
برد هفته اول برابر نفت آبادان هم گويا اتفاقي بيش نبود. ليگ دوازدهم براي پرسپوليس از همان بازي با فجر در هفته دوم شروع شد. بازي با فجر و شكست سنگين ۳ بر ۲ كه خيلي زود، زنگ خطر را براي سرخپوشان به صدا درآورد. زنگ خطري كه البته از آغاز تا پايان نيم فصل اولي كه با ناكامي شروع و تمام شد، گوش هيچ يك از مسئولان پرسپوليس را تحريك نكرد.
يك نيم فصل گذشت. اما پرسپوليس حتي نتوانست به رتبهاي تك رقمي دست يابد. رتبهاي كه شايد كمترين حق اين تيم و هوادارانش بود. در آخرين بازي برابر تراكتور، ميشد تحولي اندك، در پاسهاي تك ضرب بازيكنان ديد. پاسهايي كه كمتر بين بازيكنان حريف لو ميرفت. اما اين، تنها تحول تيمي بود كه يك نيم فصل وقت خواسته بود و دست آخر هم در آزادي و زماني كه هوادارانش تصور ميكردند قرار است با خاطرهاي خوش نيم فصل را به پايان ببرد و براي نبردي دوباره در نيم فصلي ديگر آماده شود، باز هم به همان راه قديمي رفت تا باز هم در نيم فصلي كه تمام ناكاميهاي عمر خود را تجربه كرده بود، ناكام بماند.
بعد از يك انتظار طولاني هفده هفتهاي كه برگزار شد و دهها هفتهاي كه ما بين اين هفده هفته، حيف و ميل شد، پرسپوليس باز هم نتوانست پرسپوليس شود و مانوئل، همچنان وقت ميخواهد. شايد براي خراب كردن كلي و ساختني دوباره ! هزاران هواداراي كه دوشنبه شب براي بدرقه پرسپوليس به تعطيلات نيم فصل راهي ورزشگاه شده بودند، باز هم مغموم و با سرهاي پايين، آزادي را ترك كردند. آن هم با يك دنيا نااميدي. نااميدي از شروع نيم فصلي دوباره و ايجاد تغييراتي در پرسپوليس. در نيم فصل اول سرخپوشان بارها و بارها زمان داشتند براي آنكه از قافله مدعيان جا نمانند. اما مانوئل هر بار وعده نيم فصل را داد و حالا معلوم نيست در اين اندك تعطيلات نيم فصل قرار است اتفاقي رخ دهد كه در نيم فصل اول فرصت رخ دادن آن وجود نداشته، چيزي است كه شايد تنها مانوئل از آن خبر دارد.
اما مهمتر از وعدههاي مانوئل كه تا كنون هيچ يك محقق نشده و اميدي هم به محقق شدن آن نيست، اظهارات رويانيان است كه از ايتاليا مخابره ميشود؛ اظهاراتي كه بيشتر جاي تاسف دارد تا خوشحالي.
رويانياني كه از همان هفته دوم، زنگ خطر را شنيد و خود را به نشنيدن زد، حالا بعد از آخرين ناكامي پرسپوليس در نيم فصل اول، از برگزاري جلسه كميته انضباطي خبر ميدهد. جلسهاي كه هنوز فراموش نكردهايم مرتبه قبلي آن با چه شايعاتي شروع شد و با چه نتيجهاي پايان يافت. جلسهاي كه باز هم خبر تشكيل آن، شايعه اخراج مانوئل پرتغالي را سر زبانها مياندازد و بعيد نيست كه بعد از برگزاري، نشان لياقت را روي سينه اين پيرمرد پرتغالي سنجاق كند. هرچند كه اگر اين تو بميري، ديگر از آن تو بميريها نباشد و قرار باشد در اين جلسه اخطاري جدي به اين مرد پرتغالي داده شود يا حتي به راستي قرار است خط قرمز كشيده شود روي نام او، آيا امروز و بعد از حيف و ميل شدن يك نيم فصل، زمان مناسبي است براي گرفتن چنين تصميمي؟
رويانيان يك نيم فصل را با تمام ناكاميها و تمام اصرارها و مشاورهها و خواهشها، به مردي كه هيچ نتيجه مثبتي براي پرسپوليس نداشت فرصت داد و هر بار هم از بهانههاي نا آشنايي اين مربي با تيم و بازيكنان، حتي تا هفته آخر حمايت كرد. حال قرار است چه كسي به جاي او بنشيند كه با يك تيم ناكام مطلق، آنقدر آشنايي داشته باشد كه بتواند بهتر از مانوئل در نيم فصل اول نتيجه بگيرد. جاي مانوئل روي نيمكت پرسپوليس نبود و اين مسئلهاي نيست كه بتوان منكر آن شد. اما زمان گرفتن اين تصميم، خيلي مهم است و يك تصميم اشتباه ديگر از سوي رويانيان، ميتواند شرايط اين تيم را به مراتب بغرنجتر از نيم فصل اول ميكند كه سرتاسر آن، به ناكامي گذشت به جز هفتههايي كه پرسپوليس به راستي خوش شانس بود.
پرسپوليس در طول نيم فصل اول ناكام بود و ناكام ماند و با شرايطي كه پيش روي اين تيم است، بيشك تا پايان ليگ، با همين ناكامي ميماند!