
«هديه مسيح» (سيري در زندگي ادواردو آنيلي) با قلم مصطفی غفاری ساروی از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي به بازار نشر راه يافت. این كتاب به سير زندگي ادواردو آنیلی و نحوه تشرف او به دين مبين اسلام تا شهادت او ميپردازد و دربرگيرنده بازتاب و حواشی رویدادهای منجر به شهادت اوست. شهید ادواردو آنیلی، فرزند سناتور سرشناس ایتالیایی جیووانی آنیلی بوده است. خاندان آنیلی، هم اكنون، مالك مجموعه عظیم فیات هستند كه كارخانه اتومبیل سازی فیات نیز بخشی از آن مجموعه به حساب میآید.
چه شد كه سراغ شهيد ادواردو آنيلي رفتيد و كتاب «هديه مسيح» را نوشتيد؟من هم مثل خيلي از ايرانيان داخل و خارج از كشور از طريق فيلم مستند «ادواردو» كه به سفارش شبكه سحر تهيه و از تلويزيون پخش شده بود، اطلاعاتي كسب كردم. شخصيت ادواردو، زندگي و سرنوشت او براي من جالب توجه بود زيرا او از همه چيزهايي كه هركدام ما آرزوي داشتنش را داريم به راحتي گذشت. همين باعث شد تا مقدار بيشتري درباره زندگي او تأمل و دقت كنم. بعد هم از طرف مركز اسناد انقلاب اسلامي تحقيق و نوشتن اين كتاب سفارش داده شد.
اصولاً انتخاب اسم براي محصولات فرهنگي بهخصوص كتاب كارمشكلي است، زيرا اسم به مثابه ويترين اثر فرهنگي تلقي ميشود. شما برچه اساسي عنوان «هديه مسيح» را بر كتاب خود گذاشتيد؟اسم كتاب در واقع تعبيري است از مرحوم فخرالدين حجازي كه از سخنوران نامدار مذهبي و انقلابي بود. عليالظاهر ادواردو در حضور ايشان اظهار تشيع كرده بود، چون او قبلاً مسيحي بود كه با تفحص و تحقيق به اسلام روي آورده بود و با توجه به موقعيت خاص اجتماعي و خانوادگي اين فرد، مرحوم حجازي او را مثل هديهاي از حضرت مسيح(ع) ميدانست كه به حضرت محمد(ص) داده شده است، براي ترويج و اشاعه اسلام. واقعاً هم نمونه خوبي از تشرفيافتگان به اسلام ميباشد.
با توجه به اينكه شخصيت ادواردو از سوي رسانههاي ايتاليا به شدت بايكوت شده بود حين نوشتن و جمعآوري اطلاعات با مشكل خاصي مواجه نشديد؟مجموعه اطلاعات ما راجع به ادواردو به صورت كاملاً محدود و از يكسري مجاري انحصاري به دست آمده بود. بخش زيادي از اطلاعات را از دكتر ابيانه كه اوايل انقلاب بهعنوان رايزن فرهنگي و مطبوعاتي ايران در ايتاليا بود و آشناييهايي با شهيد ادواردو داشت، به طور مستقيم و غيرمستقيم كسب كردم. بعد از مرگ مشكوك ادواردو، گروهي براي تحقيق درباره ماجرا و تهيه فيلم از سوي شبكه سحر به ايتاليا رفتند ولي به دليل موانع متعدد مجبور به ترك اين كشور شدند و تحقيقاتشان نيمهكاره ماند. از سويي با توجه به نفوذ خانواده آنيلي و ديگراني كه در اين مسئله ممكن است در مجاري رسانهاي و فضاي ديپلماتيك مورد اتهام قرار بگيرند، راههاي تحقيق كم و بيش بسته شد، منتها همان مقدار اطلاعات براي خيلي از برداشتها و الگوگيريها كفايت ميكرد و مستند نيز با استفاده از آنها ساخته شد. عملاً مجبور شدم بخش زيادي از اطلاعات شخصي آقاي ابيانه كه بخشي از آن در فيلم آمده بود و بخشي ديگر كه امكان پخش نداشت يا به هر دليلي جامانده بود، براي نوشتن كتاب بهره ببرم.
با توجه به اينكه اخيراً اطلاعات بيشتري در مورد ادواردو منتشر شده است، آيا قصد ادامه دادن تحقيقات كتاب را نداريد؟از جهت علاقهمندي به موضوع قصد ادامه آن را دارم اما متأسفانه از جهت واقعي، رسيدن به اطلاعات جديد درباره ادواردو كماكان با همان بايكوتها و محدوديتها مواجه است. مگر اينكه اراده قوي وجود داشته باشد تا بتوان از مجاري ديگري اينكار را دنبال كرد. گفته ميشود برخي از ايرانيهاي ساكن ايتاليا كه علاقهمند به موضوع هستند، كم و بيش مشغول دنبال كردن قضيه هستند و بعضي اطلاعات خود را به انجمن اسلامي دانشجويان ايران يا نهادهاي وابسته و نزديك به جمهوري اسلامي در ايتاليا دادهاند كه ممكن است بتوان تحليلهاي جديدي از آنها به دست آورد.
قلم شما در نوشتن كتاب شيوايي و جذابيت خاصي دارد، آيا اين به دليل موضوع زندگي ادواردو بوده يا اينكه دليل ديگري داشته است؟اطلاعات ما در مورد شهيد ادواردو بهصورت جسته و گريخته بود و امكان اينكه بتوان به شكل معمول علمي آنها را مرتب و تنظيم كرد، نبود، بنابراين يكي از دلايل سبك نگارش كنوني كتاب همين است. بخش ديگر بهخاطر تأثير جنبههاي انگيزشي و عاطفي ماجرا بود كه البته لزوماً منفي نيست و فضاي روايتگونه بيشتر اجازه پرداخت به آن ابعاد را ميداد يعني بايد قالبي انتخاب ميشد كه تأثيرات انگيزشي و عاطفي را در تار و پود اثر نشان بدهد، نه اينكه فقط يك تحليل آكادميك براي مخاطب ارائه دهد. اميدوارم با اين بضاعت اندك كتاب اثر خودش را روي مخاطب گذاشته باشد.
در كشور خودمان عدهاي ماجراي شهادت ادواردو را سياسي ميدانستند و دخالت در آن را منع ميكردند، اين طيف براي شما دردسرساز نبودند؟بودند اما دردسري درست نشد. رشته تحصيلي من جامعهشناسي سياسي است. يكي از وجوه اين مسئله كه انگيزه من را بيشتر كرد، همين چالش بود كه چرا بخشي از هدايتگران افكار عمومي كشور ما كساني هستند كه جهتگيري آنها مشابه كساني است كه در مورد سرگذشت شهيد آنيلي در رسانههاي تحت سلطه دنياي سرمايهداري چنان رويكردي را اتخاذ كرده بودند. ما در مورد ادواردو آنيلي اطلاعاتي داريم، كم يا زياد، درست يا غلط، قدر مسلم ميدانيم كه او اولاً مسلمان و شيعه بوده است، ثانياً علاقه وافري به انقلاب، جمهوري اسلامي و رهبران آن داشته، در سفري هم كه به ايران داشته اسناد، مدارك، فيلم و خاطرات آن موجود است، با امام ديدار كرده و در نماز جمعه تهران به امامت آيتالله خامنهاي شركت داشته است. ثالثاً فشارهايي كه او به خاطر نوع انتخابش با آن مواجه شده بود، مهم است. نشانههاي آشكاري وجود دارد كه او سرانجام هم به قتل رسيده، بنابراين ممكن است در برخي جزئيات و حواشي كم و زيادي شده باشد اما بديهيات و مسلمات را به هيچ وجه نميتوان رد كرد و ناديده گرفت. نكته برجستهاي كه از نظر تحليلي ارزشمند است و به درد امروز جامعه ما ميخورد، آن است كه ادواردو كمسواد نبوده و در رشته اديان و مذاهب دكترا داشته است. او در مورد اديان مختلف تحقيق و مطالعه كرده بود و با آگاهي دين اسلام را پذيرفته بود. او در بهترين موقعيتي بود كه خيلي از ما آرزوي رسيدن به آن را داريم و به راحتي از كنار همه اينها گذشت و انتخاب ديگري كرد. كاملاً خلاف عادات عمل نمود، يعني بهجاي قدرت و ثروت، معنويت را انتخاب كرد و بهخاطر همين انتخاب هزينههاي زيادي هم متحمل شد، البته بخش زيادي از اين مسئله به كاركرد رسانهها در دنياي امروز برميگردد و نشان ميدهد ما مخاطبان و كاربران رسانهها، نبايد به آساني تحت تأثير جو حاكم قرار بگيريم. از مهمترين مسائل در مواجهه با رسانهها آن است كه بدون سياهنمايي و منفيبافي، با دقت بيشتري بايد نگاه كرد و به انگيزههاي بنگاههاي خبرپراكني و تحليلسازي توجه داشت. واقعاً آنها چه چيزي را بزرگ يا كوچك ميكنند و چرا؟ اين دقت از آنجا لازم است كه در دنياي امروز ما از چشمانداز رسانهها به همه چيز نگاه ميكنيم.
قصد ادامه نوشتن در مورد شخصيتهاي ديگري مشابه شهيد ادواردو را هم داريد؟طبيعتاً اگر توفيقي باشد اين كار را دوست دارم ولي قطعاً قابليت و شايستگيهايي ميخواهد كه با توجه و عنايت خداوند نصيب انسان ميشود، البته اين عرصه براي همگان باز است و انحصاري نيست. ديگران هم ميتوانند و بايد وارد بشوند و با استفاده از تواناييها و استعدادهاي خود در اين راه بنويسند.