با وجود اينكه كشورهاي غربي از امريكا گرفته تا اروپا با كمك به توقف جنگ هشت روزه غزه كوشيدند رژيم صهيونيستي را از زير موشكباران گروههاي مقاومت نجات دهند، اما اكنون خود با اين رژيم و ائتلاف حاكم بر آن به رهبري بنيامين نتانياهو درگير شدهاند؛ به گونهاي كه سفراي رژيم صهيونيستي در برخي از كشورهاي اروپايي در اعتراض به سياست شهركسازي جديد تلآويو به وزارت خارجه اين كشورها احضار شدهاند و علاوه بر اين، اغلب اين كشورها در دو قطعنامهاي كه به تازگي در مجمع عمومي رأيگيري شد در جبهه مقابل اسرائيل قرار گرفتهاند. قطعنامه اول در خصوص ارتقاي هيئت نمايندگي فلسطين در سازمان ملل بود كه با ۱۳۷ رأي مثبت به تصويب رسيد و در اين مورد چك تنها كشور اروپايي بود كه به آن رأي مخالف داد و بقيه كشورها يا به آن رأي مثبت يا ممتنع دادند و به همين علت نتانياهو سفر چهارشنبه خود را به خاطر قدرداني از اين كشور از پراگ آغاز كرد.
قطعنامه دوم نيز كه در واكنش به اقدام امريكا در ممانعت از برگزاري كنفرانس خاورميانه عاري از سلاحهاي هستهاي در هلسينكي فنلاند – كه در اصل رژيم صهيونيستي را به عنوان تنها دارنده اين تسليحات مورد هدف قرار ميداد ـ با اكثريت ۱۷۴ رأي مثبت به تصويب رسيد از اين رژيم ميخواهد كه به پنهانكاري هستهاي خود پايان دهد و به عضويت معاهده انپيتي در آيد. همچنانكه از رأي موافق نيز بر ميآيد اغلب كشورهاي اروپايي نيز به اين قطعنامه رأي مثبت دادند.
حال سؤال اين است كه چه عواملي موجب شده است تا كشورهاي اروپايي به اتخاذ يك چنين مواضعي روي آورند؟
در پاسخ بايد گفت كه كشورهاي غربي از امريكا گرفته تا اروپا در هدفگذاري خود به اين جمع بندي رسيدهاند كه در دور دوم رياست جمهوري اوباما مسائل كلان خاورميانه از جمله حل بحران فلسطين را بر اساس طرح دو دولت به پيش ببرند، اما از آنجا كه ميدانند راستگراهاي اسرائيل مانع اصلي بر سر راه اجراي اين طرح هستند لذا با توجه به در پيش بودن انتخابات اسرائيل تمام تلاش خود را براي زمين زدن راستگراها به رهبري نتانياهو و ليبرمن به كار گرفتهاند. هرچند اين كار به طور طبيعي با حمايت از رقباي نتانياهو صورت ميگيرد – سفر اولمرت به امريكا و بازگشت ليوني به صحنه سياست در اين راستاست – اما به نظر ميرسد بالابردن هزينههاي سياست خارجي براي ائتلاف حاكم هم نميتواند بيتأثير باشد و از اين لحاظ اقدامات كشورهاي غربي در فراخواني سفراي اين رژيم يا مشاركت در تصويب قطعنامههاي ضداسرائيلي در سازمان ملل كاملاً براي رأيدهندگان اسرائيلي پيام دارد.
در واقع آنچه غربيها و اروپاييها را به اتخاذ اين رويكرد ديرهنگام وادار كرده، اين است كه اگر طرح جديد شهركسازي تلآويو اجرا شود، ديگر هيچ فرصتي براي حل بحران بر اساس طرح دو دولت وجود نخواهد داشت و در اين صورت اين كشورهايي اروپايي خواهند بود كه بايد تا چند قرن آينده نيز همانند چند دهه گذشته هزينههاي ادامه بحران را بپردازند.
آنچه در اين ميان مسلم است اينكه تنها احضار سفرا نميتواند كارساز باشد و اگر كشورهاي غربي واقعاً در مقابله با دور جديد شهركسازي تلآويو در مناطقي كه براي تشكيل دولت فلسطيني بايد در اختيار آنها قرار داده شود، مصر هستند در اين صورت قاعدتاً بايد از اهرمهاي فشار ممكن عليه اين رژيم استفاده كنند كه از جمله آنها ميتوان به اعمال تحريمهاي سياسي و اقتصادي و نظامي و حمايت از تلاشهاي فلسطينيها براي پيگرد قضايي مسئولان صهيونيستي اشاره كرد، چراكه تنها در اين صورت است كه ميتوان از مصوبه اخير مجمع عمومي سازمان ملل در خصوص ارتقاي موقعيت حقوقي فلسطينيها در سازمان ملل از نهاد ناظر به دولت ناظر غير عضو اميد داشت.