
براي توليد فيلمهاي مستند داستاني وجود يكسري ملزومات مانند سوابق و مستندات تصويري، صوتي و مكتوب از فرد يا حادثه مورد نظر جزء لاينفك و به نوعي شرط لازم است. ساخت و توليد تصاوير امروزي با حال و هواي روزگار گذشته آن هم فضايي مثل هشت سال دفاع مقدس، با رعايت مباحثي كه بيننده را به اشتباه بيندازد كه آيا فيلم مستند است يا تازه توليد شده، كاري بس مهم و البته بزرگ است. درام مستند «آخرين روزهاي زمستان» به نويسندگي و كارگرداني محمدحسين مهدويان و تهيهكنندگي حبيبالله والينژاد تهيه و توليد شده است. اين اثر جالب و ديدني با پرورش و بازتوليدي دوباره از زوايا و بخشهاي مختلف زندگي شهيد حسن باقري ساخته شده است. اين درام مستند كه نوع جديد و تازهاي از روايت تصويري و مستند را ارائه ميكند در ۱۰ قسمت ۵۰ دقيقهاي تهيه و تدارك ديده شده است. فيلم مستند «آخرين روزهاي زمستان» با تدبير و تكنيكي جالب و اثرگذار توليد شده است. در اين اثر، كار با تركيب و تلفيق اثري مثل برنامه مستند روايت فتح كه با همت سيدشهيدان اهل قلم شهيد سيدمرتضي آويني تهيه شده بود و همچنين با قالب و كيفيت دوربينهاي فيلمبرداري قديمي (۱۶ ميليمتري) به سبك فيلمهاي سينمايي دهه شصتي، با آن نوع از كيفيت صوتي و تصويري تهيه شده است.
در اينجا شايد لازم باشد كه قدري شهيد غلامحسين افشردي يا همان حسن باقري معروف و مشهور را معرفي كنيم. شهيد حسن باقري (غلامحسين افشردي) در ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ مصادف با سالروز ميلاد امام حسين(ع) در حوالي ميدان خراسان شهر تهران به دنيا آمد. در خرداد ۱۳۵۸ در كميته انقلاب اسلامي و برخي نهادهاي ديگر فعاليت داشت و با انتشار روزنامه جمهوري اسلامي، همكاري فعال خود را ابتدا به عنوان خبرنگار و سپس دبيري سرويس فرهنگي- سياسي با اين روزنامه آغاز ميكند. او در اين برهه زماني كارش آنقدر توانايي، تسلط و پيگيري از خودش نشان داد كه مسئولان روزنامه را مجاب كرد تا مسئوليت اخبار بخش تهران اين سرويس را به او واگذار نمايند. شهيد باقري در همان موقع و به صورت موازي در امتحان ورودي (كنكور) سال ۵۸ دانشگاه شركت كرد و با كسب رتبه ۱۰۴ در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران قبول شد.
شهيد باقري با توجه به اينكه هيچ علاقهاي براي انجام امورات نظامي نداشت، اما به خاطر اقتضائات زمانه و بالاخص دستور بسيج عمومي ولي زمانش، حضور در جبهه و پشت خاكريز را ارجحتر از كسب تحصيل در دانشگاه تشخيص داد. شهيد باقري به سرعت خودش را با شرايط ويژه و جديد پيش آمده براي خود و كشورش تطبيق داده و پس از اندكزماني تبديل به جوانترين فرمانده تاريخ جنگ شد. اواخر سال ۵۸ بود كه اين نابغه پس از كشف توسط مقام معظم رهبري، به محسن رضايي و تحت عنوان يك نيروي جوان و زبده معرفي ميشود كه بعد از قبولي و احراز سطح مورد نظر مسئولان وقت سپاه، وارد اين نهاد انقلابي ميشود. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شده و در زمينه شناسايي و مقابله با گروهكهاي منحرف و وابسته، فعاليت خود را ادامه ميدهد. در اين واحد بود كه نام مستعار «حسن باقري» براي او در نظر گرفته شده و از آن روز همه او را با اين نام ميشناختند. حسن باقري مؤسس واحد اطلاعات و عمليات سپاه است. او از ابتداي ورودش به اهواز در پايگاه منتظران شهادت به منظور دستيابي به اطلاعات مناسب از موقعيت دشمن، به همراه عناصر اطلاعاتي شروع به جمعآوري نقشهها و پياده كردن وضعيت مناطق عملياتي روي آن نقشهها كرد. شهيد باقري همانند يك نظامي كاركشته و خبره، استعداد بالايي در تحليل اطلاعات دشمن و پيشبيني حركات احتمالي ارتش عراق در آينده داشت. وي در خلال انجام امورات سنگين و خطيرش توجه زيادي به كادرسازي و تربيت نيرو براي فرماندهي داشت، از اين رو بود كه در اثناي انجام اموري زمانبر مانند كسب اطلاعات از خطوط و تحركات دشمن، فرماندهي نيروهاي تحت امر و شركت در جلسات فرماندهان، شروع به تربيت افراد و نيروهايي زبده در ردههاي گوناگون و متنوع نظامي براي مقابله توانمندانهتر با دشمن كرد. مهدي زينالدين از جمله معروفترين پرورشيافتگان مكتب و مدرس اوست، بعدها همين شهيد زينالدين در اوج جواني به فرماندهي لشكر ۱۷ عليبنابيطالب(ع) رسيد. موفقيت نيروهاي مسلح ايران با استفاده از روش توسعه تجربي حاصل شد كه حسن باقري از متخصصين و مبدعين آن بوده است. اين روش موجب تدوين نظام دفاعي شامل انديشه دفاعي، اصول و قواعد عمليات، دكترين نظامي و اصول و قواعد رزم براي ايران گرديد كه مستندسازي تجارب، مفهومسازي تجربي و توسعه دانايي محور اساسي اين روش به شمار ميآيد.
موضوعي كه در رابطه با اين مستند داستاني بايد گفت اين است كه تصاوير و بازيگران آنقدر حقيقي و خوب كار را انجام دادهاند كه اگر چهره اصلي شهيد باقري، زينالدين و آقايان محسن رضايي و رحيم صفوي براي بينندگان آشنا و قابل دسترس نبود، كمترين ظني براي بيننده باقي نميماند كه كاراكترها همگي واقعي هستند و اين فيلم۱۶ ميليمتري در دوران هشت ساله دفاع مقدس تهيه و توليد شده است اما واقعيت اين است كه اين كار با تلفيقي زيركانه و هنرمندانه از فيلمها و صوتهاي مستند دهه شصتي با تصاوير توليد شده در زمان حال به وجود آمده است. اين كار به خوبي نشان ميدهد كه ظرفيت انجام و توليد چنين آثاري در نزد كارگردانان تواناي كشورمان نيز وجود دارد و فقط فيلمسازان هاليوودي نيستند كه ميتوانند آثار تخيلي و نه واقعي مثل «نجات سرباز رايان» را توليد كنند چراكه در اين اثر ارزشمند، هم شخصيت اصلي فيلم واقعي است و هم قصه روايت شده در اين فيلم مستند داستاني كه تفاوت بسياري با تخيل، خيال، وهم، افسانه و آرزو دارد. پخش درام مستند «آخرين روزهاي زمستان» از هفتم مهر ماه در شبكه اول سيما جمعهها ساعت ۲۰ و تكرار آن روز سهشنبه ساعت ۲۳ و همچنين از شبكه مستند، پنجشنبهها ساعت ۲۲ و تكرار آن جمعهها ساعت ۶:۳۰ صبح و ۱۴:۳۰ بعدازظهر آغاز شده است. اين مستند داستاني كه با اقبال زياد مخاطبان روبهرو شده است، به جرئت ميتوان گفت كه بعد از سلسله برنامههاي مستند «روايت فتح» توانسته است بيشترين مخاطب از بين تمامي طيفها، به خصوص جوانان را به سمت خود معطوف و مجذوب نمايد. اين توان جذب مخاطب آن هم توسط يك درام مستندي كه تمام سعي و تلاش سازندگانش روايتگري بخشي از تاريخ جنگ و كشورمان است، بسيار جاي مداقه و بررسي دارد. چه اينكه بسياري از توليدات سينمايي و تلويزيوني كشورمان كه با هزينههايي چند برابر اين اثر و به منظور جلب نظر مخاطبان توليد ميشوند، نتوانستهاند توجه و اقبال مخاطبان (فارغ از هر نوع دستهبندي) به خصوص نسل آيندهساز و جوان كشور را تا اين حد به خود معطوف كنند.
نكته آخر و پاياني در رابطه با اين مستند داستاني اين است كه توليد و پردازش چنين موضوعات بكر و دستنخوردهاي كه با گذشت سي و چند سال از عمر انقلاب اسلامي، هنوز هم تعداد بيشماري از آنها در اطراف ما وجود دارد، حقاً و انصافاً با مهجوريت و مظلوميتي خاص همراه بوده است. اگر قرار است سازندگي امروز و فرداي سرزمين سرافرازمان را بهتر از گذشته و با حركتي سريعتر انجام بدهيم، لازم است الگوها و شخصيتهاي نمونه و نخبهاي مثل شهيدحسن باقري را به عنوان الگو به جوانان و دانشجويان معرفي كنيم. حال در اين مسير ممكن است از لحاظ تكنيك، ملزومات و وسايل، كمي و كاستيهايي هم وجود داشته باشد اما اصل حركت و فعلي كه قرار است براي رضاي خدا و پيشبرد اهداف اصلي نظام باشد، بيشتر از هر چيزي اهميت دارد، چه اينكه تا كنون تمامي كساني كه در اين مسير گام برداشتهاند در يك سخن اشتراك دارند و آن اينكه«خدا خودش كمك كرد». اين تنها نكتهاي نيست كه باعث تقويت و انگيزش افراد در اين راه ميشود چراكه اگر تأثيري مثبت در روحيه جوانان هر كشوري ايجاد شود، اين تقويت روحي باعث خودباوري بيشتر و بالطبع موجب زياد شدن سرعت گردش چرخ پيشرفت آن ملك خواهد شد.