پارسینه _ محمد کتابنده: به فاصله ۲۰ روز پس از اعلام نتایج پنجمین دوره جایزه جلال آل احمد، فضای رسانهای کشور محل آپرکات پرانی، اتهام زنی و جدال میان مجید حمیدزاده، دبیر علمی جایزه جلال، و برخی از داوران معترض به نتایج پنجمین دوره جایزه جلال تبدیل شد.
داوران دبیر علمی جشنواره را به نادیده گرفتن آرای خود محکوم کردند و حمیدزاده هم بیتوجهی به نظر داوران را «امری طبیعی و رویه ثابت» جایزه جلال و دیگر جوایز دولتی اعم از پروین اعتصامی و کتاب فصل خواند.
در میان این درگیریها، هدایت الله بهبودی نویسنده کتاب «شرح اسم» عنوان میکند که جایزه خود را به دلیل بیحرمتی به کتابش به دبیرخانه جایزه پس فرستاده است اما دبیر علمی جشنواره خبر میدهد که هنوز ۲۵ سکه و لوح تقدیر را تحویل نگرفته است.
پس از جدالهای اخیر بر سر جایزه جلال، مشخص شد که یکی از داوران این جشنواره، محمدرضا سرشار، هم در بخش داوری جایزه جلال شرکت داشته و هم یکی از آثار خود را تا مرز جوایز نهایی بالا آورده است. وی در پاسخ به دبیر علمی جشنواره در حین بررسی آثار عنوان کرده که چنین ایرادی وارد است اما از آنجا که در قانون جشنواره منعی به عمل نیامده، لزومی به خارج کردن کتاب خود از پنجمین دوره جایزه جلال نمیبیند.
همچنین کامران پارسی نژاد، یکی از داوران جایزه جلال، عنوان کرده که قصد دارد به همراه دیگر داوران بیانیهای را در مخالفت با اعلام نتایج جایزه جلال منتشر کنند و دبیر علمی جایزه هم اعلام کرده که «در اینجا {جایزه جلال} ملاک درستی کارها، اساسنامه مصوب و آیین نامه اجرایی و رویه دورههای گذشته» صادق است نه حرف و نظر داوران و سلیقه آنها.
سرانجام پس از گذشت ۲۰ روز از این قضایا و حرف و حدیثهای گوناگون، محمد حسینی، وزیر ارشاد، به صحنه وارد شد و آب پاکی را بر روی دست داوران معترض به انتخاب جایزه ریخت و عنوان کرد که از نگاه ما کتاب «شرح اسم» اثری ایدهآل نیست و از این رو آن را انتخاب نکردهایم.
این سخنان محمد حسنی را میتوان مهر پایانی است بر این مارتن نفسگیر که در سه هفته اخیر میان معترضان به نتایج داوری و برگزارکنندگان جایزه جریان داشت، تلقی کرد. در این مدت کار به افشاگری و رسوایی نزدیک شده بود و هر کس برای به کرسی نشاندن حرف خود بخشی از پشت پرده جایزه جلال در دورههای پیش یا دوره کنونی را بر روی داریه میریخت تا حقانیت خود را به کرسی بنشاند. اما در این میان نیز نکاتی قابل توجه و تامل هستند:
۱- انگ دولتی بودن بر پیشانی جایزه جلال: در چهار دوره گذشته این جایزه، هر بار که منتقدان لب به انتقاد و شکوه میگشودند و به جایزه جلال اعتراض داشتند که نگاه خاصی دارد و جامعیت در این جایزه رعایت نمیشود، داوران و برگزار کنندگان جایزه جلال آنها را به بدبینی و کمفروشی متهم میکردند. اما حوادث روزهای اخیر نشان داد که این جایزه با توجه به شرایط آییننامهای خود حتی به نظر داوران خود نیز توجه نمیکند تا چه رسد به صدای منتقدان. این جایزه تابع نظر هیات امنا و هیات علمی و به طور کلی مجموعهای است که این جایزه را تاسیس کرده تا داوران و بررسان کتابها؛ از این روست که جلسه نهایی هیات علمی آن با ۴ نفر هم رسمیت پیدا میکند.
۲- بیاعتبار شدن جایزه جلال: درگیری و واکنشهای موافقان و مخالفان برای انتخاب یک کتاب برگزیده در این چند روز گذشته، نه تنها موجب بدگمانی نسبت به داوریهای این جایزه شد بلکه اعتبار اندکی که این جایزه در برخی محافل داشت را نیز به زیر سوال برد. این اوضاع حتی موجب بدگمانی به دیگر جوایز دولتی نیز شد. تا پیش از این اگر ۱۱۰ سکه جایزه جلال و انسجام و همبستگی داوران و هیات علمی و برگزارکنندگان جایزه در برابر انتقادات، سپر امنی برای آنها میساخت از این پس بر اهالی فرهنگ آشکار شد که در پس پرده این جایزه چهها که نمیرود.
۳- بیآبرویی فرهنگی برای مسئولان فرهنگی: تا پیش از این بارها نویسندگان در محافل خصوصی عنوان میکردند که چگونه برخی داوری ها موجب خارج شدن اثر ادبی خاصی از گردونه رقابت میشد. اما حوادث جایزه جلال نشان داد که مسئولان دولتی تا چه اندازه در انتخاب اثر برگزیده و اثر تقدیری دخالت دارند. از این رو این گونه جوایز نهادهایی برساخته از دل جامعه و انتخابهای آنها برآمده از انتخابهای جامعه نیستند، بلکه با تغییر دولت و مدیریت در هر دورهای این جوایز دچار فراز و فرودهای بسیاری میشوند. برای نمونه در یکی از جوایز دولتی در برههای کتاب «زویا پیرزاد» انتخاب میشود و در دورهای دیگر راه برای رسیدن این کتابها به داوریها بسته میشود.
این اتفاقات چند روز گذشته و بحثهای مختلفی که در مورد جایزه جلال انجام شد نشان داد که با استفاده از نامهای بزرگ نمیتوان برای جایزهای آبرو کسب کرد بلکه هر آن امکان دارد که با اعمال نظرهای ناشیانه نام این افراد بزرگ نیز خدشهدار شود. جلال به لحاظ ادبی و سیاسی یکی از چهرههای تاثیرگذار تاریخ معاصر است اما لزوم انتخاب نام وی موجب کسب آبرو نخواهد شد بلکه «عِرض آبرو» را در پی خواهد داشت.
اگر چه بیتوجهی هیات علمی جایزه جلال به نظرات داوران امری ناپسند است اما افشاگری داورانی که از پشت پرده این جایزه مطلع بودند و چهار سال تمام به ریزهکاریهای آن وقوف داشتند و مهر تایید بر آن میزدند، عذر بدتر از گناه بود زیرا موجب زیان و خسران و بیاعتباری برای این جایزه فرهنگی شد. حال چه کسی میتواند این آبروی رفته را به جوی بازگرداند؟