
در هفته گذشته يكي از مهمترين اخبار سينمايي كشور در سال ۹۱ رخداد. كنار رفتن عليرضا سجادپور معاون امور آثار سينمايي و سمعي و بصري سازمان سينمايي، كه از جمله مديران با نفوذ سازمان بود.
سجادپور كه از دهه ۶۰ وارد فعاليتهاي سينمايي شده و از نگارش فيلمنامه تا تهيهكنندگي و مديريتهاي مختلف فرهنگي و سينمايي را در پرونده كاري خود دارد، آخرين مدير نظارت و ارزشيابي در معاونت سينمايي سابق و از جمله مديراني بود كه با انحلال معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ايجاد سازمان سينمايي همان كار سابق خود را با اسمي جديد ادامه داد. وي كه در اولين دوره صدور احكام جواد شمقدري در مقام رياست سازمان سينمايي از وي حكم گرفته بود، جزو همكاران نزديك و همفكران شمقدري به شمار ميرفت. سيد عليرضا سجادپور از جمله معدود مديران سينمايي كشور است كه رابطه خوبي با رسانهها دارد و درخواست مصاحبه يا گفتوگوي رسانهها را رد نميكند. وي در برخي از رسانهها به عنوان مغز متفكر سازمان سينمايي نيز معرفي شده است، اما به طور مشخص قدرت و نفوذ وي در سازمان سينمايي بسيار بالا بوده و پست مديريتي وي نيز داراي اختيارات بسياري ميباشد. خارج از اينكه سجادپور مدير موفقي بوده يا خير و صرفنظر از فعاليتهاي سجادپور در سينما، دلايل كنار رفتن وي از معاونت سازمان سينمايي جاي سؤالات بسياري دارد. اينكه چرا برخي از خبرگزاريها اصرار دارند رفتن وي را به عنوان بركناري معرفي كنند و برخي ديگر از رسانهها آن را استعفايي عادي جلوه دهند، يا اينكه چرا بايد در فاصله چند ماه تا پايان عمر دولت دهم يك مدير بخواهد استعفا دهد و به سراغ كار ديگري برود؟
خبرگزاريهايي كه رفتن سجادپور را عزل وي توسط وزير ارشاد عنوان كردهاند، بيشتر حامي برخورد قهري با مديري هستند كه سياستهايش با سياستهاي اتخاذ شده توسط وزير، زاويه داشته است. به طور مشخص داستان سينما آزادي و بحث حواله دادن فيلم به اين سينما بحثي بوده كه گويا وزير و مدير بر سر آن توافق نداشتهاند. برخي از رسانهها با حمايت از دستور وزير براي ارائه حواله به سينما آزادي، مقاومت سجادپور را نوعي تمرد از دستورات عنوان كرده و از عزل وي حمايت كردهاند.
اما از سوي ديگر رسانههايي هستند كه با استناد به نامه استعفاي سجادپور به جواد شمقدري رئيس سازمان سينمايي و پاسخ مثبت شمقدري به درخواست وي، از اساس بحث عزل معاون امور آثار سينمايي و سمعي و بصري را بياعتبار ميدانند. آنها حتي گفتوگويي با سجادپور انجام داده و از زبان وي نوشتند كه ربط دادن استعفايش با قضيه سينما آزادي تحليل بيپايهاي است. اما داستان استعفاهاي اجباري كه به نوعي عزل محترمانه است، رفتن سجادپور را تا حدود زيادي به تحليل اوليه نزديكتر ميكند. اختلافاتي كه حتي در رسانهها هم بروز كرده و خبر رفتن سجادپور را در دو شكل كاملاً متفاوت عزل و استعفاي خود خواسته، نمود داده است. اينكه وزير درخواستي از شوراي صنفي نمايش داشته و شورا به آن اهميت نداده و سجادپور نيز در مصاحبهاي از عمل شورا حمايت كرده را به عنوان دليل غضب وزير عنوان كردهاند. گرچه با رفتن سجادپور هم هنوز خبري از واگذاري اكرانهاي جديد به سينما آزادي نيست، سينمايي كه به عنوان يكي از بهترين مجموعههاي سينمايي كشور شناخته ميشود و با داشتن چند سالن نمايش يكي از پاتوقهاي اصلي علاقهمندان به سينما به شمار ميرود. سينما آزادي چند ماهي است كه به دليل مشكلات پيش آمده نتوانسته ميزبان فيلمهاي سينمايي باشد. چند فيلمي هم كه به اين سينما داده شده است آنقدر مهم نبودهاند كه مديريت مجموعه آزادي و مسئولان حوزه هنري و شهرداري تهران را به عنوان مالكان اين سينما، راضي كند.
با فرض اينكه سجادپور استعفا داده، آيا مديري با سابقه طولاني فعاليت نميداند كه بايد چند ماه آخر را نيز صبر ميكرد و بعد با خيال راحت به كارها و علايق شخصي خود ميرسيد؟ حتي فرض معزول شدن سجادپور هم مديريت فرهنگي را زير سؤال ميبرد كه شخصي كه ناتوان از انجام مأموريتش بوده يا سياستهاي اتخاذ شده وي با مديريت كلان مجموعه همخواني نداشته چرا بايد چند سال در يكي از مهمترين پستهاي وزارتخانه باشد و در دقيقه ۹۰ تازه به فكر تعويض وي بيفتيم؟
اكنون با پذيرش استعفاي سجادپور از سوي رئيس سازمان سينمايي، قطع همكاري وي با اين سازمان رسمي شد با آنكه شمقدري در نامه موافقتش با استعفاي سجادپور از وي خواسته تا معرفي جانشين به رتق و فتق امور بپردازد. به نظر ميرسد مهمترين وظيفه جايگزين سجادپور- در صورت معرفي بموقع - حضور در جشنواره فيلم فجر و انجام امور روزمره معاونت امور آثار سينمايي و سمعي و بصري باشد. زيرا در فاصله چندماهه پايان دولت و احتمال تغييرات گسترده دولت آينده در تركيب فعلي مديران سينمايي كشور، مديري كه جانشين سجادپور ميشود نميتواند برنامهريزي بلند مدتي را پيريخته و به اجرا بگذارد يا سياستها و سلايق خاصي در سازمان سينمايي اجرايي نمايد.