
زندگي يك معامله است؛ ما آزاديم سيگار بكشيم اما به سرطان يا بيماريهاي قلبي مبتلا ميشويم!
زندگي يك معامله است؛ ما آزاديم با سرعت غيرمجاز در اتوبانها و جادهها ويراژ بدهيم اما به احتمال زياد در يكي از دفعاتي كه تن به جنون سرعت دادهايم، تصادفي وحشتناك خواهيم داشت كه نتيجهاش معلوم نيست؛ يعني سرعت غيرمجاز رفتن با خودمان است اما زنده ماندن و ناقص نشدنمان با احتمال زياد تصادف!
زندگي يك معامله است؛ ما اين اختيار را داريم كه پا روي حق ديگران بگذاريم و حقوق ديگران را به ترفند يا زور وارد خزانه خودمان كنيم. ما آزاديم كه مال يتيم را بخوريم و كلاهبرداري يا دزدي كنيم اما قطعاً روزي از همين روزها، بايد منتظر چيزي كه بيشترين تنفر را داريم باشيم كه برايمان اتفاق بيفتد.
زندگي يك معامله است، در هر كسي را كه با انگشت بزني، در خودت را با مشت خواهند كوبيد!
زندگي يك معامله است؛ چون گندم از گندم برويد، جو ز جو.
زندگي يك معامله بزرگ است؛ ما آزاديم كه تربيت بچههايمان را سرسري بگيريم اما اگر ماري شدند در آستين خودمان يا جامعه، حق نق زدن و شكايت كردن نداريم.
ما آزاديم كه در حد خفه شدن بخوريم اما اگر چاقي به سراغمان آمد و به انواع بيماريها گرفتار شديم جاي گلايه نيست.
ما مختاريم كه با سخنچيني، زيرآب همكارمان را بزنيم اما اگر روزي در اثر زيرآبزني فرد ديگري از كارمان اخراج شديم يا در محيط كارمان به خفت گرفتار آمديم، خودكرده را تدبير نيست.
بله ما اين آزادي را داريم كه به پيرمرد نيازمند كمك براي عبور از خيابان كمك نكنيم اما اگر روزي در جايگاه او قرار گرفتيم حق نداريم از ديگراني كه كمكمان نميكنند طلبكار باشيم.
ما از اين اختيار برخورداريم كه اجناسمان را دوبرابر قيمت به مردم بفروشيم اما اگر يك بيماري لاعلاج گرفتيم يا طعم آرامش را در زندگي نچشيديم يا اگر بياعتبار و بيآبرو شديم، فقط بايد لبخند بزنيم!
زندگي يك معامله است؛ هركاري چه خوب و چه بد كه انجام بدهيم و در هر كاري چه شايسته و چه ناشايسته سرمايهگذاري كنيم، اصل سرمايه با سودش به ما برخواهد گشت.