با وجود اينكه شهركسازي يا به عبارت بهتر اشغال خزنده اراضي فلسطينينشين كرانه باختري تازگي ندارد و اين روند پس از اشغال اين اراضي در جنگ پنجم ژوئن سال ۱۹۶۷ بيوقفه ادامه داشته است، اما استمرار آن در وضعيت كنوني - كه بيش از ۵۰ درصد اراضي اين منطقه تكه تكه شده و به احداث شهركهاي صهيونيست نشين با بيش از نيم ميليون سكنه يهودي افراطي اختصاص يافته است - به منزله شمارش معكوس براي نابودي كامل زمينههاي تشكيل دولت محدود فلسطيني به شمار ميرود كه در عين حال با طرحها و تلاشهاي جامعه جهاني در اين باره نيز مغايرت دارد و دهنكجي آشكار در برابر اين تلاشها محسوب ميشود. چنانكه دور جديد شهركسازي رژيم صهيونيستي در واكنش به مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل در ارتقاي جايگاه هيئت نمايندگي فلسطين در سازمان ملل از نهاد ناظر عضو به كشور ناظرغيرعضو همانند واتيكان صورت گرفته است كه امكان عضويت آن را در نهادهاي وابسته و تخصصي سازمان ملل همچون ديوان كيفري بينالمللي فراهم ميكند. در حالي كه ارزش واقعي اين ارتقاي موقعيت در استفاده از آثار حقوقي آن همچون طرح شكايت عليه مسئولان صهيونيستي در مراجع و محاكم بينالمللي است، اما تاكنون هيچ تحركي از سوي مسئولان تشكيلات خود گردان در اين باره مشاهده نشده و اين در حالي است كه شهركسازي به عنوان اقدامي براي تغيير بافت جغرافيايي و جمعيتي اراضي اشغالي مطابق كنوانسيونهاي ژنو مصداقي از جنايات جنگي محسوب ميشود كه قابل پيگرد قضايي است. از اين رو به نظر ميرسد استفاده نكردن تشكيلات خودگردان از فرصتهاي ايجاد شده يا باور مسئولان صهيونيستي به اينكه اين تشكيلات جرئت و اراده لازم را براي استفاده از فرصت پديد آمده ندارد، موجب شده است دولت نتانياهو با جسارت شهركسازي را از سر بگيرد و حتي آن را محملي براي تقويت موقعيت خود در انتخابات پيش رو قرار دهد.
از ديگر عواملي كه موجب شده رژيم صهيونيستي با جسارت راهبرد اشغال خزنده را در كرانه باختري از سر بگيرد و آن را شدت بخشد، حذف مسئله فلسطين از اولويت كشورهاي عربي و جايگزيني آن با سوريه به عنوان كشوري است كه همواره در خط مقدم مبارزه با اين رژيم قرار داشته، در واقع با تضعيف جايگاه و موقعيت كشورهاي پيشرو مبارزه با اسرائيل در اتحاديه عرب و تقويت موقعيت كشورهاي سازشكار همچون قطر و عربستان وسوسه رژيم صهيونيستي نيز براي تشديد سياستهاي توسعهطلبانه و از بين بردن زمينههاي تشكيل دولت فلسطيني نيز بيشتر شده است.
از طرف ديگر نبايد از دو دوزه بازي كشورهاي غربي نيز در اين زمينه غافل شد، چراكه اين كشورها در ظاهر خود را مخالف شهركسازي نشان ميدهند، اما در عمل يا مانند امريكا قطعنامه پيشنهادي شوراي امنيت براي محكوميت شهركسازي را به رغم رأي مثبت ۱۴ عضو ديگر وتو يا مانند كشورهاي اروپايي سريع از مواضع مخالف خود عقب نشيني ميكنند و در عمل هيچ اقدامي را براي توبيخ آن به كار نميگيرند.