خبرگزاريهاي رويترز، آسوشيتدپرس، فرانسه و شبكههاي تلويزيوني بيبي سي، ان بيسي نيوز، سيبياس، فرانس ۲۴، اسكاي نيوز، راشاتودي، صداي امريكا، المنار، العربيه و الجزيره و روزنامههاي ديلي تلگراف، نيويورك تايمز، واشنگتن پست، وال استريت ژورنال، هاآرتص، تايمز اسرائيل، جروزالمپست، المصريه اليوم، اليوم السابع، الاخبار، القبس، العرب، البيان و الحيات از جمله رسانههايي هستند كه در همان دقايق اوليه خبر مربوط به اين پهپاد را منتشر كردند.
بايد توجه كرد كه اين مقدار تنها چند نمونه از مجموع گسترده رسانههايي است كه در همان دقايق نخست خبر اسكن ايگل گرفتار در دست ايران را منتشر كردند. انتشار وسيع اين خبر تنها حكايت از اهميت موضوع ندارد، بلكه نكته مهم در توانمندي نظامي ايران است كه رسانههاي مختلف با وابستگيهاي سياسي گوناگون با انتشار اين خبر به نحوي معترف به آن هستند.
با دقت در اخبار اين رسانهها معلوم ميشود كه هيچ يك از آنها ترديدي نسبت به اصل خبر ندارند و تنها تلاش آنها اين بوده كه بنا بر ديدگاه سياسي خود به تنظيم خبر بپردازند. در حالي كه برخي از رسانههاي ضد ايراني از واژه «سقوط» پهپاد در تنظيم خبر استفاده كردهاند، برخي ديگر واژههاي «تسلط» ايران بر پهپاد يا «رهگيري و شكار» (Intercept) را در تنظيم خبر به كار بردهاند. به نظر ميرسد كه اين تنوع و دقت خاص از به كار بردن واژهها به معناي سردرگمي رسانهها در انعكاس خبر مربوط به اسكن ايگل امريكايي است و وضعيت مشابهي در واكنش مسئولان امريكايي نيز ديده ميشود.
اين طبيعي است كه مسئولان سياسي امريكايي همانند شكار و اسارت آر كيو ۱۷۰ در يك سال قبل سياست سكوت را در پيش بگيرند، اما مسئولان نظامي آن نتوانستند در برابر حجم پوشش رسانهاي ساكت بمانند و نسبت به آن واكنش نشان دادند. مسئولان نظامي امريكا مستقر در خليج فارس نخست مدعي شدند كه هيچ گزارشي از مفقود يا از دست دادن پهپادي دريافت نكردهاند، اما سپس مجبور شدهاند به نحوي ديگر سخن بگويند و مدعي شدند كه اسكن ايگل قبل از اين در دريا سقوط كرده بود و احتمال دارد ايران قبل از اين يكي آن را از آب گرفته تا در سالگرد تصرف آر كيو ۱۷۰، اين پهپاد را به نمايش بگذارد. اين بخش از سناريوي امريكايي توسط فرمانده جيسون سالاتا، از فرماندهان ناوگان پنجم امريكا در خليج فارس، به نمايش درآمد و مرحله بعد در اين ادعا بود كه كشورهاي منطقه نظير امارات نيز اين نوع پهپادها را در اختيار دارند.
سردرگمي به صورت روشن در واكنش مسئولان نظامي امريكا امريكا مشهود است، زيرا آنان از يك سو نميتوانند همانند سال پيش مدعي تكذيب اصل خبر شوند و از سوي ديگر، بايد به هر نحو كه شده پرستيژ نظامي امريكا را در برابر رسانهها حفظ كنند. نكته مسلم در توان نظامي ايران براي مقابله با پهپادهاي امريكايي است به صورتي كه نه تنها قادر به رهگيري آنهاست بلكه ميتواند در موقع مناسب با تجاوز هوايي آنها مقابله كند و حتي آنها را تحت تسلط خود در آورد. براي توجه به اين موضوع بايد به مقابله و كنترل آر كيو ۱۷۰ در سال گذشته، رهگيري و مقابله نظامي با پهپاد امريكايي در حدود يك ماه پيش اشاره كرد و علاوه بر اين، بايد به پرواز پهپاد ايوب بر فراز اسرائيل و نفوذ در عمق ۱۰۰ كيلومتري آن در حدود دو ماه پيش نيز توجه كرد.
پرواز ايوب نشان داد كه ايران تنها قادر به مقابله با پهپادهاي امريكايي يا هر كشور ديگري نيست بلكه ميتواند پهپاد را در مناطقي دورتر از سرزمين خود به پرواز در آورد. مجموعه اين عوامل باعث ميشود تا به محض انتشار خبر اسكن ايگل ديگر كسي شك و ترديد نسبت به توان ايران در عرصه تكنولوژي مربوط به پرواز پهپادها نداشته باشد. اين امر به معناي آن است كه ايران حدود توان نظامي خود را از عرصه متعارف فراتر برده و پا به عرصهاي به طور كامل نوين گذاشته است. اگر حدود متعارف را كلاس مدرن نظامي بدانيم كه محصول قرن گذشته بود، حدود نوين را بايد كلاس پست مدرن نظامي بخوانيم كه محصول عصر مابعد مدرن تكنولوژي است و ايران توانسته در اين عرصه حضور خود را ثابت كند.