
سينماي امروز ما نه در راستاي آرمانهاي انقلاب است و نه تنها ارزشهاي انساني و قانونمداري، چه برسد به آنكه بخواهد تبليغ دين و تشيع بكند. به قول آقايان شبهروشنفكر، سينماي اجتماعي سينمايي است كه فقط فساد را به تصوير بكشد، البته اين هم خوب است اما آيا واقعاً اين به تصوير كشيدن فسادها كه گاه نمونههاي عملياش تنها در جامعه آماري كوچكي در منطقه مرفهنشين شمال تهران است، سالانه ميلياردها تومان در سينماي ايران هزينه ميشود تا چهره تشيع و اسلام با فساد و ظلم و دروغ به جهانيان نشان داده شود.
جالب اينجاست كه هم حاميان مالي و هم ناظران كيفي اين آثار و سفارشدهندگانشان سازمانها و نهادهاي دولتي و حكومتي هستند مانند بنياد فارابي، حوزه هنري و حتي ناجيفيلم وابسته به نيروهاي انتظامي، در شرايطي كه موجي از فيلمهاي ضدايراني، ضداسلامي و ضدشيعي با حمايت غرب و ديكتاتورهاي قصاب منطقه روانه بازار ميشوند، آن وقت در كشور مدعي امالقراي جهان اسلام، سينماي منفعل و زهواردررفتهاش به قهرمانان فاسد و ژستهاي دهه چهلياش مينازد و آثاري در خور توهين به ملت را به فستيوالهاي جهاني ميفرستد. ما كاري به هاليوود و سينماي توطئهگر آن نداريم و به سينماي اروپا هم همينطور، اما اگر تنها هجمه سنگين وهابيون را درعرصه نرم و ضدشيعه بنگريم، خواهيم دانست كه سينماي فرهنگي كشورمان كجاي ميدان است ومديران آن در كارنامهشان نمره قبولي ندارند.
همه به خوبي واقفيم چيزي به اسم فيلمي كه با سرمايه خصوصي توليد شده باشد، در ايران وجود ندارد وهمه توليدات سينمايي كشور از جيب بيتالمال ارتزاق ميكند اما چرا آثاري سخيف، مبتذل، سطحي و حتي ضدامنيت ملي با بودجه بيتالمال ساخته و توليد ميشود تا در جشنوارههاي غربي همچون چاقوي تيز تك لبه عليه كشورمان ارائه گردند؟! حرفمان اين است كه از سينماي مبتذل و پرفسادي كه خود دستاندركارانش بارها و به طرق مختلف بر فسادش صحه گذاشتهاند، انتظار آرماني بودن و انقلابي بودن و دنبالهروي از اهداف انقلاب اسلامي را نداريم يعني اگر روزي هم كورسوي اميدي بود حالا اصلاً نيست، اما آيا نميشود حداقل با كمترين معيارهاي يك مسلمان لائيك هم فيلم ساخت؟! كه بگوييم سينماي كشور اسلامي ايران است؟! آقايان اين يعني ضعف شديد مديريت كه فقطه به شمقدري برنميگردد، بلكه به تمام سازمانهاي متولي توليد فيلم سينمايي مربوط ميشود و بايد يقه فارابي و حوزه هنري و امثالهم را هم گرفت و شاكي شد.
الان تقريباً سه سال است كه از بيداري اسلامي و سونامي كشورهاي عربي ميگذرد اما واقعاً به جز چند همايش، چه تأثيري بر بيداري اسلامي و هدايت كشورها داشتهايم؟! آن وقت سلفيها به اشكال مختلف درحال مصادره بيداري اسلامي براي وهابيون آل سعود هستند ما چه كردهايم؟! در اينجاست كه دغدغه و اولويت سينماي ما ميشود «خانواده محترم»، « من مادرهستم» و شش فيلم توقيفي حوزه هنري و... اگر فقط بودجه اين آثار ضدايراني را كنار بگذاريد ويك حساب سرانگشتي كنيد كه با اين هزينهها چند كارخانه ميتوانستيم تأسيس كنيم و چند جوان بيكار را برسركار بگذاريم، به چند خانواده آبرومند و محتاج وام داد يا در بخش فرهنگي چند كار فرهنگي مؤثر انجام داد؟! بماند كه توليد فيلم يكي از مؤثرترين راههاي اثرگذار جهاني است.
آقايان محترم، مسئولان گرامي! شما در قبال اين غارت بيتالمال مسلمين مسئول هستيد، شما در قبال امضاها، تأييدات و نظارت نكردنهايتان مسئول هستيد، چه برسد به آنكه عمدي هم در كار باشد. انگار سينماي ايران در طول اين سالها فقط شده است كارخانه توليدكننده مهرههاي ضدانقلاب و شهرت بخشيدن به آنها. جعفر پناهي، بهمن قبادي و... باپول مردمي كه در دست مديران و مسئولان افتاده بود به شهرت رسيدند و اكنون به بلندگوي ضدانقلاب و بيگانگان تبديل شدهاند. بايد براي اين مديريت كاري كرد، نميگوييم از فردا بگيريد و ببنديد و بزنيد كه اين كار همان جاهلان و لمپنهايي است كه امروز پز اصلاحطلبي وروشنفكري ميدهند، يعني مسلك همان مخملبافها و اكبرگنجيها. تو رو به خدا اگر واقعاً دلتان براي اسلام و نظام ميتپد، حداقل براي كادرسازي در عرصه سينما گام برداريد، منظور اين نيست كه چند بچهتهراني پارتيدار را با رابطه مثل ارگانهاي ديگر سركار بياوريد يا اينكه از تنها دانشگاهي كه اشتغال برايش تضمين است! نيرو به سينما تزريق كنيد.
سؤال ما اين است در طول اين سي واندي سال از انقلاب چند كارگردان مذهبي و متعهد تحويل سينما دادهايد؟! كه حالا ثمرهاش را ببينيد؟! بعضيها اول مذهبي بودند اما وقتي وارد جو سازماندهي نشده و مديريت نشده سينما شدند كمكم آتششان از غربزده دوآتشه تندتر شد و اين مشكل يك دليل عمده دارد آنها كه به فضاي هنر آشنا هستند با جمعهاي هنري و شبنشيني هنري كه از الزامات اين زندگي است، آشنا هستند شما چقدر سعي كردهايد تا يك فضاي هنري سالم و دغدغهمند در اين محيطها ايجاد كنيد؟! يقيناً اگر ما وارد ميدان نشويم، عرصه را براي جولان ديگران باز خواهيم گذاشت.
آقايان! هنر چيزي نيست كه به زور و زر بتوان آن را به طرف خود جلب كرد. همه فرق فيلمهاي سفارشي و فيلمهايي كه با عقايد نويسنده وكارگردان ساخته شده را ميدانند همانقدر كه شعر حافظ بر روح و روان مخاطب اثر ميگذارد، اشعار پاچهخوارانه برخي شعرا از همان چند بيت اول معلوم است. براي اينكه افرادي همانند حافظ شاعر عارف و توانمند در سينماي ايران بيايند بايد فضاهاي معنوي و مذهبي خارج از ريا و بيلانكاري ايجاد كرد.