همه امكانات لجستيكي، مالي، تسليحاتي، فرهنگي، رسانهاي و اطلاعاتي از سوي ارتجاع عرب، تركيه و غرب و رژيم صهيونيستي در بالاترين سطح ممكن به كار گرفته شد تا مدل جديدي از روشهاي براندازي و ساقط كردن نظامهاي سياسي ناهمسو با غرب تجربه شود. حاصل اين دستپاچگي به يك نااميدي و ناكامي راهبردي در سوريه رسيده و نه تنها آنهايي كه تا ماه قبل براي ساقط كردن بشاراسد، بر راهكار نظامي تكيه ميكردند و بدان اميدوار بودند، به بن بست رسيدهاند، بلكه اكنون با كابوسي از يك پديده تراتژديك به نام عرب افغانهاي مدل سوريهاي روبهرو هستند كه دامان دربارهاي پوسيده ديكتاتورهاي عرب و حتي غرب را با نويدهاي خطرناك گرفته است.
اين گروههاي مسلح به جز شكستهاي پياپي در حومه دمشق، حلب و حومه حمص و ادلب و حماه، با خودشان هم درگير هستند. علت اين است كه بنيان اين سازمانهاي نظامي و تروريستي با فساد مالي و فكري و رويكردي همراه بوده و رهبران فراري ارتش آزاد كه اموال اهدايي امريكا را با تروريستهاي القاعده تقسيم كرده بودند، اكنون نه پاسخي براي غربيها دارند و نه تضميني براي موفقيتهاي توهمي در سوريه. اگرچه اخضر ابراهيمي در تلاشي مأيوسانه با تفسير امريكا از بيانيه ژنو به دمشق و مسكو سفر كرد، ولي به قول خودش با بشار اسد كاملاً سرحال و مسلط روبهرو شد و درك كرد كه آنچه در جنگ و اقدامات تروريستي در سوريه كسب نكرده در يك پروسه سياسي هم دست نيافتني است.
بشاراسد با سخنراني در مقابل نمايندگان مجلس اين كشور نشان داد نه تنها ابتكار عمل نظامي را در دست دارد، بلكه ابتكار عمل سياسي و نقشه راه پايان بحران را نيز او و مردم سوريه تعريف ميكنند. واقعيت اين است كه پديده القاعده و تروريسم در سوريه نميتواند براي زمان قابل توجهي، محل تكيه و حمايت غربيها و ارتجاع منطقه باشد و ابزارهاي بادكنكي مانند ارتش آزاد عملاً زودتر از انتظار سازندگان آن، در حال خروج از صحنه سياسي- امنيتي سوريه هستند. لذا براي غربيها چارهاي جز يك پذيرش تلخ از اين واقعيت وجود ندارد يا بايد به طور پنهاني ننگ حمايت از تروريستها را بپذيرند و از آنها حمايت كنند يا بايد اعتراف كنند كه آنچه در سوريه ميگذرد، جنگ تمامعيار نظام سياسي سوريه با تروريستهاي وارداتي است و اين شكست و ناكامي را نيز در كارنامه خود ثبت كنند.
هر دو حالت براي غرب و ارتجاع حكم نوشيدن زهر را دارد و حاصلي آبرومندانه در پي نخواهد داشت و اين همان چيزي است كه اردوغان در جمع سفراي تركيه بيان نمود و پذيرفت كه براي صلح در سوريه بايد هزينههاي زيادي بپردازد. البته اين ابتداي ماجراست و دهها هزار عنصر القاعده كه در تركيه سازماندهي شدهاند، به ليست نگرانيهاي شكاف ملي كردي و علوي و احزاب مخالف و حزب حاكم تركيه افزوده ميشود.
با اينكه اسرائيليها اميدهاي زيادي به پديده هرج و مرج، ناامني و بيثباتي و فرسايش توان نظامي، امنيتي و اقتصادي سوريه داشته و دارند، ولي ميدانند اگر با اين طناب به چاه بحران سوريه وارد شوند، در فاصله كمي در تمامي محيط پيراموني خود و به ويژه در اردن و صحراي سينا بايد شاهد حضور گروههاي افراطي و القاعده باشند.
بحران ساخته شده در سوريه فقط با توقف حمايت از تروريستها و اعتراف به شكست در اين پروژه و نوشيدن جام زهر براي حاميان تروريسم در سوريه پايان مييابد و گفتوگوي ملي و توافق مردم سوريه و نظام با يكديگر و بدون دخالت خارجي، سرانجام منطقي و قابل پذيرش خواهد بود كه در غير اين صورت، خسارت و زيان حاميان تروريسم و مداخلهگري بيش از تصوري است كه به خسارت در سوريه اميد بستهاند.