حاصل اين فرآيند، شكلگيري گروه كمدرآمد شهري است كه به علت توان پايين اقتصادي نميتوانند در شهر زندگي كنند و به حاشيه روي ميآورند. درآمدهاي اندك حاشيهنشينان كه از طريق دستفروشي، شستن ماشين، كارگري و غيره حاصل ميشود، نميتواند پاسخگوي تمام نيازهاي اوليه آنان مانند خوراك، پوشاك و مسكن باشد، بنابراين حاشيهنشينان براي رفع نيازهاي معيشتي خود دست به انواع جرائم ميزنند. بعد از پيروزي انقلاب، روستاهاي اطراف شهرهاي بزرگ پذيراي طبقه كمدرآمد شدند و اين مناطق به سرعت به دليل افزايش جمعيت توسعه يافتند و تعدادي از آنها به عنوان شهر به رسميت شناخته شدند. اين نقاط غيررسمي در حالي به شهر تبديل ميشوند كه كاركرد اقتصادي خاص و مشخصي ندارند. افراد مسن، بيكار، گروههاي مهاجر و جوانان بدونتخصص ساكن اين مناطق هستند كه ثبات كاري ندارند، در حالي كه خدمات ارائه شده از سوي ساكنان يك شهر جزو تفكيكناپذير از نقش شهر است و منبع اقتصادي به حساب ميآيد كه اهميت لزوم وجود شهر را مشخص ميكند.
كاركرد اين نوع نقاط سكونتي: كاركرد خوابگاهي: مهمترين علت شكلگيري و رشد سكونتگاههاي غيررسمي يا حاشيهاي، گراني قيمت زمين و مسكن در شهر اصلي و ارزاني نسبي آن در اين نقاط است. همچنين نقاط سكونتي حاشيهاي به سرعت و بدون طرح و برنامه قبلي شكل ميگيرند. اين سكونتگاهها فقط كاركرد خوابگاهي دارند و حاشيهنشينان براي اشتغال و گذراندن اوقات فراغت خود مجبورند به شهر اصلي مراجعت كنند.
كاركرد خوابگاهي- كارگري: پس از پيروزي انقلاب اين كاركرد شدت يافته است، زيرا به موجب قانون خروج صنايع آلوده و مزاحم از شهرهاي بزرگ، بخشي از صنايع و كارگاهها در روستايهاي نزديك به شهر اصلي استقرار يافتهاند و اين مناطق را تبديل به سكونتگاه حاشيهنشينان كرده است. از اين رو بخشي از كارگران اين صنايع كه دستمزد كمي دارند، مايلند به خاطر نپرداختن هزينه رفت و آمد در نزديكي محل كارشان سكونت كنند و به علت ارزاني زمين، مسكن و اجاره مسكن در اين نقاط ساكن شوند. بخشي از ساكنان مهاجر در اين واحدهاي صنعتي به صورت كارگر ساده مشغول به كار شدهاند. بدين ترتيب بعضي از نقاط سكونتي غيررسمي علاوه بر كاركرد خوابگاهي، كاركرد كارگري هم دارند. در اين نوع مكانها به علت تمركز فقر، ميزان بعضي از شاخصهاي اجتماعي و اقتصادي چون بيسوادي و كمسوادي، بيكاري، اجارهنشيني، تراكم بالاي جمعيت، وجود اقليتهاي قومي و غيراستاندارد بودن محل زندگي در سطح بالايي است كه خود سبب افزايش ميزان جرم در آن مكانها ميشود. بنابراين سكونت طبقه كمدرآمد در مكانهايي كه ساير گروههاي اجتماعي جذب آن نميشوند، به تمركز فقر ميانجامد و اين موضوع به جدايي طبقه كمدرآمد از ساير گروههاي اجتماعي منجر ميشود و نتيجه آن، تمركز بيشتر فقر و شكلگيري كجرويهاست.