علي صباق كه سوت پايان بازي را به صدا در ميآورد، همه چيز تمام ميشود؛ همه توهمها و دلخوشيهاي بيخود و بيجهتمان. نفس راحتي ميكشيم كه بر حسب اتفاق، پنجمين قهرماني در رقابتهاي غرب آسيا به نام ايران زده نشد.
۱- حذف از رقابتهاي غرب آسيا و از دست رفتن پنجمين قهرماني اين مسابقات، نه تنها جاي ناراحتي و نگراني ندارد، كه جاي خوشحالي هم دارد و بابت آن بايد خدا را هم شاكر باشيم. قهرماني كه اگر رقم ميخورد، باز هم توهم برمان ميداشت كه آقاي آسيا هستيم و شير خفته بيدار شد و. . . اما با اين حذف، نه تنها چيزي از دست نرفت، بلكه يك چيز مهم را هم به دست آورديم و آن واقع بيني بود. از دست رفتن جام قهرماني در رقابتهاي غرب آسيا، چيزي از تيم ملي كسر نكرد. همانطور كه به دست آوردن آن، چيزي به ما اضافه نميكرد جز يك مشت غرور بيخود و بيجهت!
۲- شعار كرش در رقابتهاي غرب آسيا، كسب تجربه بينالمللي بود به اضافه قهرماني. قهرماني كه خرج به دست آوردن تجربه بينالمللي بازيكنان جوان تيم ملي شد. خرجي كه البته خيلي هم به جا بود حيف و ميل نشد.
عدم استفاده از بازيكنان جوان و كم تجربه، هم چون تيري بود كه در پس هر ناكامي بر فرق كرش فرود ميآمد و كرش براي پاسخ گفتن به تمام انتقادها، در يك تجربه بينالمللي از بازيكنان جوان تيمش استفاده كرد. در مسابقاتي كه هم ميتوانست مهم و با اهميت باشد براي تجربه اندوزي و هم بياهميت براي از دست رفتن يك جامي كه درواقع به دست آوردنش هم به معجزه نيازي نداشت. بازيكناني كه عيار خود را نشان دادند و مشخص شد چرا سرمربي تيم، ريسك استفاده از آنها در بازيهاي حساس را به جان نخريده. البته با اين تفاوت كه اين بازيكنان حالا تجربه خوبي هم به دست آوردهاند. آن هم برابر تيمهايي چون عربستان و بحرين. پس نه جاي توبيخ دارد و نه شمشير از رو بستن. كرش دقيقا به همانهايي ميدان داد كه بايد ميداد. همان بازيكنان جواني كه قرار است همين فرداي نزديك، به جاي امثال كريمي و نكونام بنشينند. بازيكناني كه زمان ميخواستند براي ياد گرفتن و حالا، هيچ توجيهي نيست براي به سلابه كشيدن آنها بابت تجربهاي كه به دست آوردهاند.
۳- تيم ملي ايران حذف شد. مثل عربستان. اما نباخت. حتي به عربستان. دو مساوي و يك برد، نتيجه قابل قبولي است از بازيكناني كه تاكنون فرصتي براي عرض اندام در تركيب اصلي تيم ملي را نداشتند. بازيكناني كه احتياج به آشنا شدن با جو ورزشگاههاي مختلف و حريفان بينالمللي را داشتند و كسب تجربه. چيزي كه روي نيمكت تيم ملي شايد به دست آوردن آن آسان نبود اما در زمين بازي، برابر بحرين، عربستان و يمن فرصت خوبي بود براي به دست آوردن اين مهم.
۴- اما مهمترين دستاورد اين رقابتها، از بين رفتن دلخوشيهاي توخالي و رسيدن به يك خود باوري بود. دستاوردي كه به تمام قهرمانيهاي گذشته و موفقيتهاي تيم ملي در رقابتهاي غرب آسيا ميچربد. دستاوردي كه چون سيلي محكمي بر گوش باورهاي غلطي بود كه با حذف شدن از اين رقابتها، چون حباب روي آب تركيد تا واقعيت را بهتر از هميشه ببينيم. اينكه هيچ خبري نه از شيري است كه تصور كنيم خفته بود و حالا بيدار شده و نه از آقايي كه منت برترياش را بر سر آسيا بگذارد.