عجيبتر اينكه اين خبر را قطريها براي اولين بار اعلام كردند و در حالي كه تمام فوتبال ايران، فدراسيون كشور و رئيس آن را متهم به ناپاكي ميكردند و به نوعي خودزني دستهجمعي مشغول بودند، قطريها خبر دادند كه فوتبال ايران قرار بوده صاحب دو جايزه در آسيا شود، اما لابي ژاپنيها قويتر بوده تا يكي از جوايز ايران را به نام خود بزنند.
اين واقعيت فوتبال ايران است. در طول تاريخ فوتبال كشور كه نگاه كني متوجه ميشوي كه ما همواره پيروزيها و كسب افتخارات بينالمللي را كوچك قلمداد كردهايم و از شكستها كوه ساختهايم. البته نبايد فراموش كرد كه گاهي اوقات پيروزيهاي كوچك را هم به مثابه موفقيتهاي بزرگ قلمداد كردهايم و از اصل ماجرا غافل شدهايم. واقعيت فوتبال اين است كه تمام افرادي كه در آن مشغول هستند تا زماني كه صندليشان را دارند همه چيز را زيبا ميبينند اما به محض آنكه از محل رياستشان دور ميشوند همه چيز سياه و منفي ميشود.
طي چند روز گذشته تمام فوتبال به علي كفاشيان و فدراسيون تاختند، رؤساي قبلي فدراسيون فوتبال كسب عنوان بهترين آسيا را به سخره گرفتند، مربيان بزرگ و كوچك آن را حاصل رشوه و تباني عنوان كردند، در بين علاقهمندان به فوتبال به ندرت كسي يافت ميشد كه بابت كسب اين افتخار به خود ببالد در يك كلمه فدراسيون فوتبال و علي كفاشيان در اين موفقيت تنهاي تنها بودند،به تنهايي هم آن را به جشن نشستند و تنها نظارهگر تهمتهايي بودند كه از سوي ريز و درشت فوتبال به بدترين شكل و با بدترين الفاظ به آنها زده ميشد.
اما امروز قطريها با بيان يك خبر ما را به فكر فرو ميبرند كه اگر كفاشيان توانايي اين را داشته كه با لابي و رشوه عنوان بهترين فدراسيون آسيا را از آن خود كند پس چرا نتوانسته اين كار را براي فوتسال يا حتي علي كريمي كه تنها با هشت رأي كمتر نسبت به بازيكن كرده (بازيكن كره ۱۰۲ رأي كسب كرد و كريمي ۹۴ رأي) عنوان بهترين را از دست داد نكرده است؟
قبلاً گفتيم كه اگر اين عنوان نصيب كشوري ديگر مانند همين قطر ميشد بدون اينكه كوچكترين اتهام را متوجه خود كنند آن را جشن ميگرفتند و جالبتر اينكه همه ما ميدانيم كه آنها حاضرند براي تصاحب چنين مقامي، چه خرجهايي بكنند و چه لابيهايي انجام دهند. اين واقعيت تلخ فوتبال ماست كه حتي حاضر به قبول پيروزي نيستيم و بلافاصله زحمات خود را با اتهام و شايعه كمرنگ جلوه ميدهيم. در اينكه فوتبال ملي و باشگاهي ما دچار مشكلات ريز و درشت است هيچ مشكلي نيست، اما تمام اين مشكلات، شكستها و ضعفها دليلي بر آن نميشود كه خودمان موفقيت كسب شده به نام ايران را اينگونه زير سؤال ببريم.
آقاياني كه امروز در بيرون فدراسيون فوتبال اين موفقيت را زير سؤال ميبرند، تنها به اين خاطر ناراحت هستند كه نميتوانند از آن به سود خود بهرهبرداري كنند، آنها نه نگران فوتبال هستند و نه به اعتلاي آن فكر ميكنند تنها حسرت اين را ميخورند كه چرا پستي در فدراسيون ندارند تا به وسيله آن جهت اين افتخار به عالم و آدم فخر فروشي كنند.
خبري كه قطريها آن را منتشر كردند، خبري بود كه ميتواند بزرگ و كوچك فوتبال را به فكر بيندازد، به اين فكر كه چرا تبر برداشتهايم و به ريشه خود ميزنيم، به اينكه چرا همه دوست داريم موفقيتها فقط به نام خودمان نوشته شود و به اينكه چرا همه دوست دارند نام خودشان مطرح باشد نه نام ايران.