
ليگبرتر به نيمهراه رسيد، ليگي فرسايشي كه حاصلي جز خستگي، فوتبالزدگي و ناراحتي براي هواداران فوتبال نداشت.
خيلي عنوان شده كه ليگ هر كشور آيينه تمامنماي ورزش آن كشور است، بازيكنان در ليگ آماده ميشوند و به مرز پختگي ميرسند و حاصل آن در ردههاي ملي و بازيهاي مهم بينالمللي به نمايش گذاشته ميشود.
هرچند كه اين كوتاه منحصرا فوتبال را در نظر دارد اما آنچه بيان شد در تمامي رشتهها ديده ميشود. واليبال، بسكتبال، كشتي، هندبال و... هر رشتهاي كه ليگ پويا و توانمند داشته باشد تيمملي قدرتمندي را هم راهي ميدان ميكند اين تجربهاي است كه طي سالهاي متمادي به اثبات رسيده است.
اما اين اثبات شده عالم ورزش در فوتبال ايران جايي ندارد، به ليگهاي اروپا نگاه كنيد، مگر نه اينكه اروپاييها و كشورهاي امريكاي جنوبي نيز همزمان درگير رقابتهاي مقدماتي جامجهاني برزيل هستند پس چطور با برنامهريزي منظم تمامي بازيها برگزار ميشود و وقفهاي در انجام ليگها ايجاد نميشود؟ به عنوان مثال تيمي مثل دورتموند هماكنون در سه جام مهم بازي ميكند، بوندسليگا، ليگ قهرمانان اروپا و جامحذفي فوتبال آلمان، در هر سه جام نيز يكي از بهترينها و مدعي است، جالب توجهتر اينكه دورتمونديها و امثال آنها در بارسا، رئال، ميلان، چلسي، منچستر و... تمامي بازيهاي اين سه جام را به صورت همزمان انجام ميدهند و اينطور نيست كه يكي را بابت يكي ديگر تعطيل كنند، خب اين تيمها باز هم به صورت همزمان بازيكنانشان را در اختيار تيمهاي ملي كشورشان قرار ميدهند و جالب اينكه آن تيمها هم نتايج مطلوب و دلخواه خود را كسب ميكنند.
بيان اين واقعيتها هرچند تكراري است اما حقايق تلخي است كه متأسفانه سالهاست در ليگ فوتبال ايران ناديده گرفته ميشود. به همين نيمفصل اول اين فصل نگاه كنيد، آيا ميتوان از مجموع تيمهايي كه در ۱۷ هفته مثلاً فوتبال بازي كردند يك تيمملي قدرتمند تشكيل داد و بيرون آورد؟
آيا ميتوان اميد داشت كه تيمهاي برتر اين نيمفصل مثلا در فوتبال ليگ قهرمانان آسيا خوش بدرخشند؟ بيترديد پاسخ منفي است، پاسخ منفي است چون اساس كار ليگ با مشكل روبهرو است، ليگ فوتبال ايران درست برنامهريزي نميشود، اينقدر بيبرنامه كه حتي برخي تيمها به خود اجازه ميدهند حتي بازي خود را به تعويق بيندازند.
ليگ با كوچكترين برنامه فوق برنامهاي تعطيل ميشود و اين سبب افت كيفي تيمها و نزول سطح آمادگي بازيكنان ميشود، در همين نيمفصل گذشته به بهانههاي مختلف تعطيل شد و اين ثمري نداشت جز فاصله گرفتن تيمها از شرايط آرماني و اين درست همان چيزي است كه به تيمملي ضربه ميزند.
ليگبرتر فوتبال ايران، ليگي است نه براي رشد فوتبال و توانمندي تيمملي، بلكه ليگي است براي ضربه زدن به فوتبال و تضعيف تيمملي، اين را ميتوان در نوع بازيهاي باشگاهي و نتايج تيمملي به وضوح مشاهده كرد. جايي كه باشگاهها فوتبالي كسلكننده ارائه ميدهند و تيمملي نتايج نااميدكننده و شكست تقديم هواداران ميكند. بيان اين واقعيات هرچند تكراري اما ضروري است، نيمفصل اول به پايان رسيد و چيزي بابت آن عليه فوتبال ايران نشد، ميتوان باز اميد بست كه فوتبال در نيمفصل دوم از خواب بيدار شود. ميتوان اميد داشت كه نيمفصل دوم، نيمفصل متفاوتتر از آنچه گذشت باشد.