
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، بانكيمون در گزارشي به شوراي امنيت اين سازمان گفت، ۳ هزار و ۱۲۲ نفر از اعضاي سازمان مجاهدين به كمپ «ليبرتي» در عراق منتقل شدهاند اما صدها نفر از آنها همچنان در اردوگاه اشرف باقي ماندهاند. برخي از اعضاي سازمان منافقين در ماه فوريه به اردوگاه جديدي در عراق منتقل شدند تا سازمان ملل متحد درخواست پناهندگي آنها به كشورهاي ديگر را به جريان اندازد. دبير كل سازمان ملل در اين گزارش خطاب به شوراي امنيت گفت: «بدون تعهد قوي كشورهاي عضو براي پذيرش ساكنان قبلي اردوگاه اشرف نميتوان به راهحلي پايدار اميدوار بود.» وي همچنين افزوده است: «من از كشورهاي عضو ميخواهم هر چه زودتر به ساكنان اين پايگاه پيشنهاد پناهندگي بدهند و آنها را تحت حمايت بينالمللي قرار دهند.»
اين موضع دبيركل سازمان ملل كه در تناقض آشكار با اهداف مقرر و اعلاميهها و قطعنامههاي رسمي سازمان ملل گرفته شده است، سؤالات زيادي را در اذهان و افكار عمومي جهان و مردماني كه دل به احقاق حقوق خود از مسير سازمان ملل متحد بستهاند، به وجود ميآورد، هر چند پيكره حقوقي سازمان ملل پيش از اين نيز دچار خدشه و ساختار بدون چارچوب واقعي آن براي افكار عمومي آشكار شده بود.
تبديل بانكيمون به ابزار سياسي نظام سلطه اقدام اخير دبيركل سازمان ملل كه حلقهاي از زنجيره دهها سال ظلم سازمان ملل به ملتها و دولتهاي مستقل محسوب ميشود، اگرچه در شكل و محتوا بسيار تكراري شده است، اما كيفيت موضعگيري اخير بانكيمون به گونهاي بود كه ديگر براي همگان ثابت شد «بزرگترين دروغ تاريخ بشريت، سازمان ملل و اهداف تعريفي آن توسط دولتهاي غربي است»؛ دروغي كه تا امروز جبهه استكبار آن را ابزار قدرتمندي خود كرده و با نقاب حقوق بشر و پشت اهداف جعلي و خودساخته سازمان ملل، از ريختن خون ميليونها انسان بيگناه هم هيچ ابايي ندارد و به راحتي خون هزاران نفر را پايمال ميكند. درخواست اعطاي پناهندگي به منافقين آن هم از سوي دبيركل سازمان ملل كه متأسفانه خود را تبديل به عروسك خيمهشببازي چند قدرت غربي كرده است، يعني پايمال كردن خون هزاران انسان بيگناه كه توسط منافقين در ايران ترور شدهاند و به شهادت رسيدهاند، يعني مشروعيت دادن به منافقيني كه به راحتي ترور انسانها را در برنامه خود ميگنجانند و از اوايل انقلاب تاكنون هزاران ايراني را ترور كردهاند و قطعاً در آينده نيز اين قبيل كارها را انجام خواهند داد.
اين رفتار بانكيمون ثابتكننده آن است كه وي تبديل به ابزاري شده براي نگهداري ساير ابزارهاي نظام سلطه، به عبارتي بانكيمون ابزار سياسي است براي نگهداري منافقين كه ابزار ترور به شمار ميروند. اين رفتارها زماني تعجب را بيشتر برميانگيزد كه مشاهده ميكنيم هنگام اعدام برخي از محكومان به قصاص، مفسدين فيالارض يا قاچاقچيان مواد مخدر در ايران، داد و فرياد و فغان از تمام روزنههاي سازمان ملل و دبيركلش و ساير رئيس و روساي خودفروخته آن بلند ميشود كه دموكراسي و حقوق بشر در ايران نابود شد! اين رويكردهاي متناقض در ميان مديران سازمان ملل گرچه تكراري و غيرعقلاني است، اما آقاي بانكيمون بايد پاسخ دهد كه چه توجيهي براي مشروعيت دادن به منافقين دارد و حمايت از منافقين آيا كمترين سنخيتي با حقوق بشر و دموكراسي دارد؟
آيا وي از اقدامات تروريستي منافقين بيخبر است؟ يا كشتار انسانها توسط اين گروهك را ترور و نقض حقوق بشر نميداند؟ يا آنكه خود حامي ترور و اقدامات تروريستي است و در مسير خواستهاي نظام سلطه خصوصاً امريكا، اسرائيل و انگليس قصد حمايت از منافقين را دارد؟
احمد شوهاني از اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس نهم با يادآوري عملكرد سياسي و ضعيف دبير كل سازمان ملل در مسائل مختلف جهان در اين زمينه معتقد است: «امروز جهان ما دستخوش ناآراميها، ظلمها و اغتشاشات بزرگتري است كه گروهك منافقين در ميان آنها ناپيداست و تنها منطق بانكيمون در اهميت دادن و نگراني نسبت به آينده گروهك منافقين، سرسپردگي وي به قدرتهاي حامي اين گروهك تروريستي است.»
در روابط خود با هر دولتي كه به منافقين پناهندگي اعطا كند، تجديدنظر ميكنيم
محمدحسن آصفري يكي ديگر از اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي نيز در گفت و گو با خبرنگار روزنامه جوان در اين باره گفت: آقاي بانكيمون پيش از اين نيز صلاحيت خود را زير سؤال برده بود و اين ادعا با نگاهي به سكوت ايشان در برابر كشتار مردم بحرين توسط آلسعود و آلخليفه، مردم سوريه توسط تروريستها و قتل عام مردم ميانمار ثابت ميشود.
وي افزود: اما موضعگيري اخير دبيركل سازمان ملل و درخواست وي از كشورها براي اعطاي پناهندگي به منافقين، هيچ جاي شك و شبههاي باقي نميگذارد كه بانكيمون با سياسيكاري در مسير خوشخدمتي به امريكاييها افتاده است و اين هدفي بود كه پيش از اين امريكا به دنبال تحقق آن بود.
اين نماينده مجلس تأكيد كرد: جاي بسيار تعجب است كه چرا سازمان ملل كه بايد مبارزه با جنايت و تأمين امنيت در سطح جهان را سرلوحه كاري خود قرار دهد، در برابر مشكلات جهان و جنايات دردناك در افغانستان، بحرين و غزه سكوت ميكند و در مقابل يك اقدام كاملاً متناقض با اهداف بينالمللي، به نفع افرادي قدم برميدارد كه تروريست بودن آنان ثابت شده است.
وي با بيان اينكه حركت اخير بانكيمون ساختار سازمان ملل را بيش از پيش زير سؤال برد، گفت: دبيركل سازمان ملل براي اين كار خود بايد پاسخگوي خانوادههاي شهداي ترور در ايران كه تعداد اين شهدا بيش از ۱۷ هزار نفر است، باشد و بگويد با چه رويكردي از منافقين و تروريستهايي كه با گستاخي تمام آدمكشي را سرلوحه كاري خود قرار دادهاند و ترور را ابزار رسيدن به مقصد خود ميدانند، حمايت ميكند؟
اين عضو كميسيون امنيت ملي خاطرنشان كرد: قطعاً در روابط ما با هر دولتي كه به منافقين پناهندگي اعطا كند، خدشه وارد ميشود و علاوه براينكه چنين دولتهايي بايد در برابر دولت و ملت ايران پاسخگو باشند، ما سطح مبادلات و روابط خود با آن كشور را مورد ارزيابي مجدد و تجديدنظر قرار خواهيم داد.