کد خبر: 504387
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
چرا رؤياي طنزهاي گرم تلويزيوني به نوستالژي تبديل شده است

براي بسياري از مخاطبان پر و پا قرص سريال‌ها و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده طنز تلويزيوني، رجوع به خاطرات گرم برنامه‌هاي طنز سال‌هاي گذشته همچون نوستالژي شيرين نشستن در زير كرسي گرم مادربزرگ مي‌ماند؛ طنزهايي كه نمونه آنها در سال‌هاي بعد و در دوران افول و سرد طنزهاي تلويزيون هيچ‌گاه تكرار نشد. حالا اين روزها نه از كرسي‌هاي گرم روزگاران قديم خبري است و نه از سريال‌هاي طنز پر حرارت سال‌هاي گذشته. اگر رسانه ملي در اين روزها سريالي چون «ميلياردر» را در زمره آثار تلويزيوني ژانر طنزش تعريف كند هم بي‌شك اين مجموعه نيز به اندازه طنزهاي تلويزيوني سال‌هاي گذشته هوادار ندارد.
يك نظرخواهي از سطح كوچه و خيابان و مردم كشورمان كافي است تا مشخص كند كه ذائقه طنز مردم، آثار كدام كارگردانان طنزپرداز كشور را مي‌پسندد. بي‌شك بايد نام رضا عطاران و مهران مديري را كه جديدترين ساخته خود با عنوان «ويلاي من» را از ۲۶ دي ماه وارد شبكه نمايش خانگي مي‌كند به عنوان سردمداران ساخت سريال‌هاي طنز پرمخاطب تلويزيوني ثبت كرد.
با اين حال مانيفست ضمني يا آشكار مديران تلويزيون اين است كه نبايد عرصه طنز را به نسل خاصي از طنزپردازان مشهور تلويزيوني منحصر كرد. به رغم چنين رويكردي تجربه در سال‌هاي گذشته كم و بيش حقيقت ديگري، را ثابت كرده است؛ طنزهايي كه در سال‌هاي گذشته به دستان كاردان شخصيت‌هايي چون مهران مديري و رضا عطاران ساخته شدند، كارستان كردند و ركوردي باور نكردني را در جذب مخاطب از خود بر جاي گذاشتند. در واقع به رضا عطاران و مهران مديري كارگردانان و بازيگران با استعدادي كه شايد در حيطه ديگري جز طنز نتوانند به اين اندازه موفق باشند بايد لقب آقايان طنز تلويزيون ايران را نسبت داد؛ هر چند اين آقايان طنز طي سال‌هاي اخير يا در تلويزيون بسيار كم‌كار شده‌اند و سود كسب و كار هنري‌شان را در گريز زدن به سينما ديده‌اند يا بر خلاف منوال سال‌هاي ابتدايي اوجشان كه از رهگذر تلويزيون محقق شد، فروختن آثار تلويزيوني خود به مردم را به جاي عرضه خالصانه محصولاتشان از طريق رسانه ملي برگزيده‌اند تا به رقم سودي بيش از آنچه كه در پشت حصارهاي سازمان صدا و سيما در انتظارشان بوده است، دست پيدا كنند.
رضا عطاران در سال‌هاي دوري از تلويزيون كه براي مردم تلخ بوده است، يك سال گذشته خود را با بازي در فيلم سينمايي «خوابم مياد» سر كرد؛ فيلمي كه حكم اولين تجربه كارگرداني او را داشت. او در ادامه فعاليت‌هاي سينمايي‌اش به بازي در فيلم «آينه و شمعدون» روي آورد و اين فيلم به دليل وجود برخي مميزي‌هاي محتوايي در نيمه راه باز ماند. مهران مديري نيز كه داستان «قهوه تلخ» و نيمه تمام باقي ماندنش زبان بسياري از مخاطبانش را سوزاند، اين مجموعه را بر سر اختلاف نظري مالي با رسانه ملي به پخش‌كننده‌هاي خصوصي فروخت و تاوان اين اختلاف را مردمي پرداختند كه مي‌توانستند بدون پرداخت هزينه‌اي شاهد قسمت‌هاي مختلف اين سريال از تلويزيون ملي باشند، اما نزديك به ۱۰۰ قسمت از اين مجموعه را خريداري كردند و سرانجام نيز با بن بست بي‌نتيجه ماندن داستان اين سريال برخورد كردند.
در اين بين شايد قصور محروم شدن مردم ايران از امكان تماشاي آثار تلويزيوني طنزپردازان مشهور كشور را بايد به گردن مسئولان رسانه ملي انداخت كه با طفره رفتن از قبول اعداد و ارقام پيشنهادي و شرط و شروط مالي كارگردانان سرآمد طنزي كه شهرت خود را مديون تلويزيون هستند، فرصت نمايش آثارشان را هم از خود و هم از مردم سلب كردند. شايد در آن برهه تلويزيون ملي اهميت اين موضوع را به درستي درك نكرد كه ارزش قرار دادن آثار كارگردانان نام آشناي طنز همچون مديري در ويترين برنامه‌هايش تا چه حد است و تا به چه اندازه مي‌تواند شاخص رضايت‌هاي مردمي از عملكرد تلويزيون را بالا ببرد. در حال حاضر نيز رسانه ملي بودجه خود را در اختيار آثاري قرار داده است كه به ندرت رضايت‌هاي عمومي مردمي را با خود حمل كرده و به نيازهاي طنز مردم مشكل پسند ايران پاسخ مي‌گويند.
در روي ديگر سكه اين ماجرا اما مي‌توان به هنرمنداني اشاره كرد كه عاشقانه هنر خود را به پاي مردم مي‌ريزند و معمولاً جلب نظر مخاطبان و خدمت به آنها ولو با سودي كمتر از بازگشت سودهاي كلان مالي عرضه هنر را بيش از هر متد ديگري رضايت‌آميز تلقي مي‌كنند. هنرمندان و حتي شخصيتي‌هاي مهم عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي و ورزشي كه لحظات ملاقات هوادارانشان با «من» كاذب خود را نمي‌فروشند و اعتماد و محبت هوادار را ولو به بهاي اندكي ضرر مالي با خدمتي خالصانه پاسخ مي‌گويند. اما در نقطه خلاف آنها رسانه ملي با روشن كردن چراغ سبز خود به روي شماري از هنرمندان نه چندان نام آشنا دايره شهرتشان را رفته رفته بازتر كرد و اين شهرت نيز چيزي جز اعتماد خالصانه مردم كشورمان به هنر آنها نبود.
اكنون روي آوردن هنرمندان عرصه طنز تلويزيوني به توليد و فروش خصوصي آثارشان از اين حيث براي هوادارانشان دردناك است كه اين چهره‌ها گذشته كم‌فروغ خود را به باد فراموشي سپرده و شاخص تومان را تنها معيار عرضه هنر خود به مخاطبان هميشگي قرار داده‌اند. هنرمنداني كه هر از گاهي با صدور نطق‌هايي عواطف مخاطبان را قلقلك داده و حمايت‌هاي ماليشان را جلب مي‌كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار