخصصي امور و هدفگذاري مشخص در قالب برنامههاي كلان تحقق اهداف تبيين شده در بخشهاي مختلف از جمله عرصه فرهنگ و هنر را امكانپذير ميكند.
به عقيده صاحبنظران، تداخل و موازيكاري در حوزههاي مختلف كه در گسترهاي مشترك به فعاليت ميپردازند به عنوان آفتي فراگير تحقق انجام صحيح برنامهها و دستيابي به اهداف تعيين شده در بازده مناسب زماني را تهديد ميكند. عرصه فرهنگ و هنر به عنوان يكي از مهمترين و در عين حال چالشيترين حوزههاي كاري همواره متأثر از موازيكاري بين نهادها و مجموعههاي بين بخشي بوده است.
تداخل برنامهها و به تعبيري سركشي غيرحرفهاي و خارج از وظايف ذاتي تعيين شده براي مجموعههاي كاري در اين عرصه همواره زائلكننده انرژي و توان مديريتي مجموعههاي گوناگون از جمله در حوزه فرهنگ و هنر بوده است، هرچند برخي مجموعهها به دليل ضعف مديريتي و قادر نبودن به انجام وظايف ذاتي و مأموريتهاي سازماني خود و براي گذر از گزند انتقادات و به نوعي پاسخگويي به مقام بالاتر تداخل در وظايف ديگران و اگر گفته نشود خراب كردن مجموعههاي يادشده، گذران امور ميكنند. وام گرفتن از طرح و ايده مجموعههاي ديگر كه شايد منافع مشتركي را در يك گستره داشته و در مديريتي واحد در بعد كلان قرار دارند و با بهرهگيري از امكاناتي كه بايد صرف انجام مأموريتهاي اصلي مجموعههاي خود شود، كار و محصول ديگران را براي خود هرچند با نام و نشان مجموعه ديگر كنند.
به اعتقاد كارشناسان موازيكاري و اصرار بر آزمون خطا در انجام امور دستيابي به اهداف كلان و تبيين سياستگذاريها در بخشهاي مختلف را با مشكلات جدي روبهرو ميسازد و سبب اتلاف هزينه و انرژي و به نوعي سرگرداني فعالان عرصههاي منظور ميشود.
يكي از بخشهايي كه به شدت از پديده آفتزاي موازيكاري و تداخل رنج ميبرد، صنعت بازيهاي رايانهاي است؛ عرصهاي كه به رغم داشتن متولي مشخص مبتني بر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي از حضور غيرحرفهاي اگر ايراد گرفته نشود غيرقانوني و غيرحرفهاي مجموعههاي اتفاقاً هم خانواده در يك وزارتخانه رنج ميبرد.
نهاد متولي گيم كه اين روزها به دليل پرداخت نشدن بودجه مصوب سالانه خود- به گفته مديرعامل بنياد ملي بازيهاي رايانه حدود ۹۰ درصد بودجه سال ۹۱ اين مجموعه تاكنون پرداخت نشده است- روزگار به سختي ميگذراند، در مقابل مجموعهاي ديگر در ذيل وزارت ارشاد با صرف هزينههاي هنگفت و به مدد تبليغات تلويزيوني و اجراي شوآفهاي بدون حاصل اجرايي، سوداي مال خود كردن فعاليتهاي انجام شده در عرصه گيم را دارد.
يك روز هوس برگزاري نمايشگاه رسانههاي ديجيتال و كشاندن مخاطبان با بهرهگيري از بخشهاي جذاب همچون گيم البته بدون حضور نهاد متولي- بنياد بازيهاي رايانهاي به رغم درخواستهاي مكرر براي حضور در نمايشگاه رسانههاي ديجيتال و مديريت بخش گيم با بياعتنايي دستاندركاران اين رويداد روبهرو شد- روز ديگري برپايي مسابقات گيم با عنوان «جام ديجيتال»- با بازيهاي خارجي- و روز ديگر سوداي ساماندهي گيمنتها و ارائه مجوزهاي غيرقانوني؛ برنامههايي كه هيچ يك مرتبط با وظايف و كاركرد مجموعه رسانههاي ديجيتال نبوده و تنها در قاب ذهني و رفتاري دستاندركاران اين مجموعه جاي دارد حال اينكه چرا اين مركز از انجام وظايف ذاتي خود غافل مانده و حوزه فراخ رسانههاي ديجيتال را رها كرده و علاقهمند به حضور در حوزه در حال شكوفايي گيم يا شبكه نمايش خانگي- در عرصه سينما- افتاده، خود حكايتي است كه در قصه پرغصه موازيكاري بازخواني ميشود.
هرچند منتقدسازي و وامدار كردن برخي افراد در پوشش كارشناس بازيهاي رايانهاي يا عناويني همچون توليدكننده و شركت دادن در برنامههاي سفارشي تلويزيوني و راديويي و كمرنگ جلوه دادن فعاليتهاي فعالان و دستاندركاران عرصه گيم نيز شيوهاي منسوخ بوده كه هيچگاه براي طراحان آن اعتباري به همراه نياورده است.
بنياد ملي بازيهاي رايانهاي به رغم نامهربانيهاي يادشده و كمبود بودجه و منابع و در عمر حدود شش ساله خود حمايت از بيش از توليد ۱۰۰بازي ايراني، برپايي دو نمايشگاه بينالمللي گيم در تهران- دوره نخست برج ميلاد و دور دوم در مصلاي امام خميني(ره)- حضور مستمر و پررنگ در رويدادها و مجامع بينالمللي- نمايشگاههاي معتبر گيم در دنيا، ايجاد سازمان نظام ردهبندي سني بازيهاي رايانهاي، راهاندازي انستيتوي ملي بازيسازي، مركز رشد توليد بازي و به تازگي نيز مركز دانشگاهي علمي و كاربردي بازي را در كارنامه خود دارد.
به عقيده بسياري از صاحبنظران، فعاليتهاي انجام شده روحيه وسوسهانگيزي را براي ديگران به خصوص در مجموعه وزارت ارشاد كه به نوعي همخانواده با بنياد ميباشند براي تحتالشعاع قرار دادن فعاليتهاي اين بنياد نوپا و درگير حاشيه و به نوعي خوف و رجا قرار دادن آن ايجاد كرده و فلسفه وجودي برخي مراكز كه خروجي مناسبي متناسب با عنوان و سرمايه هنگفت اختصاص يافته به آنها نداشته را زير سؤال برده است.
بسياري از كارشناسان تبعيت از سياستگذاري واحد در عرصه گيم از سوي نهادها و مجموعههاي مختلف را براي تحقق برنامههاي اساسي و اجتنابناپذير ميدانند.
نبود بودجه و حمايت نامناسب از سرمايهگذاري در عرصه گيم شتاب بسياري از فعاليتها را در اين عرصه كند كرده و طلب ميكند كه مسئولان به ويژه دستاندركاران فرهنگي همت مضاعف براي حمايت از اين عرصه در حال شكوفايي داشته باشند.