
دو سال جنگ داخلي در سوريه. همين موضوع به تنهايي كافي است تا چيزي از اقتصاد يكي از بزرگترين شركاي استراتژيك ايران باقي نگذارد؛ شريكي كه رفيق روزهاي سخت ايران بوده و هيچ وقت ايران را تنها نگذاشته است. حالا با ناآراميهاي داخلي كه نزديك به دو سال است گريبانش را گرفته، وضعيت اقتصادياش هم بحراني شده است. به گفته بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول، توليد ناخالص ملي سوريه در اين مدت نه تنها رشدي نداشته است بلكه نزديك به ۶۰ ميليارد دلار نيز ضرر و زيان ناشي از اين جنگافروزي در اين كشور مسلمان است. گرچه برآوردها بر اين است كه ميزان ضرر سوريه از ناآراميهاي داخلي چيزي فراتر از رقم اعلام شده است و شايد چندين برابر اين مبلغ بايد در اين كشور هزينه شود تا وضعيت آن به حالتي عادي بازگردد.
طرحي براي زمينگيركردن دولت سوريه ناتواني گروههاي مسلح در زمينگير كردن دولت بشار اسد و عدمحمايت مردمي از آنان باعث شد كه آنان رويكردي تازه را براي ايجاد بحران در سوريه اتخاذ كنند؛ رويكردي كه گويي مد اين روزهاي كشورهاي غربي براي ايجاد فشار به كشورهايي است كه دل خوشي از سرمدارانشان ندارند.
بر اين اساس، تحريمهاي بينالمللي از يك سو و حمله گروههاي مسلح به ساختارهاي اقتصادي نظير خطوط نفت، نيروگاهها، پالايشگاهها و جلوگيري از داد و ستد اقتصادي مردم با ايجاد ناآرامي از سوي ديگر زمينهاي را براي ايجاد فشار اقتصادي به مردم سوريه ايجاد كرده است. شورشيان با همكاري غربيها از اين مسير ميكوشند كه نارضايتي عمومي را در ميان مردم سوريه افزايش و از اين مسير باعث ريزش حاميان حكومت بشار اسد شوند. اين موضوع نه در حد يك ادعا بلكه گفته كارشناسان اقتصادي غربي است كه به صراحت عنوان كردهاند: «با تشديد ناآراميها در سوريه بسياري از ناظران اقتصادي بر اين اعتقادند كه اگر معترضان سوري تاكنون نتوانستهاند حكومت بشار اسد را ساقط كنند، اقتصاد ويران اين كشور ميرود تا آرامآرام ضرباهنگ پايان حكومت اسد را بنوازد»؛ درست همانند مدلي كه اين روزها عليه كشورمان نيز در حال اجراست و غرب با ايجاد فشارهاي اقتصادي سنگين كه در حقيقت مردم عادي را هدف قرار داده است، به دنبال ايجاد نارضايتي عمومي از وضعيت اقتصاد و پايهريزي شورشهاي اقتصادي است.
سوريه نيازمند حمايت ايران تمامي اينها در حالي است كه رفيق روزهاي سخت ايران، حال در روزهاي سخت خود نيازمند كمك اين رفيق قديمي خود است، كمكهايي كه اگر هم نتواند باعث بهبود شرايط اين كشور شود، حداقل زمينهساز افزايش مقاومت اين شريك استراتژيك ايران در برابر تروريستهايي ميشود كه ميخواهند اين محور مقاومت را از دور خارج كنند. گرچه امروز نيز همگان به خوبي ميدانند كه جمهوري اسلامي كمكهاي فكري خود را بدون هرگونه چشمداشتي در اختيار دولت قانوني سوريه قرار ميدهد و واهمهاي از گفتن آن ندارد اما واقعيت آن است كه سوريه به جز كمكهاي فكري به حمايتهاي اقتصادي نيز براي ادامه حيات خود نيازمند است.
حال اين كمكها و حمايتها چگونه بايد باشد؟ بايد اين نكته را به صراحت عنوان كرد كه قرارگيري ايران در شرايط خاص اقتصادي اين اجازه را نميدهد كه كمكهاي مالي را به صورت مستقيم در اختيار دولت بشار اسد قرار دهد اما اين امكان براي هر دو طرف وجود دارد كه نيازهاي اقتصادي خود را شامل نفت و ساير اجناس اقتصادي از يكديگر تهيه كنند و به جاي رجوع به كشورهايي كه درگيرودار جنگ داخلي سوريه به دنبال پركردن جيبهاي خود هستند، با توسعه روابط اقتصادي خود زمينهساز تقويت يكديگر شوند. به طور مثال جمهوري اسلامي ميتواند نيازهاي كشاورزي خود را به جاي تهيه از كشورهايي نظير تركيه كه مواضعي خصمانه عليه ايران و سوريه دارد، از كشور سوريه و شايد با قيمتي پايينتر از آنچه تركيه به او ميفروشد تهيه كند و از اين راه باعث رونق اقتصادي و تقويت يكي از محورهاي مقاومت در برابر دشمنانش شود. اين موضوع نه فقط در محصولات كشاورزي بلكه در تمامي محصولاتي كه سوريه در آن «مزيت نسبي» دارد، ميتواند اجرا شود، از سوي ديگر جمهوري اسلامي نيز با اجراي اين مداليته اقتصادي ميتواند گامي بزرگ در راستاي اجراي فرمان مقام رهبري در خصوص اقتصادي مقاومتي بردارد.
دليل حمايت از سوريه چيست؟ اما شايد سؤالي كه اذهان بسياري را به خود مشغول كرده، دليل اين حمايتهاي ايران از دولت قانوني سوريه است. پاسخ به اين سؤال را نه در امروز، بلكه بايد در روزهايي جستوجو كرد كه جمهوري اسلامي درگير جنگي سنگين با رژيم بعث عراق بود؛ روزگاري كه تمام دنيا به حمايت از صدام حسين پرداخته و ايران را تحت سنگينترين تحريمهاي اقتصادي قرار داده بودند؛ حركتي كه بسياري از كارشناسان نظامي، آن را زمينهساز سقوط زودهنگام نظام نوپاي اسلامي ميدانستند اما جمهوري اسلامي با دريافت كمكهاي نظامي از سوريه توانست در برابر تمام دنيا كه در پشت حكومت صدام قرار گرفته بودند، بايستند. به گفته بسياري از فرماندهان دفاع مقدس، سوريه اصليترين كمك بازوي موشكي سپاه پاسداران در دوران جنگ بود و نقش بسيار زيادي در آموزش متخصصان موشكي سپاه داشت.
علاوه بر اين يكي ديگر از بزرگترين خدماتي كه سوريه در طول جنگ ايران و عراق به جمهوري اسلامي ارائه كرد، قطع خط لوله انتقال نفت عراق از طريق سوريه بود؛ خط لولهاي كه روزانه نزديك به ۵۰۰ هزار بشكه از نفت خام عراق را به درياي مديترانه ميرساند و همين حركت سوريه زمينهساز كاهش چشمگير درآمدهاي نفتي رژيم بعث شد، اما در كنار تمامي كمكهاي سوريه به جمهوري اسلامي در زمان دفاع مقدس، سوريه پس از جنگ نيز به عنوان اصليترين محور مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي بود؛ رژيمي كه بزرگترين دشمن جمهوري اسلامي است، اما حضور قدرتمند سوريه مانع از تحقق ياوهگوييهاي رژيم صهيونيستي شد، بنابراين اين دلايل و هزاران دلايل ريز و درشت ديگر، سوريه را به عنوان متحد اصلي و استراتژيك جمهوري اسلامي تبديل كرده است؛ متحدي كه اين روزها منتظر دريافت حمايتهاي بيشتر اقتصادي از سوي دوست قديمي خود است.