کد خبر: 501741
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۱
فضاي مجازي اين‌روزها از انتشار كتابي درباره عقايد ديني خالق نظريه نسبيت خبر مي‌دهد

 برخي مي‌گويند كه يكتاپرست و خدا پرست بوده است و برخي نيز او را ملحد مي‌پندارند اما بر اساس اطلاعاتي كه در فضاي مجازي اينترنت منتشر شده است، گفته مي‌شود كه آلبرت انيشتين، دانشمند بزرگ آلماني‌الاصل، خالق نظريه نسبيت در مكاتباتي محرمانه با آيت‌الله بروجردي در تماس بوده و در نهايت به حقانيت دين اسلام و شيعه در مقايسه با ديگر اديان جهان اعتراف كرده است؛ مجموعه مكاتبات و بيانيه‌اي كه گفته مي‌شود انيشتين آنها را با دستان خود در آخرين روزهاي عمرش نوشته است، اصل نسخه آن به دليل مسائل امنيتي و ترس از ايجاد يك تحول عظيم مذهبي به صندوق امانات سرّي لندن – بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي ـ سپرده شده و با شماره رمز B-۱۲-D.E/۱۷-V.A.E نگهداري مي‌شود؛ آيا اين اطلاعات صحت دارند و چنانچه به گفته اسكندر جهانگيري (نگارنده اين اطلاعات)، اگر آخرين دستنوشته‌هاي آلبرت انيشتين موسوم به Die Erklarung در جهان منتشر شود، يك تحول عظيم مذهبي در جهان روي خواهد داد؟ 

هر آنچه در آسمان و زمين است، خدا را مي‌ستايند؛ و او شكست ناپذير و حكيم است ( قرآن ۶۱. ۲)
اعتقاد عميق عاطفي به حضور يك قدرت استدلال برتر كه بر جهان غير قابل درك حاكم است، افكار و ايده من درباره خدا را شكل مي‌دهد. ( آلبرت انيشتين) 

صحبت از خدا در بسياري از نقل قول‌هاي آلبرت انيشتين به چشم مي‌خورد تا جايي كه فرديك دارنمت، رمان نويس و نمايشنامه‌نويس معروف سوئيسي درباره او مي‌گويد: «انيشتين آنقدر از خدا سخن مي‌گفت كه گاه به اين باور مي‌رسيدم عالم الهي در لباس مبدل است.» اما جدا از مباحثي كه اعتقاد انيشتين به توحيد را به چالش مي‌كشد يا حتي در قالب صهيونيسم سعي در بهره‌برداري‌هاي سياسي از اين چهره بزرگ علمي دارد بر اساس مقاله جديدي كه اسكندر جهانگيري، نگارنده آن است، آلبرت انيشتـين (فوت ۱۹۵۵ م) در رساله پاياني عمر خود با عنوان:«دي اِركلِرونگ» ( Die Erklärung-von : Albert Einstein-۱۹۵۴ ) به معني «بيانيه‌‌» كه در سال ۱۹۵۴ م آن را در امريكا و به آلماني نوشته است، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح مي‌دهد و آن را كامل‌ترين و معقول‌ترين دين مي‌داند. بر اساس اين مقاله بهاي خريد رساله انيشتين با تخفيف قابل توجهي، ۳ ميليون دلار تمام شده كه توسط پروفسور ابراهيم مهدوي (مقيم لندن) و با كمك برخي از اعضاي شركت اتومبيل‌سازي «بنز» از يك عتيقه فروش يهودي خريداري شده است. دستخط انيشتين در تمامي صفحات اين كتابچه با خط‌شناسي رايانه‌اي چك و تأييد شده كه او اين رساله را به دست خود و در اواخر عمرش نوشته است. به گفته جهانگيري هم اكنون اين كتاب ارزشمند توسط دكتر عيسي مهدوي‌– برادر دكتر ابراهيم مهدوي ـ در حال ترجمه از آلماني به فارسي است و او خود در اين پروژه مسئوليت تحقيق و ارائه منابع مذكور در متن را بر عهده دارد. 

بر اساس اين مقاله اين رساله در حقيقت همان نامه‌نگاري محرمانه انيشتين با آيت‌الله العظمي بروجردي(فوت۱۳۴۰ش =۱۹۶۱م) است كه توسط مترجمين برگزيده شاه ايران، محرمانه صورت پذيرفته است. انيشتين در اين رساله «نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن كريم و احاديثي از نهج البلاغه و بيش از همه بحارالانوار علامه مجلسي (كه از عربي به انگليسي توسط حميد رضا پهلوي (فوت۱۳۷۱ش) و ديگران، ترجمه و تحت نظر آيت‌الله بروجردي شرح مي‌شده) تطبيق داده و نوشته است كه هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه پيچيده «نسبيت» را ارائه داده، ولي اكثر دانشمندان نفهميده‌اند. از آن جمله حديثي است كه علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اكرم(ص) نقل مي‌كند كه هنگام برخاستن از زمين، دامن يا پاي مبارك پيامبر به ظرف آبي مي‌خورد و آن ظرف واژگون مي‌شود؛ اما پس از اينكه پيامبر اكرم(ص) از معراج جسماني باز مي‌گردند، مشاهده مي‌كنند كه پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است …
 
انيشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه «نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيكي مفصّلي بر آن مي‌نويسد… همچنين انيشتين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيكي اثبات مي‌كند (علاوه بر اثبات آن از راه قانون سوم نيوتون يعني برابري و همساني عمل و عكس‌العمل). او فرمول رياضي معاد جسماني را عكس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» (E = M. C‌) مي‌داند: (M = E: C۲)؛ يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره عيناً به ماده تبديل شده و زنده خواهد شد. او همچنين در همين رساله عقيده «وحدت وجود» را از خرافات‌ شايع شده توسط ملا صدرا تلقـي كرده و آن را هم از ديدگاه «فيزيك كلاسيك» و هم از جهت «فيزيك نسبيتي» به‌شدّت مردود دانسته و مورد حمله قرار مي‌دهد و به طور خلاصه، او مي‌گويد: هر موجودي داراي حيطه و مرز فيزيكي خاص خود است (حَيز وجودي) كه امكان ندارد با موجود يا وجود ديگري اتـحاد يا وحدت داشته يا بيابد... در رابطه با «عقل» نيز - با كمال شگفتي- انيشتين نظريه اَخباريون شيعه را (كه عقل را نِسبي مي‌دانند و در حريم شرع و دين آن را بكار نمي‌برند) صحيح دانسته و مي‌گويد: حق با اخباري‌هاي شيعه بوده و هنوز زود است كه مردم اين را بفهمند در ادامه نيز فرمول رياضي خاصي براي «عقل نظري بشر»‌ ارائه داده و «نسبيت» آن را اثبات مي‌كند. اينشتين در اين كتاب همواره از آيت‌الله بروجردي با احترام و به لفظ «بروجردي بزرگ» ياد كرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ «حسابي عزيز» ياد كرده است. 

نكته جالب توجهي كه در مقاله جهانگيري ذكر شده است، ممنوعيت انتشار اين رساله و توزيع و نشر آن در اروپا و كشورهاي مربوطه به زبان اصلي (آلماني) و نيز ترجمه آن به ديگر زبان‌هاي اروپايي است، آن هم به بهانه «پرهيز از ايجاد يك» رِليجـِس رِوِلوشِنReligious Revolution (= تحوّل و جنجال مذهبي) در دنيا! جهانگيري مدعي مي‌شود كه «شوراي فرهنگي اروپا» چنين دستوري را صادر و انتشار اين رساله را اكيداً ممنوع كرده است. 

سكوت رسانه‌اي يا تحريف؟
اين اطلاعات در حالي در فضاي مجازي اينترنت دست به دست مي‌شود كه هنوز هيچ مقام علمي، دولتي و مذهبي درباره ميزان صحت آن نظري نداده‌ و اين امر تا حدودي بر ميزان شك‌و‌ترديدها درباره ميزان اعتبار اين مقاله مي‌افزايد. از سوي ديگر در ميان منابع خارجي نيز جز منابعي كه به نوعي وابسته به مسلمانان هستند جست‌وجوي Die Erklärungنتيجه‌اي به دست نمي‌دهد. نكته قابل توجه اشاره برخي منابع خارجي به نامه‌اي است كه انيشتين آن را درست در همان سال ۱۹۵۴ ميلادي و در واپسين روزهاي زندگي خود نوشته است؛ نامه‌اي كه همچون رساله مذكور، پاي علم و دين را وسط مي‌كشد. اين نامه كه به «نامه انيشتين به خدا» معروف است در تاريخ هشتم اكتبر سال جاري به حراج گذاشته شد. منابع خارجي اعتقاد دارد كه انيشتين اين نامه را خطاب به اريك گات كايند نوشته است. جالب آنجاست كه اين نامه هرگز به طور كامل رسانه‌اي نشده و تنها بر‌داشت‌هايي از آن منتشر شده است. در بخشي از اين نامه انيشتين، كتاب انجيل را كودكانه و مجموعه‌اي از افسانه‌هاي تاريخي مي‌داند و دين يهود را تجسمي از كودكانه‌ترين خرافات بر مي‌شمارد اما جالب است كه سخني از اسلام به ميان نمي‌آورد. تا آنجا كه اين احتمال به وجود مي‌آيد كه شايد بخش‌هايي از اشارات او به دين اسلام حذف يا تحريف شده باشد. اين نامه به بهاي ۴۰۴ هزار دلار فروخته شده است. ارتباط ميان اين نامه و رساله آلبرت انيشتين چيست ؟ آيا به راستي غرب حرف‌هاي ناگفته‌اي از حقايق علمي و ديني را از جهان پنهان نگه داشته است؟!. بايد نشست و ديد كه سرانجام اين كتاب منتشر مي‌شود يا نه؟ و آيا اين كتاب با انتشارش مي‌تواند به اين معما پاسخ بگويد؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار