اينكه بتوانيم در سطح جهان بدرخشيم و روي سكو برويم داراي جذابيت فراواني است، اما اين سؤال مطرح ميشود كه چطور، تيمي كه چند ماه قبل در المپيك انتقاد برانگيز ظاهر شده به نايب قهرماني جهان دست پيدا ميكند؟ ما خيلي پيشرفت داشتهايم يا تكواندوي جهان دچار افت شده است؟ واقعيت اين است كه پاسخ صحيح هيچ يك از دو گزينه مطروحه نيست بلكه بايد گفت، اكثر كشورها درخشش در المپيك را هدف اصلي خود قرار دادهاند و هر گونه مسابقه ديگر را مقدمهاي براي رسيدن به آن ميدانند، چراكه ايشان به خوبي مطلعند جايي كه دنيا به آن چشم ميدوزد المپيك است و به جز فوتبال در هيچ رشته ديگر، قهرماني جهان هم همپاي طلاي المپيك نيست. بنابراين اصراري ندارند تمام داشتههاي خود را در رقابتهاي قارهاي و حتي قهرماني جهان به نمايش بگذارند، حتي اگر چهرههاي شناخته شده آنها نيز در مسابقاتي از اين دست حاضر شوند آنگونه كه در المپيك با انگيزه ظاهر شده و انرژي خرج ميكنند، به نظر نميرسند. اين واقعيت صرفاً در تكواندو مشاهده نميشود بلكه در بسياري از رشتههاي ديگر از جمله كشتي نيز به وضوح قابل رويت است.
به بيان سادهتر، براي آنها يك مسابقه اصلي وجود دارد كه نامش المپيك است و چندين رقابت فرعي كه نامهاي ديگر دارد، بنابراين هرگز نبايد كسب نتايجي چون قهرماني و نايب قهرماني در مسابقاتي غير المپيك برايمان بزرگ قلمداد و جلوه داده شود.
البته آنچه ذكر شد ابداً به اين معنا نيست كه زحمات كساني را كه در راستاي كسب اين پيروزيها تلاش ميكنند ناديده انگاشته شود بلكه مراد آن است كه به گونهاي وانمود نشود كه گروهي كم اطلاع تصور كنند تمام كاستيهايي كه باعث شده بود تكواندوي ما در لندن ناموفق باشد مرتفع شده و حال از جمله قدرتهاي اول جهان محسوب ميشويم. طبعاً نگارنده نيز با اين توجيه كه در بعضي از رشتهها، آسياييها حرفهاي زيادي براي گفتن دارند آشناست، اما اين موضوع باعث نميشود كه به اشتباه بيفتيم و فكر كنيم كه حضور اين مدعيان در رقابتهاي جهاني و آسيايي مسابقات مذكور را در حد المپيك اعتبار ميبخشد. خير، المپيك اوج بسياري از رشتههاي ورزشي به ويژه رزمي است و كسب يك طلا در آن برابر با چندين طلا در رقابتهاي ديگر است پس ضمن تشكر از تمامي كساني كه در كسب اين نايب قهرماني زحمت كشيدهاند متذكر ميشود كه بايد هدفگذاري، موفقيت در المپيك باشد، تا تمامي ملتها حاصل زحمات فدراسيونهاي ما را ببينند.