حسن كوشا | رسانههايشان نيز بوق اين جريان شدهاند كه همه جا فرياد بزنند اين جريان منتظر چراغ سبز است تا در انتخابات آينده رياست جمهوري حضور يابند. حركتي كه بيشتر نوعي فرافكني در خصوص رفتار گذشته اصلاحطلبان است. اصلاحطلباني كه سال ۸۸ با ايجاد فتنهاي عميق براي براندازي نظام زمينهسازي جدي آغاز كردند كه همين تحركات باعث شد اين جريان سياسي به عنوان جرياني برانداز و فتنهگر در سطح جامعه معرفي شود.
اصلاحطلبان كه پس از وقايع فتنه ۸۸، با ريزشي شديد در پايگاههاي اجتماعيشان مواجه شده بودند، بحراني تازه را در اين اردوگاه تجربه ميكردند. بحراني كه ميرفت چيزي از اين جبهه سياسي كه سابقهاي نه چندان طولاني در سپهر سياسي كشور دارد، باقي نگذارد.
اين شكستهاي متوالي و عدم تحرك مناسب در طول سالهاي پس از فتنه ۸۸، جماعت اصلاحطلب را به اين نتيجه رساند كه با تحريم انتخابات مجلس نهم و كاهش مشاركت عمومي، ضربهاي ديگر به نظام وارد كنند و نشان دهند كه هنوز از پايگاه مردمي خوبي در جامعه برخوردار هستند.
اين درست همان خواستي بود كه اپوزيسيون خارج از كشور به آن ميانديشيدند، چراكه آنها به خوبي ميدانستند كه انتخابات در جمهوري اسلامي، نوعي مشروعيتزايي براي نظام محسوب ميشود و ميزان مشاركت مردم در انتخابات بيانكننده مقبوليت جمهوري اسلامي در نزد افكار عمومي است. از اين رو جريانات مختلف وابسته به اصلاحطلبان، با انتشار بيانيههاي مختلف سخن از تحريم انتخابات به ميان آوردند تا از اين طريق با جذب حمايت اپوزيسيون خارجنشين، سر و ساماني به وضعيت نابسامان خود بدهند. علاوه بر اين تمامي توان رسانهاي جريان فتنه نيز به طور كامل در اختيار سناريوي تحريم انتخابات قرار گرفت.
درست همانند آنچه در انتخابات مجلس هفتم و سناريوي تحريمي كه از سوي مجلس ششميها طرحريزي شده بود، به وقوع پيوست؛ اما به رغم تمامي اين تحركات و جنجالسازيها بازهم مشاركت خوبي در انتخابات مجلس نهم در كل كشور شكل گرفت. مشاركتي كه به گفته كارشناسان در چندين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بينظير بوده است. همين مشاركت بينظير مردم در انتخابات ۱۲ اسفند بود كه باعث شد سران وابسته به اصلاحات در آن مقطع شتابزده به اين نتيجه برسند كه طرحشان براي تحريم انتخابات بينتيجه شده و با تغيير استراتژي، خيلي سريع خود را به پاي صندوقهاي رأي رساندند و با زير پا گذاشتن سخنان قبلي خود، تلاش كردند كه نشان دهند هنوز به آراي عمومي پايبندند و هنوز خود را جزئي از نظام ميدانند.
البته در تحليلي واقعنگرانهتر بايد اين طرح را نيز جزيي از برنامه اصلاحطلبان براي بازگشت بدون عذرخواهي به دامن نظام دانست، چراكه اصلاحطلبان به رغم تمام ادعاهايي كه در خصوص تحريم انتخابات كرده بودند، كانديداهاي زيادي را بدون تابلو و نام نشان، تحت عنوان مستقل وارد انتخابات كرده بودند. تمامي اين فعل و انفعالات در حالي صورت گرفت كه در آن دوره نيز نظام نه پيش شرطي براي حضور اصلاحطلبان «واقعي» در نظر گرفت و البته نه دعوتنامهاي براي حضور آنان فرستاد.
خودكشي سياسي اصلاحطلبان حال تأكيد مداوم اصلاحطلبان بر كليد واژه «چراغ سبز» در حالي است كه رفتارهاي نظام اسلامي در قبال وقايع سال ۸۸ نشان داد كه جمهوري اسلامي هيچ ارادهاي براي حذف يك جريان سياسي نداشت، بلكه برخي اشخاص و فعالان اين جريان تحركاتي انجام دادند كه خود را در مسير حذف توسط مردم قرار دادند. موضوعي كه در حقيقت شباهت به يك «خود كشي جرياني» داشت.
اما اين واقعيت در حالي است كه اصلاحطلبان با تكرار اين اصطلاح قصد دارند اينگونه نشان دهند كه موضوع «حذف جرياني توسط حاكميت» بوده و جبهه اصلاحات هنوز در ميان مردم پايگاه دارد؛ موضوعي كه بيشتر نشان دهنده مظلومنمايي و تلاش براي سرپوش گذاشتن بر اقدامات ساختارشكنانهاي است كه اين جريان در طول فتنه ۸۸، باعث و باني آن بود.
اقداماتي كه كشور را به سمت بحران سوق داد تا دشمنان بتوانند از اين موقعيت براي ضربه زدن به نظام و انقلاب استفاده كنند. در عين حال نگاهي به آنچه كه طي آن روزها بر مردم و كشور گذشت، نشان ميدهد كه تمامي اين وقايع، اعم از برگزاري تجمعات غيرقانوني، توهين به مقدسات، تخريب اموال عمومي و. . . نه تنها شايسته حذف جريانهاي بسترساز اين حوادث بود بلكه بر اساس قانون، امكان شديدترين برخوردها با هدايتكنندگان اين وقايع وجود داشت اما حاكميت با صبر و طمأنينه رفتاري كريمانه با اين قانونشكنان در پيش گرفت؛ افرادي كه به رغم سردادن تندترين شعارها با تأييد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان اجازه حضور در انتخابات و بيان نظرات خود در مجامع عمومي و رسانههاي جمعي را پيدا كردند.
واژهپردازي اصلاحطلبان اما واقعيت آن است كه دليل اصلي تأكيد اصلاحطلبان بر واژه «چراغ سبز نظام»، بار ديگر اخذ مشروعيت از جانب نظام و بازگشت بدون هزينه به بدنه حاكميت است، چراكه با دريافت كدي از سوي نظام (كه بتوان آن را به نوعي چراغ سبز تعبير كرد)، اين جريان خواهد توانست كه فعاليتي دوباره بدون عذرخواهي از مردم و نظام، داشته باشد و در سايه همين مشروعيت بخشيده شده از جانب حاكميت، بار ديگر مانور قدرتي برگزار و اقدام به تكرار رفتاري كند كه در روزهاي فتنه شاهد آن بوديم. اين در حالي است كه هم اكنون «كليد واژه» اين تحركات نيز تحت عنوان «انتخابات آزاد» توسط جريان اصلاحطلب در حال آمادهسازي است و در صورت شركت مؤثر اين جريان در تحركات انتخاباتي، احتمال بروز وقايعي همانند آنچه كه در سال ۸۸ به وقوع پيوست، وجود دارد. موضوعي كه ليدر جريان تكنوكرات نيز اين روزها بر آن تأكيد دارد و عنوان ميكند كه «انتخابات آزاد و شفاف اولين قدم بازگشت جامعه به تعادل است.»
انتخاباتي كه مهم است اما در پس تمام اين كشمكشها در بازيهاي انتخاباتي اصلاحطلبان، آن چيز كه مشخص است، التهاب آنان براي حضور در انتخابات است. انتخاباتي كه گويي برايشان بسيار مهم است. اين موضوع را ميتوان در رفتارهاي انتخاباتي آنان و تلاش براي ايجاد محور وحدت در درون اصلاحطلبان مشاهده كرد. اين موضوع را همچنين به جستوجوي شديد ليدرهاي اصلاحات براي يافتن چهرههاي سفيد و بدون سوء سابقه براي كانديداتوري در انتخابات اضافه كنيد تا به عمق نگراني اين جريان سياسي براي انتخابات پيش رو پي ببريد.
بيشك امروز اصلاحطلبان براي تحقق اهداف خود نيازمند پايگاهي مردمي و قانوني هستند كه اين پايگاه فقط در سايه حضور در انتخابات ايجاد خواهد شد.