جالب است كه در برابر قتل عام مسلمانان اين كشور، راهبان بودايي، ارتشو دولت برمه و مهمترين حزب مخالف آن به رهبري خانم «آن سان سوچي» كه برنده جايزه صلح نوبل نيز شده است، موضع واحدي دارند.
يك خبرنگار تايلندي كه به تازگي از منطقه بازديد كرده است خبر از اخراج اجباري مسلمانان از مزارع و خانهها و دهكدههايشان ميدهد. آنها به زور به اردوگاههايي در مناطق دور دست منتقل شده و در وضعيتي اسفناك نگهداري ميشوند. در همان حال خانه، مزارع و مايملكآنها توسط بوداييان محلي غارت و تصرف ميشود.
اين خبرنگار كه از كمپ «تات كال پيپن در شمال اين استان بازديد كرده، گفته است بيش از ۳۱۰۰ نفر در اينجا ساكنند. براي هر خانواده پرجمعيت روهينگيا، تنها سه متر مربع فضاي اسكان و استراحت اختصاص دادهاند.
نظاميان حاكم بر «رانگون» [پايتخت برمه] عملاً از كشورهاي مسلماني كه داوطلب كمك به اين آوارگان هستند، درخواست رشوه ميكنند. حداقل شرط آنها تقسيم كمكها به طور مساوي ميان مسلمانان و قاتلان آنها يعني بوداييان بومي منطقه است! دولت برمه عين اين شرط را براي هيئت پارلماني كشورمان نيز كه عازم منطقه بود، گذاشت و در عين حال محدوديتهايي ديگر را نيز براي آنها وضع كرد. با اين همه معلوم نيست چرا انجام اين سفر هنوز عملي نشده و همه چيز در حال فراموشي است.
يكي از آرمانهاي انقلاب اسلامي، دستگيري از همه مظلومان جهان است؛ خاصه آنكه مسلمان و چنين قتلعام شده و ستمكشيده نيز باشند. با همين رويه آرماني است كه ما با وجود تمام فراز و فرودها، سالهاي سال از آرمان فلسطين دفاع كرديم. تاواني سخت داديم اما موشكهاي فجر پنج را به حماس رسانديم تا آنها در آخرين نبرد، تنها طي هشت روز تلآويو را وادار به عقبنشيني كنند. هرچند آنها در جشن پيروزي خود نامي از حاميان ايراني خود نبردند اما اين رفتار مانع سياست حمايت ما از آنها نميشود، مادامي كه در مظلوميت هستند. با اين وصف آيا «روهينگيا»ها وضعي آشفتهتر و لااقل شبيه فلسطينيان ندارند؟ چرا آنها را از ياد بردهايم؟