
حالا بار ديگر سعيد جليلي، مذاكرهكننده ارشد جمهوري اسلامي ايران در سفر خود به هندوستان خواستار از سرگيري سريع مذاكرات با گروه ۱+۵ شده است تا از اين طريق بارديگر حسن نيت جمهوري اسلامي را براي حل مسائل موجود در پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان به اثبات برساند.
در همين خصوص دبير شوراي عالي امنيت ملي در جمع خبرنگاران رسانههاي گروهي به صراحت عنوان كرده «ايران اميدوار است كه گفتوگوها با شش قدرت جهاني در رابطه با برنامه اتمي اين كشور خيلي سريع آغاز شود.»
جليلي همچنين خبرداده است كه: «ما پيشنهاد خود را با روسيه درميان گذاشتيم و آنها نيز آمادگي خود را براي از سرگيري گفتوگوها اعلام كردند. ما از اين مسئله استقبال ميكنيم.» اين موضوع در حالي است كه هفته گذشته رسانههاي روسيه عنوان كردند كه اعضاي گروه ۱+۵، شامل ايالات متحده، روسيه، فرانسه، بريتانيا، آلمان و چين همچنان مشغول مذاكره با جمهوري اسلامي درباره زمان و محل گفتوگوها هستند.
آقاي جليلي نيز با تأييد اين خبر اظهار داشت: «مكان و زمان انجام گفتوگوها قطعي نشده است، با اين حال ما اميدواريم كه اين گفتوگوها خيلي زود آغاز شود.»
در عين حال برخي از رسانهها نيز عنوان كردهاند كه تماسهايي نيز ميان علي باقري معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي و هلگا اشميت، معاون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا برقرار شده تا در خصوص زمان و محل بعدي دور جديد مذاكرات توافقهايي صورت بگيرد؛ تماسهايي كه آخرين آنها در آخرين روز سال ۲۰۱۲ بوده است.
پالسهاي مذاكره با آغاز بازرسيها
اما از سرگيري مذاكرات در حالي است كه اين موضوع نه فقط خواست جمهوري اسلامي، بلكه تحليل رفتاري غربيها نشان ميدهد كه خواست آنان نيز است. غربيها پس از سكوت مرگبار شش ماهه در خصوص پرونده هستهاي ايران كه پس از مذاكرات مسكو شكل گرفت، چندي پيش با فرستادن بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي و مسئولان اين آژانس به ايران، به دنبال بازكردن راهي براي ادامه مذاكرات بودند؛ روندي كه غربيها هميشه به آن متمسك ميشوند و با پيش كشيدن موضوعات فني و فرستادن بازرس به داخل ايران به دنبال سنجش افكار ديپلماتهاي ايراني در خصوص پرونده هستهاي كشورمان هستند. طبق معمول ايران نيز با روي باز از اين بازرسان استقبال كرد و با آنان پشت يك ميز مذاكره كرد و البته نتيجه همان چيزي بود كه پيشبيني ميشد: «رضايت هر دو طرف از پيشرفت مذاكرات»؛ واقعيتي كه در كلام علي اصغر سلطانيه، نماينده دائم ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي و همچنين هرمان ناكارتس، سربازرس اين نهاد قابل تشخيص بود. گرچه آقاي ناكارتس به اميد موضوعي ديگر پاي به ايران گذاشته بود؛ اميدي كه نا اميد شد اما ايرانيان نگذاشتند كه او دست خالي و بدون لبخند به وين بازگردد.
وي پيش از سفر اخيرش به ايران اميدوار بود كه اين بار بتواند از سايت پارچين ديدار كند اما اگرچه موفق به انجام اين ديدار نشد، با اين حال توافقاتي بر سر «رويكردي ساختارمند» براي ازسرگيري كار بازرسان در ايران صورت گرفت.
درك غربيها از بيتأثيري تحريمها
اما غربيها در حالي بارديگر پالسهاي مذاكره با ايران را ارسال كردهاند كه به رغم شدت گرفتن تحريمها عليه ايران، جمهوري اسلامي بارها از سد اين تحريمها گذشته و عملاً غربيها را به اين درك رسانده است كه تمامي طرح ريزيهاي آنان عملاً بيثمر بوده است.
پيش از اين غرب به رهبري ايالات متحده به دنبال اين بود كه با راهبرد فشار و تحريم، مانع از توسعه فعاليتهاي هستهاي كشورمان بشود؛ راهبردي كه عملاً اقتصاد ايران را هدف گرفته بود تا از طريق ضربه اقتصادي عملاً بخش هستهاي را تحت تأثير قرار دهد و اين روند را متوقف كند. گرچه همان طور كه گفته شد، خود آنان نيز به خوبي اين موضوع را متوجه شدهاند كه هنوز تحريمها آن طور كه ادعا ميشود نتوانسته ايران را زمينگير كند و از سوي ديگر برنامههاي صلحآميز هستهاي ايران همچنان با قوت ادامه دارد.
اما در اين بين دو دليل اساسي براي غرب جهت از سرگيري مذاكرات وجود دارد؛ نخست پاك كردن افتضاح غرب در سوريه و دوم در پيش بودن زمستانهاي سخت قاره سبز.
حمايت غربيها از تروريستهاي سوري كه با نام ارتش آزاد سوريه در حال جنگ با حكومت قانوني اين كشور هستند، در حالي هزينههاي گزافي را متوجه اين كشورها كرد كه برخلاف پيشبيني آنان، بشار اسد به خوبي توانست در مقابل آنها مقاومت كند و نه تنها حاكميت خود را حفظ كند بلكه با عقبراندن تروريستها از بخشهاي مختلف كشور، عملاً پايههاي قدرت خود را مستحكمتر از قبل كند. همين موضوع رسوايي بزرگي را براي غرب به وجود آورد و امروز آنها ميكوشند با پيش كشيدن موضوع مذاكره هستهاي با ايران، تمركز افكار عمومي جامعه جهاني را از روي افتضاح خود در سوريه به سمت ايران معطوف كنند.
از سوي ديگر، ژستگيري غرب در خصوص تحريم نفتي ايران و فرا رسيدن زمستانهاي سخت اروپا نيز يكي ديگر از دلايلي است كه آنها را مجبور كرده بار ديگر پالسهايي درباره مذاكره با ايران مخابره كنند. قطعاً آغاز فصل سرد در اروپا باعث افزايش مصرف نفت در اين قاره شده و بيشك محروم كردن اين كشورها از نفت ايران، خودزني بزرگي به حساب خواهد آمد. از سوي ديگر مشكلات بزرگ اقتصادي كه اين روزها دامن كشورهاي اروپايي و همچنين امريكا را گرفته است، شرايط را به گونهاي رقم زده كه اگر اتفاقي در جامعه جهاني رخ دهد كه سبب افزايش قيمت نفت شود، قطعاً اقتصاد آنان دچار فروپاشي خواهد شد. اتفاقي كه شايد كليد آن در اختيار ايران باشد...
جريانهاي داخلي يا عوامل خارجي اما در كنار تمامي اين موارد، برخي افراد تحت تأثير غرب در داخل كشور كه همواره از موضع منفعلانه به فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان نگريستهاند، بارديگر از همان موضع به توقف مذاكرات ميان ايران و غرب مينگرند و عنوان ميكنند كه بايد با اعطاي امتياز و شايد توقف غنيسازي، بارديگر مذاكرات را از سر گرفت، اين در حالي است كه نگاهي به گذشته نه چندان دور مذاكرات ايران و غرب بر سر پرونده هستهاي، نشان ميدهد كه هربار جمهوري اسلامي داوطلبانه بر سر موضوع هستهاي در مقابل غرب كوتاه آمد، غربيها گستاختر از گذشته، خواستار امتيازاتي بيشتر از ايران شدهاند.
نكته جالب اينجاست كه اين روزها، جرياناتي ديگر در داخل سر برآوردهاند كه اگرچه نظري بر خلاف گروه اول در خصوص مذاكرات دارند، اما نظر خلاف آنان نيز بار ديگر در مسير تضعيف كشور است. گويي هر دوجريان دست در دست هم دادند كه از دو جبهه مختلف در مسير تضعيف كشور گام بردارند.
اشاره به جريان «ملي- مذهبي»ها است كه اخيراً با انتشار نامهاي خواستار عدم مذاكره با امريكا شدهاند. موضوعي كه اگرچه در نگاه اول سخني انقلابي به نظر ميرسد اما مطالعه محتواي نامه هم مسيري اين جريان با جريان اول را مشخص خواهد كرد. اين درحالي است كه گروه ملي- مذهبيها همواره يكي از مدعيان و طرفداران جدي مذاكره ميان ايران و امريكا بودهاند.
اين گروه در نامه خود تلاش كرده است جمهوري اسلامي را نظامي ضعيف جلوه دهد كه براي جلوگيري از شكست قصد مذاكره با ايالات متحده را دارد. آنها همچنين بار ديگر با تأكيد بر كليد واژه «انتخابات آزاد»، عنوان كردهاند كه مذاكره با امريكا بايد به بعد از برگزاري يك «انتخابات آزاد» و بدون نظارت استصوابي موكول شود؛ واژههايي كه اين روزها بسياري آن را كليدواژه فتنهاي جديد قلمداد ميكنند.
اما اين نامه در حالي است كه تاكنون هيچ خبر رسمي در خصوص مذاكره جمهوري اسلامي با امريكا منتشر نشده است و حتي رهبر انقلاب نيز بارها در سخنرانيخود نسبت به مذاكره با امريكا هشدار دادهاند. بنابراين واضح است كه ملي - مذهبيها در آستانه شكلگيري دور تازه مذاكرات با انتشار اين نامه تلاش كردهاند تا علاوه بر فرستادن پالسهايي به طرفهاي غربي مذاكره با جمهوري اسلامي در خصوص احتمال وجود ضعفهايي در درون نظام، بار ديگر ادبيات فتنه را نيز احيا كنند. حال بايد منتظر ماند و ديد كه غربيها تا چد حد در مذاكرات خود پايبند به نامه جريان ملي- مذهبي خواهند بود...