
هدف آلمان آن است تا به منابع اقتصادي و مالي منطقه دست يابد به ويژه اينكه ديگر كشورهاي غربي نظير انگليس، فرانسه و امريكا با چالشهايي مواجه هستند و برلين سعي دارد تا با استفاده از اين مؤلفه موقعيتي بهتر براي خود در منطقه كسب كند. در كنار رايزنيهاي متعدد مقامات آلماني از جمله مركل صدراعظم با سران كشورهاي عربي، برلين از سياستهاي ديگر براي تحقق اين امر نيز بهرهبرداري ميكند.
اولاً در حوزه سياسي آلمان رويكردهاي چندگانهاي را در پيش گرفته است. بخشي از اين سياست را در عملكردهاي آلمان در قبال سوريه ميتوان مشاهده كرد. هرچند كه برلين براي خوشايند اعراب مواضع قابل تأمل در برابر جبهه مقاومت گرفته اما محور اقدامات آلمان را ايفاي نقش عليه سوريه تشكيل ميدهد. اين اقدامات تا بدانجا پيش رفته كه منابع خبري از استقرار نيروهاي آلماني در تركيه براي اقدام نظامي عليه سوريه خبر دادهاند. هرچند كه ظاهر اقدامات آلمان براي اجراي اهداف ناتو و اتحاديه اروپا عنوان شده اما در اصل آلمان به دنبال قدرتنمايي در منطقه به ويژه جلب نظر كشورهاي مرتجع عربي است كه تمام تلاش خود را براي سلطه بر سوريه به كار گرفتهاند.
محور ديگر تحركات آلمان را ميتوان در مواضع اين كشور در قبال رژيم صهيونيستي جستوجو كرد. هرچند آلمان به ويژه مركل صدراعظم بر ارادت به صهيونيستها تأكيد دارند اما به دليل سياستهاي منطقهاي اين رويكرد با دگرگونيهايي همراه شده است. عدم مخالفت با عضويت فلسطين در سازمان ملل، انتقاد آلمان از شهركسازي صهيونيستها كه به ديدار مركل و نتانياهو نيز كشيده شد به گونهاي كه وي در اين ديدار صراحتاً از شهركسازي صهيونيستها انتقاد كرد.
با توجه به روابط گسترده آلمان با صهيونيستها اين انتقاد يك معنا دارد و آن اينكه آلمان براي ورود به خاورميانه گرههايي از روابط با صهيونيستها را ميگشايد و چنان وانمود ميكند كه چندان تناسبي با اين رژيم ندارد.
ثانياً بخش ديگر تحركات آلمان فعاليتهاي نظامي تشكيل ميدهد. آلمان اين سياست را بر دو محور اجرا ميسازد؛ نخست آنكه آلمان فروش تسليحات به كشورهاي عربي را آغاز كرده است كه فروش تانك و نفربرهاي زرهي به عربستان از آن جمله است. آلمان تلاش دارد با ايجاد رقابت تسليحاتي در منطقه فروش تسليحات به كشورهاي غربي را اجرايي سازد. نكته قابل توجه آنكه آلمان براي اجراي اين طرح حتي حاضر به كنار نهادن ادعاهاي حقوق بشر است كه نمود آن فروش سلاح به عربستاني است كه از اين تسليحات براي سركوب مردم و بحرانسازي در منطقه بهرهبرداري ميكند.
دوم آنكه آلمان از طرحهاي ناتو در تركيه براي رسيدن به اهداف نظامي در منطقه بهرهبرداري ميكند. ناتو در حالي به دنبال استقرار موشكهاي پاتريوت در تركيه است كه محور اين اقدامات را آلمان تشكيل ميدهد. بر اساس گزارشهاي منتشره آلمان و هلند مسئول استقرار موشكهاي مذكور در تركيه شدهاند و پارلمان آلمان نيز با اين امر موافقت كردهاند.
هرچند اين طرح براي ناتو است اما آلمان با محور شدن در اين طرح سعي دارد تا حضور نظامي خود در منطقه را اجرايي سازد كه براي تحقق اهداف اقتصادي اين كشور در منطقه داراي اهميت است.
با توجه به شرايطي كه ذكر شد ميتوان گفت آلمان بازي آرامي را براي حضور در خاورميانه آغاز كرده است در حالي كه در لواي تحركات نظامي و سياسي اقدامات خود را پنهان ميسازد.
البته آلمان براي حضور گسترده در منطقه با چالشهايي مواجه است و آن حضور بازيگران ديگر در منطقه نظير امريكا، انگليس و فرانسه و نيز چالشهاي اقتصادي آلمان است كه موجب شده تا در طرحهاي آلمان در خاورميانه ابهاماتي ايجاد گردد.
با اين وجود خاورميانه و منابع انرژي و مالي آن از اولويتهاي آلمان است و اين كشور تلاش دارد تا به هر نحوي شده اين طرح را اجرايي سازد به ويژه اينكه اين موفقيت ميتواند برگ برنده حزب حاكم آلمان در انتخابات سال آينده باشد. ائتلاف مركل اكنون در حوزه داخلي با چالشهاي بسياري مواجه است در حالي كه وي با تشديد تحركات در حوزه خارجي به ويژه در خاورميانه به دنبال كاهش و پنهانسازي اين چالشها است تا شايد بدين وسيله در انتخابات آينده پيروز شود.