
ارج نهادن به زحمت ديگران، شاد شدن از موفقيت و پيروزيهايي كه توسط يك نفر يا يك جمع براي كشوري به دست ميآيد از جمله كارهايي است كه هر عقل سليمي آن را ميپذيرد و ميپسندد، اما اين اتفاق مانند بسياري ديگر از امور بديهي در ورزش ايران ناديده گرفته ميشود. آنچه در پي ميآيد نه دفاع از عملكرد كسي است و نه به سينه زدن سنگ حمايت از فدراسيوني، تنها واقعياتي است كه اين روزها در ورزش ديده ميشود، واقعيت تلخ وجود عدهاي كه تنها براي به هدف رسيدن خود هر كاري ميكنند.
۱- دو هفته از انتخاب فدراسيون فوتبال به عنوان بهترين و برترين فدراسيون قاره آسيا توسط AFC ميگذرد، اين روزها كسي را نميتوان يافت كه نداند در اين دو هفته چه بر سر علي كفاشيان و فدراسيون فوتبال آمد، كفاشيان و فدراسيون طي اين دو هفته مورد هجوم شديدترين حملات و تهمتها و زشتترين حرفها قرار گرفتند، انگار نه انگار اين فدراسيون فوتبال ايران بوده كه عنوان بهترين آسيا را از آن خود كرده، نه علي كفاشيان. به همين راحتي يك موفقيت ملي توسط خودمان، به دست خودمان و با حمايت تمام رسانهها از راديو و تلويزيون گرفته تا برخي نشريات معلومالحال زير سؤال رفت و آسيا بهتزده به ما نگاه كرد كه چگونه خودمان چوب لاي خرج كارمان ميگذاريم و ديگر نيازي نيست كه بقيه براي پس زدن و عقب راندن ما تلاش كنند و خرج نمايند. خيال آسياييها راحت شد چون به وضوح ديدند كه ما خودمان از پس خودمان برميآييم.
۲- چهارشنبه هفته گذشته يكي از نشريات ورزشي، سينمايي، تصويري از محمد داورزني رئيس فدراسيون واليبال در صفحه اول خود چاپ كرد؛ تصويري كوچك مربوط به ديدار داورزني با رئيس فدراسيون جهاني واليبال. روزنامه مورد اشاره با استفاده از اين عكس مدعي شده بود كه كيسه سفيد رنگ پشت رئيس فدراسيون جهاني كه در عكس به زحمت ديده ميشود هداياي تقديمي داورزني شامل پسته و فرش است به جناب رئيس براي اينكه رئيس فدراسيون موفق واليبال ما را در جمع هيئت اجرايي فدراسيون جهاني FIBA بپذيرند و او عضوي از اين جمع شود، اين برگ ديگري است از آنچه اين روزها در ورزش كشور ديده ميشود، كسي هم پيدا نشد كه سؤال كند چرا داورزني بايد دست به انجام اين كار بزند، مگر واليبال ايران طي سالهاي اخير كم موفقيت كسب كرده كه رئيس فدراسيون براي اثبات حقانيت خود نياز به اهداي فرش و پسته به مسئولان فدراسيون جهاني داشته باشد؟!
ميتوان مثالهاي زياد ديگري هم پيدا كرد اما اين دو نمونه، مواردي بودند كه همين دو هفته اخير اتفاق افتاده و زياد لازم به واكاوي نيست. اتفاق بدي در حال رخ دادن است؛ اتفاقي كه كليد آن قبل از المپيك زده شده و ميرود تا ورزش كشور را به مرز نابودي بكشاند، اتفاقي كه با بركناري رؤساي چند رشته آغاز شد و امروز با پاپوش ساختن براي كفاشيان و داورزني به اوج خود رسيده است.
سناريونويسان اين اتفاق كه دستشان از فدراسيون فوتبال دور مانده و موفقيتهاي واليبال و داورزني هم به آنها كوچكترين ميداني براي عرض اندام در اين رشته نداده است حالا سعي دارند تا با زدن زشتترين اتهامها به اين دو رئيس فدراسيون عملاً آنها را فاسد و رشوهپرداز معرفي كنند و وجهه آنها را در بين اهالي ورزش از بين ببرند.
فراموش نميكنيم كه جرياني در بدنه ورزش كشور به راه افتاده كه سعي دارد با در اختيار گرفتن كل ورزش كاري كند كه مهرههاي خود را در فدراسيونها به رياست برساند،اين جريان در انتخابات فدراسيون فوتبال با تو دهني فوتباليها مواجه شد و همانطور كه اشاره شد در واليبال هم كارنامه داورزني و فدراسيونش آنقدر درخشان بود كه نتوانستند به رغم تمام تلاشي كه براي كنار زدن او انجام دادند راه به جايي ببرند بنابراين چاره را در بدترين و كثيفترين راه ممكن كه همان اتهام زدن و كوچك و ناپاك جلوه دادن موفقيتهاست ديدند.
امروز فوتباليها دل خوشي از كفاشيان ندارند و براي رفتنش لحظه شماري ميكنند،اما همين فوتباليها بايد به هوش باشند كه در زمين ديگران بازي نكنند، امروز نامهاي زيادي براي جانشيني كفاشيان به گوش ميرسد، هر كس هم كه دلش بخواهد در اين خصوص صحبت ميكند ولي فوتباليها بايد به هوش باشند تا يك بار ديگر استقلال خود را به نمايش بگذارند.
امروز در واليبال، جرياني به دنبال اين است تا با بهانه قرار دادن گراني ارز و مسائل اقتصادي شرايط را اينگونه جلوه دهد كه فدراسيون واليبال و داورزني از ادامه همكاري با ولاسكو عاجزند تا به اين ترتيب آدم خود را جانشين مرد موفق واليبال كنند، هوشياري واليباليها بايد دو چندان مردان فوتبال باشد چون به هر حال استقلالي كه در فوتبال ديده ميشود در واليبال نيست و اين يعني خطر!
امروز عدهاي در فوتبال به دنبال آدمهاي خاصي هستند،آدمهايي كه مدتهاست با مصاحبههاي آنچناني سعي دارند وضعيت را وخيم جلوه دهند و خود را ناجي فوتبال معرفي كنند؛ آدمهاي امتحان پس دادهاي كه مهرههايشان از همين امروز براي تصدي پستهاي مهم فوتبال لحظه شماري ميكنند، همانها كه اين روزها زياد از رفتن كفاشيان صحبت ميكنند.
و امروز در واليبال شمشيرها را براي داورزني از رو بستهاند، چون تصور نميكردند كسي غير از خودشان بتواند واليبال ايران را به سرمنزل مقصود برساند، بنابراين تا جايي كه ميتوانند او را تخريب ميكنند اين واقعيت تلخ اين روزهاي ورزش ايران است، ورزشي كه درست پاي تعليق قرار دارد اما كسي حتي اين تعليق را هم باور ندارد.