
خبري كه اعلام آن نه از سوي رسانههاي داخلي، حتي از طيف نزديك به هاشمي رفسنجاني، بلكه از سوي رسانه دولت انگليس، يعني بيبيسي فارسي صورت گرفت و البته در حد گمانهزني اينكه امشب ميآيد يا فردا شب هم نبود و دقيقاً اعلام كرد كه او اكنون در مسير تهران است و ساعتي ديگر در فرودگاه امام خميني خواهد بود.
خبري كه خبر فوري شبكه بيبيسي فارسي شد و رسانههاي داخلي، آن را به نقل از بيبيسي منتشر كردند. شايد در نگاه اول، اين خبررساني دقيق را به حساب حرفهاي بودن بيبيسي بگذاريم، اما قرائن بعدي نشان داد كه قصه، چيزي فراتر از كار حرفهاي رسانهاي است. راستي! خبرنگار بيبيسي چطور از حضور مهدي هاشمي در فرودگاه دوبي مطلع شده بود؟ آيا صرفاً قضيه كار حرفهاي رسانهاي بود؟ شايد نياز هست به سراغ قرائن ديگر نيز برويم.
خبرهاي دقيق خانواده هاشمي در بيبيسي؟!
شايد دو ماه بعد از اين قضيه بود كه بيبيسي فارسي در خبري كه به نقل از هيچ منبعي نيست، خبر از ديدار هاشمي رفسنجاني با فرزندانش در زندان اوين داد. خبر اين ديدار، شايد تا ظهر روز بعدش در هيچ رسانهاي داخلي انعكاس نيافت و جالب اينكه هيچ منبعي غير از بيبيسي فارسي هم براي اين خبر در دسترس نبود! خبر اين ديدار با توجه به شخصيت و مقام هاشمي رفسنجاني و حساسيت ويژه جامعه بر پروندههاي مهدي و فائزه هاشمي، خبر خاصي محسوب ميشد؛ خبري كه اختصاصاً در اختيار بيبيسي قرار گرفته بود و البته مطابق آنچه گفته شد، اين اولين بار نبود كه خبر خاص مربوط به خانواده هاشمي رفسنجاني، اول بار از رسانه دولتي انگليس منتشر ميشد، آن هم به اين شكل دقيق كه حتي ساعت دقيق حضور هاشمي رفسنجاني در اوين را اعلام كند؛ هفت شب!
رسانههاي ضدانقلاب در خدمت خانواده هاشمي؟!
بيبيسي فارسي، تنها رسانه مخالف جمهوري اسلامي نيست كه كانال انتشار اخبار مربوط به خانواده هاشمي رفسنجاني قرار ميگيرد. يك روز پس از ورود مهدي هاشمي به ايران، فاطمه هاشمي، خواهر وي گفتوگويي با سايت كلمه كه ضد انقلاب بودن آن امري واضح و بينياز از مستندسازي است، انجام داد.
دو هفته بعد، فاطمه هاشمي در گفت و گوي ديگري با سايت جرس (جنبش راه سبز) به صحبت پرداخت. هنوز خبرهاي مربوط به اين دو مصاحبه، چندان از داغي نيفتاده بود كه مصاحبه فاطمه هاشمي با شبكه تلويزيوني رها كه از لندن و توسط عناصر ضدانقلاب پخش ميشد، منتشر گرديد. آيا هيچ رسانه حامي جمهوري اسلامي حاضر به مصاحبه با دختر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نبود و وي بايد تن به مصاحبه با رسانههاي ضدانقلاب ميداد؟!
آيا همان روزنامه اصلاحطلبي كه عكس اختصاصي از داخل اتاق خصوصي مهدي هاشمي در بيمارستان دي همراه با آيتالله هاشمي رفسنجاني منتشر ميكند، يا ساعتي پس از آزادي مهدي هاشمي، عكس سه نفره مهدي و پدر و مادرش را از داخل منزل آيتالله هاشمي رفسنجاني منتشر ميكند و حتي خبرنگارش بسيار زودتر از مهدي به منزل پدري وي ميرسد، نميتواند كانال رسانهاي اين خانواده قرار گيرد و حتماً نياز به سايتهاي ضدانقلاب است؟!
بعدتر، نامههاي عفت مرعشي، مادر فائزه و مهدي نيز ابتدا از سايتهاي ضدانقلاب منتشر گرديد و مصاحبه ياسر هاشمي نيز با سايت ضدانقلابي روزآنلاين! انتقال فائزه هاشمي از بند عمومي زندان اوين به انفرادي نيز اول بار و حتي قبل از اعلام آن در نشست خبري سخنگوي قوه قضائيه، توسط سايت كلمه منتشر شد و باز اين سؤال را ايجاد كرد كه كدام منبع خبري اين خبرهاي دقيق را در اختيار اين رسانهها ميگذارد؟! پذيرش درخواست مصاحبه اين رسانهها توسط اعضاي اين خانواده يك امر است (كه البته خود جاي بحث دارد) و انتشار اول بار اخبار اختصاصي كه تنها نزديكان اين خانواده در جريان آن هستند، يك امر ديگر؛ امري كه اين سؤال را مطرح ميكند كه چه كسي اخبار اين خانواده را در اختيار بيبيسي و كلمه و. . . ميگذارد؟!
ماهيگيري رسانههاي ضدانقلاب از آب گلآلود! واقعيت قابل تأمل آن است كه خانواده هاشمي به رغم همه دفاعيات مظلومنمايانه از خود كه ميكوشند خود را از همه انقلابيتر جلوه دهند، كانال رسمي ارتباطاتشان با مردم و اعلام مواضعشان، رسانههاي ضدانقلاب است! رسانههايي كه ميكوشند نه تنها از آب گلآلودي كه اقدامات ضد امنيتي برخي اعضاي اين خانواده ايجاد كرده، ماهي خويش را صيد كنند، بلكه تلاشي مكارانه دارند تا آب را بيش از آنچه هست، گلآلود كنند. اين ميانه، ادعاي انقلابي بودن و سنگر گرفتن پشت سوابق و افتخارات چند ده ساله پدر با ارتباط كمي تا قسمتي رسمي با رسانههاي ضد انقلاب، موازنه ناهمگوني به شمار ميرود. نكته قابل توجه آنكه اين رسانهها را كساني اداره ميكنند كه تا همين چند سال پيش، هاشمي رفسنجاني برايشان عاليجناب سرخپوش بود! حالا چطور دلسوز اين خانواده شدهاند؟! اين خدمت رسانههاي ضدانقلاب به خانواده هاشمي است يا خيانتي عليه هاشمي؟!
آنچه ماجرا را كمي قابل تأملتر ميكند، محتواي بخشي از فايلهاي صوتي منتسب به مهدي هاشمي در گفتوگوي تلفني با نيك آهنگ كوثر، كاريكاتوريست اصلاحطلب و ضدانقلاب است.
او آنچنان كه از فايلهاي صوتي منتشر شده فهميده ميشود، به نيك آهنگ پيشنهاد سوژه ميدهد، خبررساني ميكند و... اين ارتباط نزديك با رسانههاي ضدانقلاب، گرچه گمانهزني به شمار ميرود، اما آنقدرها هم خام نيست كه قابل تأمل نباشد...
آنچه گفتيم، گرچه تحليلي بر مبناي دانستهها بود و امكان درستي و نادرستي آن موجود است، اما حداقل آنكه اين توقع را به وجود ميآورد كه رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، كمي بيشتر مراقب فعاليتهاي وابستگان خويش باشد؛ وابستگاني كه عملكردشان نشان ميدهد نه تنها تمايلي به جدايي حساب خويش از حساب پدر ندارند، بلكه عملاً پشت سوابق درخشان وي، مقام رسمي وي در نظام و تحسينات و تعريفات رهبري از او سنگر گرفتهاند...