
شايد اين تعبير كه «كربلا در كربلا ميماند اگر زينب (س) نبود» واضحترين عبارتي باشد كه نقش حضرت زينب(س) را در بيداري و هوشياري جامعه اسلامي پس از واقعه كربلا بيان دارد. پس از شهادت سيد و سالار شهيدان و ياران با وفايش در كربلا و بيماري حضرت سجاد(ع) اين حضرت زينب (س) بود كه بايد علم بصيرت در جامعه را برپا ميساخت و به امت اسلامي ميگفت كه نادانيها و بيبصيرتيها تا كجا ميتواند پيش رود كه حتي فرزند رسول الله (ص) در سال ۶۱ هجري توسط سپاه به اصطلاح خليفه اسلامي به فجيعترين شكل ممكن به شهادت برسد.
راه و روش حضرت زينب (س) در انتقال حقايق واقعه كربلا به گونهاي بود كه تنها چند سال پس از واقعه كربلا، كوفه به شهر توابين و خونخواهان حسيني تبديل شد و پايه حكومت امويان براي هميشه درهم شكسته شد. اگرچه هيچ واقعهاي را نميتوان در مقام قياس با حادثه كربلا آورد اما توجه به وقايعي كه در صدر اسلام رخ داده است و عبرتگيري از آنها همواره براي دنياي امروز ما راهگشاست و به نظر ميرسد كه يكي از درسهايي كه ما بايد از سيره و روش عقيله بنيهاشم(س) كسب كنيم، همين راه و رسم بصيرتافزايي در جامعه است. دستگاههاي تبليغاتي اموي در شام و كوفه آنچنان ريشه دوانده بودند كه به راحتي فساد يزيد را مخفي ميكردند و مقابله با چنين دستگاه تبليغاتي درسي است كه ما بايد از پيامآوران كربلا بگيريم تا در جنگ نرم امروز موفق باشيم به ويژه در فتنههاي سياسي ما بايد همان رويكرد زينبوار را مطمح نظر قرار دهيم و بر منهج زينبي وقايع را براي جامعه بازگو نماييم.
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در خصوص شأن و جايگاه حضرت زينب (س)در ابلاغ پيام كربلا ميفرمايند: اين زن است كه الگوست؛ الگو براى همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسيبشناسى ميكند، ميگويد شماها نتوانستيد در فتنه، حق را تشخيص بدهيد، نتوانستيد به وظيفهتان عمل كنيد، نتيجه اين شد كه جگرگوشه پيغمبر سرش روى نيزه رفت. عظمت زينب(س) را اينجا ميشود فهميد، اما به زعم راقم اين سطور آن چيزي كه بيش از پيش حضرت زينب(س) در فرآيند هوشياري جامعه اسلامي برآن تأكيد داشتند، فطرت انسانها و جامعه اسلامي بود. نگاهي به خطبه شجاعانه حضرت زينب (س) در دستگاه خلافت يزيد در شام نيز همين مسئله را نشان ميدهد كه راه بازگشت، هوشياري و بيداري جامعه اسلامي زدودن زنگارهاي فطرت انساني است.
در لهوف سيدبن طاووس آمده است كه حضرت زينب(س) يزيد را خطاب قرار ميدهد و ميفرمايد: هر آنچه ميخواهي مكر و فريب و سعي خود را به كار گير، ولي بدان كه هر چه تلاش و مكر به كارگيري، باز هرگز توان آن را نداري كه ذكر خير ما را از يادها بيرون ببري. هرگز قدرت نداري كه وحي ما را نابود و ذكر ما را خاموش سازي و به آرزوي پليد و ديرينه خود نائل شوي. سعي و تلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ و عار اعمالت را از دامنت پاك سازد.
امروز نيز تمام تلاش دستگاههاي تبليغاتي دشمنان ما آن است كه خاطره تاريخي فتنهها را از ملت ما بگيرند. آنها معتقدند جامعه ايران براي همسو شدن با غرب بايد شستوشوي مغزي شود و تمام ارزشها و انگارهاي آن دستخوش تغيير گردد، حتي در عرصه سياسي نيز ما ميبينيم كه آنها به دنبال از بين بردن خاطره مردم از فتنه ۸۸ و آب كشيدن گناهان مجرمين اين فتنه هستند.
آنها در پي آن هستند كه پروژه براندازي سال ۸۸ را يك دعواي سياسي جا بزنند كه در اين دعوا نيز حق و باطلي وجود ندارد و دو طرف مجرم بودهاند و در نهايت نيز راه براي حضور دوباره فتنهگران در عرصههاي سياسي باز ميماند.
پس بايد گفت كه نياز امروز ما آسيبشناسي زينبوار فتنههاي گذشته و رخدادهايي است كه در آن حق و باطل خلط شده است. بصيرتافزايي نياز واقعي امروز ما براي عبور از ميدان جنگ نرم است و محور بصيرت نيز بايد توجه دادن جامعه به فطرت پاك و الهي باشد.