اما در اين ميان خبرنگاران هنري نويس با حجم كاري بسيار زيادي مواجه ميشوند كه به جز صرف وقت جهت انعكاس اخبار جشنوارهها بايد جوابگوي سؤالات و رفع ابهامات اطرافيان و افرادي باشند كه در خصوص جزئيات برگزاري مهمترين وقايع هنري كشور سؤال ميكنند. شق اول مبحث يعني انعكاس اخبار و وقايع جشنوارهها كه جزو وظايف كاري خبرنگاران ميباشد اما شق دوم قضيه، يعني توضيح جزئيات در مورد چگونگي برگزاري جشنوارهها، لطفي است كه آنها به پرسشگران خود ميكنند. اما بحث اينجاست كه اين انرژي و زماني كه از خبرنگاران صرف ميشود را نبايد به صورت يك امر بديهي نگريست؛ چراكه اتفاقا اين امر يكي از مهمترين مواردي است كه ازكاستي در سياستگذاري جشنوارهها حكايت دارد و نشان ميدهد كه بخشي از پروسه توليد در انجام وظيفه دچار اختلال و كم كاري شده و رويه طبيعي برگزاري يك رويداد را با مشكل مواجه نموده است. با اين تفاسير بخشي كه تا كنون نتوانسته نياز اطلاعاتي مخاطبان جشنوارهها را مرتفع نمايد، بخش اطلاع رساني و مشخصاً عدم به كارگيري اعلانهاي تبليغاتي مانند «پوستر» و «بيلبورد» و. . . ميباشد.
جالب است كه پس از سي و چند سال كه از عمرجشنوارههاي فجر در كشور ميگذرد، هنوز مهمترين ابزار اطلاع رساني درخصوص چگونگي برگزاري جشنوارهها، روش اطلاعات دهان به دهان است. گرچه در سالهاي اخير ظهور اينترنت بسياري از مشكلات اطلاعرساني را حل نموده است اما بايد پذيرفت كه بخش قابلتوجهي از مخاطبان جشنوارهها كه در واقع سرمايههاي اين وقايع مهم ميباشند، نميتوانند اطلاعات اوليه مورد نيازشان را به صورت اخبار داغ و لحظهاي از اينترنت دريافت نمايند. به همين جهت در اين بخش كاركرد پوستر مطرح ميشود كه قبل از نمايش اثر مورد نظر، اطلاعات مهم اوليه شامل نام اثر، هنرمند و كنندهكار، تاريخ و ساعت و زمان و مكان نمايش اثر هنري و. . . را به اطلاع برساند. اما با گذشت بيش از سه دهه از برگزاري جشنوارهها، مسئولان برگزاري از كار كرد پوستر غافل ماندهاند. اين در حالي است كه كاركرد پوستر گذشته از اطلاع رساني پيش از برگزاري و ارائه اطلاعات اوليه به مخاطبان و علاقهمندان، قطعاً در جذب حداكثري مخاطب نيز مؤثر خواهد بود.