کد خبر: 501118
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۰
«جوان» از اهداف انتخاباتي حلقه انحراف گزارش مي‌دهد
جعفر تكبيري
حال انحرافيون با اين ارايش جديد مي‌كوشند تا با حذف رقباي سياسي خود ضمن مظلوم‌نمايي عملا مانع اين ريزش شوند و در اين ميان مهمترين طرح آنان حذف رقباي سياسي خود از چرخه افكار عمومي است .طرحي كه براساس آن از اپوزيسيون خارج‌نشين و ضدانقلاب گرفته تا اصلاح‌طلبان و اصولگراياني كه حامي اصلي احمدي‌نژاد بودند را در يك جبهه قرار مي‌دهد. جبهه‌اي به نام «مخالفان احمدي‌نژاد».
مويد اين موضوع مصاحبه مهدي كلهر با روزنامه ايران است كه در آن به صراحت عنوان مي‌كند كه «جبهه مخالفان دولت خلاف آرمان هاي انقلاب و رشد كشورحركت مي كند» 

جريان انحرافي و دشمن واحد 

اما مرور گفته‌هاي مهدي كلهر بيانگر آن است كه به زعم آنان «جريان سوم» براي حركت و فعاليت نياز به رقيب يا به عبارت بهتر دشمني دارد كه براي بقا بايد به آن حمله كرد. اين اصول جريان‌هاي بي‌ريشه است كه براي تثبيت و بقاي خود بايد دشمني فرضي را به وجود بياورند تا پس از حمله‌هاي مكرر به آنان، به بهانه اين تقابل اقدام به يارگيري و تقويت خود كنند. اما در اين بين حمله به كدام گروه مي‌توانست عاملي براي اين تقويت شود؟‌پاسخ به اين سؤال را مي‌توان در سخنان كلهر پيدا كرد كه در همين مصاحبه گفته است: «الآن متأسفانه جريان‌هاي اصولگرايي و اصلاح‌طلبي با آرمان‌هاي انقلاب فاصله زيادي دارند و به نظر من هر دو جريان از واقعيت موجود در جامعه و فهم و ادراك مردم عقب هستند.»اين حمله مشترك به جريانهايي كه هيچ‌وجه مشتركي با هم ندارند و يك‌كاسه كردن آنها كه تفاوت‌هاي بنيادي زيادي در رفتار و منش با يكديگر دارند، بيانگر اين واقعيت است كه جريان انحرافي قصد ايجاد دشمني قدرتمند را دارد تا از اين طريق نه تنها به تقابل همزمان با اين دو جريان بپردازد، بلكه با همراه نشان دادن آنها عملاً با قرار دادن سنگ و شيشه در كنار هم، هر دو گروه را «مشترك المنافع» و با «رهبري واحد» معرفي و از اين طريق، چهره آنان را در نزد افكار عمومي تخريب كند. 

ايجاد حواس‌پرتي جمعي براي انتقام‌گيري 

اما لزوم اين دشمن‌سازي چيست؟‌در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه حلقه انحرافي با اين اقدام مي‌كوشد كه از طريق ايجاد حواس‌پرتي جمعي حساسيت افكار عمومي را نسبت به اقدامات انتخاباتي خود و همچنين سوء‌مديريتي كه مدت‌ها است به واسطه نفوذ آنها در بدنه دولت گريبان جامعه را گرفته است، بكاهند و از سوي ديگر با هم‌مسير نشان دادن اصولگرايان و اصلاح‌‌طلبان كه از طريق يك «رهبر واحد» اداره مي‌شوند، عملاً دست به انتقام‌گيري از آنان بزنند.
اين در حالي است كه انحرافيون در حركتي ديگر مي‌كوشند تا نيروها و نهادهايي را كه از روي دلسوزي، اقدام به طرح انتقاد از آنها مي‌كنند، با حمله لفظي و ايراد اتهامات متقابل عملاً ساكت كنند تا از اين طريق مانع از ريزش بيش از پيش پايگاه اجتماعي و سبد رأي خود شوند. نكته مهم در اين بين آن است كه اين نيروها و نهادها به هيچ وجه رقيب انتخاباتي آنها نيستند و اين افراد همواره بدون توجه به نوع جرياني كه بر سر كار است، سعي در ارائه انتقادات دلسوزانه براي بهبود شرايط كشور دارند. 

جريان انحرافي زير چتر انتخابات 

اما آن چيز كه امروز جريان موسوم به انحرافي را وادار به انجام چنين تحركاتي در درون جامعه كرده است، موضوع تكراري انتخابات است؛ موضوعي كه تاكنون عامل بسياري از مسائل نظير فتنه ۸۸ در داخل ايران بوده است. جريان انحرافي كه به دليل رفتارهاي ساختار‌شكنانه خود، ديگر اميدي به حمايت اصولگرايان در انتخابات پيش رو ندارد، تصميم گرفته است تا با ايجاد چتري انتخاباتي، تمامي هواداران اپوزيسيون، فتنه‌گران و مخالفان نظام را در زير اين چتر جمع كنند تا در زور‌آزمايي مقابل اصولگرايان حرفي براي گفتن داشته باشد. از اين رو براي جذب نظر اين طيف اقدام به مهندسي فضاي سياسي جامعه از طريق ايجاد آنچه به اصطلاح آنان «جريان سوم» ناميده مي‌شود، كرده‌اند و مرور اين تحركات كه در حوزه فرهنگ، اقتصاد و سياست نمود پيدا كرده، بيانگر اين واقعيت است كه بخش عمده‌اي از خواست‌هاي اپوزيسيون خارج‌نشين و ضد‌انقلاب از زبان جريان انحرافي گفته مي‌شود. البته اين موضوع باعث خوشحالي اين اپوزيسيون نيز شده، چراكه آنها پس از شكست‌هاي مختلف طي سه سال اخير و ريزش شديد در پايگاه‌هاي اجتماعي‌شان، علاقه شديدي براي احياي سرمايه اجتماعي خود در سايه يك جريان به ظاهر قدرتمند دارند و معتقدند كه اين جريان با نفوذ در اركان حكومت مي‌تواند پاسخگوي خواست‌هاي آنان باشد. 

تلاش براي تصاحب احمدي ن‍ژاد 

اما در اين بين نبود يك چهره شاخص و نامدار براي رهبري حلقه انحرافي به معضلي بزرگ براي آنها تبديل شده است. از اين رو، آنها اقدام به مصادره احمدي‌نژاد به نام خود مي‌كنند تا ليدري اين جريان را ناخواسته به وي نسبت دهند. مويد اين موضوع بار ديگر سخنان مهدي كلهر در گفت‌وگو با روزنامه ايران است كه عنوان مي‌كند:«من معتقد نيستم كه ايشان (احمدي‌نژاد) جريان سوم را راه‌انداخته، بلكه معتقدم قبل از حضور ايشان اين ضرورت و نياز پيدا شده و وقتي ايشان حضور پيدا كردند، مردم با همين ديد به احمدي‌نژاد رأي دادند. جريان سوم آمده است آن هم با فردي با همان ويژگي‌ها يا بسياري از آن ويژگي‌هاي مدنظر.» اين ادعا در حالي است كه احمدي‌نژاد همواره به عنوان يك اصولگرا در سطح جامعه معرفي شده و حمايت صريح همين اصولگرايان مهم‌ترين دليل رأي‌‌آوري بالاي وي در انتخابات شده است. گرچه امروز نيز با گذشت ۷سال از انتخاب احمدي‌نژاد به عنوان رئيس‌جمهور اصولگرايان از روي دلسوزي نقدهايي به او وارد مي‌كنند، اما همچنان اصولگرايان به ضرس قاطع مي‌گويند كه بهترين انتخاب را داشته‌اند و اگر شرايط سال ۸۸ تكرار شود، بار ديگر و بدون شك و ترديد از احمدي‌نژاد حمايت خواهند كرد. علاوه بر اين اصولگرايان همچنان حساب احمدي نژاد را از حساب جريان انحرافي جدا مي‌دانند كه اين خود بيانگر ذات اصولگرايانه رييس‌جمهور محترم است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار